در واقع مردن ما امری است بیشتر از آن دیگران تا از آن خودمان؛ و چه بتوانیم از عهده نقل کلام آن خردمند نکته سنج برآییم چه نتوانیم، به هر حال اعتبار معنویاش به جای خود باقی است، که تا ما هستیم، مرگ نیست، و چون مرگ هست، ما نیستیم؛ یعنی میان ما و مرگ هیچ رابطه واقعی وجود ندارد، و آن چیزی است که اصلا به ما مربوط نمیشود، و حداکثر به جهان و طبیعت ارتباط دارد ـ و به همین دلیل هم هست که همه موجودات با آرامش، خونسردی، با بیفکری و بیگناهی خودخواهانهای بر آن مینگرند.