
کتاب هزار گوهر: منتخبی از اشعار صائبتبریزی با بررسی اسلوب معادله در سبک هندی
پدیدآورندگان:
مرتضی نوربخشانتشارات:
انتشارات سوره مهر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
مادربزرگ💝
۱۷
پاکان ستم ز دور فلک بیشتر کشند
گندم چو پاک گشت خورد زخم آسیا
دختر دریا
۷
سخن عشق چو آید به میان خامش باش
لب گشودن به تکلم لب بام است اینجا
دختر دریا
۲
نشد ز نسخه دل نقطهای مرا معلوم
اگرچه عمر به تصحیح این رساله گذشت
صایب تبریزی
دختر دریا
۲
صید خود گوشهنشینان به توجه گیرند
دیده منتظران حلقه دام است اینجا
imaanbaashtimonfared
۲
از شجاعت نیست با نامرد گردیدن طرف
روی گردانیدن اینجا حمله مردانه است
Saleh Ghs
۲
دل دیوانه من قابل زنجیر نبود
ورنه کوتاهی از آن زلف گرهگیر نبود
Ali Yeganeh
۱
خوشا کسی که به خون جگر وضو سازد
به اشک سینه خود پاک از آرزو سازد
سرشک سوخته عشق اختیاری نیست
چگونه شمع گره گریه در گلو سازد؟
Ali Yeganeh
۱
یکی است آمدن و رفتن سبکروحان
شکوفه جامه احرام از کفن دارد
اشکانم
۱
اساس کار غزل ارتباط افقی، یعنی مصرع با مصرع، است؛ چنانکه، در تسمیه، غزل را چریدن آهو گفتهاند به این اشارت که آهو هنگام چرا معمولاً از یک گوشه چمنزار نمیچرد و خود را سیر نمیکند، بلکه جاهای مختلف چمنزار را میچرد. شاعر غزلسرا هم خود را پایبند یک معنی نمیکند و به موضوعهای مختلف سرک میکشد تا از دریای بیکران لفظ، معانی تازه و مختلفی را صید کند.
اشکانم
۱
مشو از شکر حق غافل که حق از خلق نعمت را
نمیگیرد به کفر اما به کفران بازمیگیرد
Saleh Ghs
۱
پاک سازد روزه صایب سینهها را از هوس
ز آتش امساک میسوزد تمناهای خام
마흐사
۱
پاکانْ ستم ز دور فلک بیشتر کشند
گندم چو پاک گشت خورد زخم آسیا
imaanbaashtimonfared
۰
گفتوگوی عشق را از عقل پنهان داشتن
راز را آهسته پیش گوش سنگین گفتن است
اشکانم
۰
بس که دیدم بیثباتی از جهان بیوفا
خاک ساکن در نظر آب روانی شد مرا
اشکانم
۰
بینیازی سرکشی میآورد زآن لطف حق
بندگان را مبتلا سازد به درد احتیاج
imaanbaashtimonfared
۰
اظهار عشق را به زبان احتیاج نیست
چندان که شد نگه به نگه آشنا بس است
imaanbaashtimonfared
۰
روی خوش لفظ، بوی خوش معنی است
معنی از لفظ دلپذیرتر است
شهاب
۰
معنی در شعرش اغلب بیتأخیر است و پابهپای لفظ پیش میرود.
شهاب
۰
در دورهای غزل حال و هوای عاشقانه داشت و آن را با قول مرادف میگرفتند؛ یعنی کلامی که قابل تغنی باشد و خواندن با نواختن همراه شود، که البته گاهی حاوی نکتههای حکمی نیز بود، مثل دوره سبک خراسانی. در دورهای نیز، در کنار عاشقانهسرایی، غزل رنگ و بوی عرفان گرفت و معشوق آسمانی شد؛ مثل دوره سبک عراقی، که اوجش را باید در عاشقانههای سعدی و عارفانههای حافظ جست. در دورهای دیگر هم، که نمادها جوابگوی روح عاصی مخاطب نبودند، غزل بیرونی و تمثیلی شد؛ مثل دوره سبک هندی یا اصفهانی، که میرزا صایب یکی از واضحان بزرگ این سبک است.