جملات زیبای کتاب واژه‌های نفهم | طاقچه
تصویر جلد کتاب واژه‌های نفهمsubscriptionAvailable

کتاب واژه‌های نفهم

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۴۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
احمد اکبرپور، آمنه رستمی
انتشارات: 
انتشارات هوپا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
einlam
۳۰
«آدم خوش‌بین و آدم بدبین هردو برای جامعه لازم‌اند. اولی هواپیما را اختراع می‌کند و دومی چتر نجات.»
einlam
۲۴
حماقت از بین نمی‌رود بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر می‌کند.
einlam
۱۳
بعد از مرگ همه شادند چون روی قبرشان می‌نویسند: شادروان.
einlam
۱۲
دروغ نگو. اصلاً اصلاً که نه، کم بگو، اندازه‌ی نیازت. منظور اینکه اسراف نکن. به هر حال دروغ اگر لازمه‌ی زندگی نبود اختراع نمی‌شد. نیاکان ما الکی که نبوده‌اند. جوری دروغ بگو که صد سال بعد از مرگت هم نفهمند با چه عوضیِ آب زیر کاهی طرف بوده‌اند. ضرب‌المثلش هم حی و حاضر است: «دروغ استخوان ندارد که گلو را بگیرد.»
کاربر
۸
آل بویه: این طایفه بوی خیلی گند و ناجوری می‌دادند و هرروز صبح ده تا اسپری و خوش‌بوکننده‌ی چینی و تایوانی روی خودشان و دیگران خالی می‌کردند ولی باز اَه اَه اَه.... خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری
کاربر
۴
در این شرایط، واژه‌های نفهم خودی نشان می‌دهند و بی‌آنکه بخواهند برای رضایت کسی خودشیرینک بازی دربیاورند و هوای عمه و خان‌عمو را داشته باشند حرف درست و حسابی را می زنند. نکته را گرفتید؟ بعضی‌وقت‌ها واژه‌های نفهم خیلی بهتر و بی‌ملاحظه‌تر حرف راست و درست را می‌زنند و تو تعارفات صد من یک غاز گیر نمی‌کنند. یک‌جورهایی واژه‌های بفهم و نفهم دو روی یک سکه‌اند. شکسپیر عرض کردند: «بودن یا نبودن؟ مسئله این است!» ما می‌فرماییم: «فهمیدن یا نفهمیدن، هیچ‌کدام مسئله‌ای نیست.»
کاربر
۴
اشکانیان: این‌ها همه اشکشان دم مشکشان بود و تا کشوری به آن‌ها حمله می‌کرد گریه می‌کردند، نه این‌طور. حتی پادشاه مغول که تو عمرش اشک ندیده بود تا آن‌ها را دید شمشیرش را غلاف کرد و چهارزانو کنارشان نشست و زارزار گریه کرد. وقتی پادشاه اشکانیان برای چنگیزخان دستمال کاغذی آورد، او ده دوازده‌تا پشت سر هم از جعبه بیرون کشید. همه فکر می‌کردند سریع اشک‌هایش را پاک می‌کند ولی او شمشیرش را بیرون آورد و با دستمال‌ها آن را تر و تمیزتر کرد. عهدنامه‌ی کلینکس مربوط به این دوران پرشکوه تاریخی است.
کاربر
۳
همان‌طور که بچه‌ی بفهم و بچه‌ی نفهم داریم تا دلتان بخواهد واژه‌ی بفهم و واژه‌ی نفهم داریم. بچه‌ی بفهم با یک اشاره حواسش را جمع می‌کند و مواظب همه‌چیز هست، اینکه چطور به خان‌عمو سلام کند، کجای دست عمه را ببوسد و چطور به مهمان‌ها لبخند سفارشی بزند. بچه‌ی نفهم تو سرش هم بزنی، کار خودش را می‌کند؛ مثلاً بعد از اینکه با نی‌نی‌های مفو دست داد و روبوسی کرد و لپشان را چندبار کشید، آخر کار می‌رود سراغ خان‌عمو.
کاربر
۳
چه نکته‌ها، همه‌اش ناب نه چرت و پرت و ناباب
𝒩𝒶ℊ𝒽𝓂ℯ𝒽
۳
انتقام یا بخشش، مسئله این است؟
afsoon
۳
به دنیای شخصی هر خری احترام می‌گذارم
Angel
۳
سیاست= کت و شلوار چرک + دروغ شاخ‌دار + لبخند.
کتاب بهشت است :)
۲
هلو هلو گلابی چه واژه‌های نابی! تمشک و ماست و ماهی همه‌اش قوی و عالی (دو بار) همه‌چیزاش سر جا از ویرگولش تا کاما (نگفتم خش بلندگو برطرف می‌شود؟!) پر از حکایت و پند نود عسل، دهش قند چه نکته‌ها، همه‌اش ناب نه چرت و پرت و ناباب
فانتاسماگوری♡•♡
۲
تمام مردم دنیا به یک زبان سکوت می‌کنند.
afsoon
۲
همین مانده با داماد تحمیلی‌مان هم‌کلام بشوم. من اسبم. نمی‌خواهم با هر خری هم‌کلام شوم هرچند صد تا کتابخانه را بلعیده باشد. شما بگویید سنتی، عقب‌افتاده، ولی من پای اصالت و نجابتم ایستاده‌ام.
Angel
۲
متأسفانه کتاب‌ها پر از چیزهایی هستند که آدم را از نفهمی درمی‌آورند و این ابتدای بدبختی است.
