
Maryam Bagheri
۶
قطار میرفت بسوی آیندهای نامعلوم. من حتی توی اون شهر یک آشنا هم نداشتم. اصلاً نمیدونستم از قطار که پیاده شدم، باید کجا برم و چیکار کنم.
خودمو دست خدا سپرده بودم و میرفتم.
mahsa
۶
مادر، لازم نیست دست روی سرت بکشه، لازم نیست کلامی به زبون بیاره، فقط کافیه کنارت باشه و نگاهت کنه.
اونوقت لذت بیهمتای محبت، تا عمق وجودت رخنه میکنه. مگه توی دنیا زلالتر از عشق اون هست؟
Maryam Bagheri
۲
کنار دیوار، پاشیر قرار داشت که با دو تا پله میرفت پایین
Parisa
۲
من چایی براشون ریختم و بردم تعارف کنم که دایی گفت: نمیخواد؛ اینقدر اصراف نکنین؛ باید خسارت ماشین رو بدین.
mahsa
۱
هیچ لذت و نعمتی بالاتر از این نیست که مادر باشی.
f.tehrani1990
۱
مامانم با اعتراض میگفت: اینقدر ناز اینو کشیدی که باید به شپش تنش بگیم منیژه خانم! و این یعنی اینکه من زیادی ناز میکردم.
کاربر ۱۵۲۶۲۳۴
۰
باز فراموش کردی که چه کسی مراقب توست؟ همون خدایی که تا حالا هوای ما رو داشته، باز هم این کار رو میکنه؛ ولش کن دیگه بهش فکر نکن.
Parisa
۰
خونهی ما نزدیک پلِ.
کاربر ۲۰۷۵۸۹۱
۰
یکی خلق بدی داره؛ یکی پول نداره و یکی بهش خیانت شده؛ اما همهی اینا یک عالمه چیزهایی دارن که آرزوی بقیه است!
همون سلامتی که تو داری، نهایت آرزوی کسی هست که مریضه. هیچکس خوشبخت نیست چون ما فقط چیزی رو که نداریم، میخوایم؛ و به چیزی که داریم، فکر نمیکنیم.
بیشترمون میدونیم ولی عمل نداریم. شکر میکنیم ولی نه از ته دل. راضی به رضای خدا هستیم ولی اونی که اون میخواد باید همونی بشه که ما میخوایم بشه!
همه همینطورن؛ همه. حالا تو داری به خاطر نعمتی که خدا بهت داده شکایت میکنی؟ چیزی که هیچکس نداره جز تو. بذار من برات چند تا شو بگم: سلامتی، خوشگلی، قد بلندی، چشم داری چه چشمی، قلب داری طلا؛ همشو بگم؟
سعیده
۰
حالا میبینم که پرستاری بهترین شغله. آدم هر روز میتونه خودشو محک بزنه که چقدر انسانه؟ وقتی پرستاری، هر ساعت و هر لحظه داری به در گاه خدا و خودت امتحان پس میدی.
توی این کار، یک لحظه نباید از خودت غافل بشی و یادت بره که اون مریض به تو نگاه میکنه و شکستن دل اون یعنی از دست دادن همون لحظه و همون میشه برات گناه و ثواب. این خیلی جالبه که من شغلی داشته باشم که توی تمام لحظات زندگیم مراقب اعمالم باشم.
سعیده
۰
حالا میبینم که پرستاری بهترین شغله. آدم هر روز میتونه خودشو محک بزنه که چقدر انسانه؟ وقتی پرستاری، هر ساعت و هر لحظه داری به در گاه خدا و خودت امتحان پس میدی.
توی این کار، یک لحظه نباید از خودت غافل بشی و یادت بره که اون مریض به تو نگاه میکنه و شکستن دل اون یعنی از دست دادن همون لحظه و همون میشه برات گناه و ثواب. این خیلی جالبه که من شغلی داشته باشم که توی تمام لحظات زندگیم مراقب اعمالم باشم.
mahan
۰
پرسید: تو هنوز منو دوست داری؟
گفتم: معلومه که دارم. تو هیچ وقت دیدی من اسم طلاق رو بیارم؟ چون نمیخوام هرگز از تو جدا بشم.
گفت: فدات بشم، منم هرگز به این کلمهی نفرتانگیز فکر نکردم. تو همیشه مال خودمی!
وقتی رسیدم در خونه، پیاده شدم و کلید انداختم در رو باز کنم؛ ولی قبل از این کار، حامد منو بغل کرد و به سینه فشرد. اونقدر محکم که داشت استخونم میشکست. هر دو ساکت بودیم. سرمو گذاشتم روی سینهاش. هر دو خسته بودیم از دردی که این مدت طولانی تحمل کردیم.
کاربر ۸۰۵۶۰۶۳
۰
ما دخترای معصوم و پاکی بودیم که فکر میکردیم هر چی خوبتر باشیم، قدرمون رو بیشتر میدونن ولی کسی به ما یاد نداد چطور در مقابل این جور سختیها عکسالعمل نشون بدیم و باید چیکار کنیم تا بیشتر به ضرر خودمون تموم نشه.