((: noor
۱
طنز آینه‌ای است که بینندگان چهره‌ی هر کسی را در آن می‌بینند، الا چهره‌ی خودشان.
AMIR H%S
۱
سگ استخوان را با شادی می‌بلعد، با زوزه دفع می‌کند.
M.M
۱
حماقت از بین نمی‌رود بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر می‌کند.
زینب
۰
ما می‌فرماییم: «فهمیدن یا نفهمیدن، هیچ‌کدام مسئله‌ای نیست.»
محمدرضا جعفری
۰
یکی دیگر از موجودات کاملاً نامفهوم و غیر ضروری عمه است. حتی دخترعمه در جاهای مختصری از آفرینش، به درد می‌خورد، ولی عمه اصلاً و ابداً. اگر خاله و دایی از ریشه خلق نشده بودند یک‌جورهایی روابط فامیلی لنگ می‌زد و خیلی از مهمانی‌ها و بخوربخواب‌ها شکل نمی‌گرفت، ولی اگر عمه را حذف کنیم نه‌تنها اتفاق بدی نمی‌افتد، بلکه نبودش باعث اتفاقات خیلی خوبی می‌شود.
find me in book world
۰
زیرآب نزن. یعنی بی‌گدار به آب نزن. نگرفتی؟‌ ای بابا! یعنی اول نگاه کن ببین طرف کیست. از پسش برمی‌آیی؟ لو نمی‌روی؟ پدرت را درنمی‌آورد؟ اگر خیالت تخت است که تا آخر عمر روحش خبردار نمی‌شود، اساسی زیرآبش را بزن. بزن دیگه. داره نگاه می‌کنه. وقتی به‌سلامتی تشکیل خانواده دادی دست عیال و بچه‌ها را بگیر و برو خانه‌شان مهمانی. بگو حیف شد نامردها دخلت را آوردند و اخراجت کردند. او لبخند می‌زند و می‌گوید ولی بد نشد از آن اداره‌ی کوفتی اخراج شدم، حالا دوتا مغازه‌ی کله‌پزی و جگرگی سر نبش میدان انقلاب دارم و چهارتا اتوبوس وی‌آی‌پی تو خط تهران- شیراز و تهران- بندر. گوش بده و هی بلمبان و آخر کار آروغ بزن. آفرین، همین‌طور خوبه. اگر دستت می‌رسد باز زیرآبش را بزن، شاید وضعش از این بهتر شد. حالا برو فرمان بعدی.
𝒩𝒶ℊ𝒽𝓂ℯ𝒽
۰
ما هیچ‌چیزی از هیچ‌کس کم نداریم. مثل شازده کوچولو حاکم سیاره‌ی خودمان هستیم. او فقط یک بره و چند سیاره اندازه‌ی توپ پلاستیکی داشت.
𝒩𝒶ℊ𝒽𝓂ℯ𝒽
۰
در قبیله‌ای آفریقایی به نام مالامبلا که مردمان فرهیخته‌ای دارد، ابتدای هر سالِ جدید، تمام عمه‌ها را جمع‌آوری می‌کنند. قید تعطیلات نوروزی و سیزده به در را می‌زنند و می‌روند و می‌روند. بالاخره آن ها را می‌برند تو کوهی دور و دراز و بی‌آب و علف. بعد از سیزده شبانه روز، له و خرد و خسته از مراسم عمه‌پرانی، برمی‌گردند، جشن می‌گیرند و چنان بامبا بامبایی راه می‌اندازند که نگو و نپرس. انگار دنیا را به آن‌ها داده‌اند.
𝒩𝒶ℊ𝒽𝓂ℯ𝒽
۰
بین خودمان باشد فقط من و شما کارمان درست است. خلاص!
𝒩𝒶ℊ𝒽𝓂ℯ𝒽
۰
خدا پدر مؤسس صفویان را بیامرزد که فرمان داد: «همه تو صف، بزرگ و کوچک و پیر و جوان و مرد و زن. با هیچ‌کس شوخی ندارم، همه باید بروند تو صف، به‌جز خانواده و فامیل‌های خودم و هرکس و ناکسی که خودم دوست دارم.»
Aseman
۰
واژه‌ی نفهم به اندازه‌ی واژه‌ی بفهم ارزش دارد، زیرا اگر نباشد، فرق این دو را کسی متوجه نمی‌شود.
Aseman
۰
دلیل اصلی تشخیص واژه‌ها این است که بعضی‌وقت‌ها واژه‌های بفهم، مثل بعضی از بچه‌های اتوکشیده و مؤدب، کسل‌کننده و تکراری و حال‌به‌هم‌زن می‌شوند. در این شرایط، واژه‌های نفهم خودی نشان می‌دهند و بی‌آنکه بخواهند برای رضایت کسی خودشیرینک بازی دربیاورند و هوای عمه و خان‌عمو را داشته باشند حرف درست و حسابی را می زنند.
صبا
۰
آهان، آفرین. متن داریم تا متن. کتاب داریم تا متاب و شعر داریم تا مِعر
afsoon
۰
اس ناخوانده را می‌خوانی: «اگه خودکارتون به اندازه‌ی نوشتن یک جمله جوهر داشت در مورد من چه می‌نوشتید؟» در حالت عادی، آدم تاحدودی مؤدبی به نظر می‌رسی. کسی فکر نمی‌کند فحشی چیز از بین لب‌های مهربانت به بیرون درز کند. همه فکر می‌کنند آدم پدر و مادرداری هستی. اگر غیر از این بود که دوست عزیز یا همکار یا فلان‌کس عزیز این اس عاطفی را برایت نمی‌فرستاد.