جملات زیبای کتاب ذکرحسین‌بن منصور حلاج (گزیده‌هایی از تذکره‌الاولیا) | طاقچه
تصویر جلد کتاب ذکرحسین‌بن منصور حلاج (گزیده‌هایی از تذکره‌الاولیا)

بریده‌هایی از کتاب ذکرحسین‌بن منصور حلاج (گزیده‌هایی از تذکره‌الاولیا)

۴٫۶
(۱۸)
راه رسیدن به خدا چگونه است؟ گفت: «دو قدم است و خواهی رسید؛ یک قدم از دنیا برگیر و یک قدم از آخرت؛ اینک رسیدی به مولی.» یعنی نه دنیا را بخواه و نه آخرت را بلکه خود او را بجو.
مهدی نجفی
«نَفْس» را به چیزی مشغول بدار که انجام شدنی باشد و اگر چنین نکنی او ترا به چیزی مشغول می‌دارد که انجام نشدنی خواهد بود
hegmataneh
«اگر برای حق مقبول باشد به رد خلق مردود نگردد و اگر برای حق مردود باشد به قبول خلق مقبول نشود.»
atiye
در مقام معرفت، همهٔ شک‌ها برمی‌خیزند و سالک آنچه را به استدلال نمی‌تواند دریابد به چشم باطن می‌بیند
نون صات
آخرین سخن حسین این بود که گفت: «حَسْبُ الواجِدِ اِفراد الواحِدِلَه.» و این آیه را خواند: «یسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَیعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ» و این آخر کلام او بود.
مهدی نجفی
خادم او در آن موقعیت وصیتی خواست. گفت: «نَفْس» را به چیزی مشغول بدار که انجام شدنی باشد و اگر چنین نکنی او ترا به چیزی مشغول می‌دارد که انجام نشدنی خواهد بود. دست‌یافتن به چنین حالی و با خود بودن به صورت کار اولیاست.» پسرش گفت: مرا وصیتی کن. گفت: «چون جهانیان در اَعمال می‌کوشند، تو درچیزی بکوش که ذره‌ای از آن، از هزار عمل جن و انس بهتر است و آن هیچ نیست به جز علم حقیقت.»
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
سالک آنچه را به استدلال نمی‌تواند دریابد به چشم باطن می‌بیند
نون صات
«حق حق حق اناالحق.» درویشی در آن میان از او پرسید: عشق چیست؟ گفت: «امروز خواهی دید و فردا خواهی دید و پس‌فردا نیز خواهی دید.» آن روز حسین را کشتند و روز دیگر جسدش را سوزاندند و روز سوم خاکسترش را به باد دادند؛ یعنی عشق اینست.
Sepid
و گفت: اخلاص، تصفیه عمل است از آلودگیِ دشمنی و دل‌آزردگی. و گفت: زبانِ گویا، هلاک، دل‌های خاموش است.
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
پرسیدند که راه رسیدن به خدا چگونه است؟ گفت: «دو قدم است و خواهی رسید؛ یک قدم از دنیا برگیر و یک قدم از آخرت؛ اینک رسیدی به مولی.» یعنی نه دنیا را بخواه و نه آخرت را بلکه خود او را بجو.
|\/|o|-|@|\/||\/|@|).®
اگر برای حق مقبول باشد به رد خلق مردود نگردد و اگر برای حق مردود باشد به قبول خلق مقبول نشود
نون صات
وگفت: توکل آن است که زمانی که می داند در شهر کسی ارجح‌تر از او برای «خوردن» وجود دارد، چیزی نخورد.
بهروز
وگفت: توکل آن است که زمانی که می داند در شهر کسی ارجح‌تر از او برای «خوردن» وجود دارد، چیزی نخورد.
بهروز
شب اول که او را حبس کردند برای بازدید به او آمدند؛ او را در زندان ندیدند؛ همهٔ زندان گشتند کسی را ندیدند. شب دوم نه او را دیدند و نه زندان را؛ هر چقدر که به جستجوی زندان پرداختند آن را ندیدند. شب سوم او رادر زندان دیدند؛ گفتند شب اول کجا بودی و شب دوم زندان و تو کجا بودید؟ اکنون هر دو پدید آمدید این چه واقعه‌ای است؟ گفت: «شب اول من به در حضور حضرت حق بودم به این جهت اینجا نبودم و شب دوم حضرت حق اینجا بود، به همین دلیل هر دو غایب بودیم. شب سوم مرا باز فرستادند برای حفظ شریعت؛ بیائید و کار خودتان را کنید.
بهروز
«اگر برای حق مقبول باشد به رد خلق مردود نگردد و اگر برای حق مردود باشد به قبول خلق مقبول نشود.»
mimoli
استاد ابوالقاسم قشیری در حق او گفت: «اگر برای حق مقبول باشد به رد خلق مردود نگردد و اگر برای حق مردود باشد به قبول خلق مقبول نشود.»
کاربر ۱۰۲۲۷۰۲۸
و گفت: «خوی‌های بزرگ» آن است که آزار و اذیت و بی مهری و بی‌وفایی خلق در تو اثر نکند که آنگاه است که خدای تعالی را شناخته باشی. وگفت: توکل آن است که زمانی که می داند در شهر کسی ارجح‌تر از او برای «خوردن» وجود دارد، چیزی نخورد
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
فریدالدین عطار نیشابوری به سال ۵۴۰ ه.ق در شهر نیشابور به دنیا آمد و در سال ۶۱۸ ه.ق در نتیجهٔ حملهٔ مغول کشته شد. از او هفت اثر با ارزش برجای مانده که کتاب شرح‌الوصفِ «تذکره‌الاولیا» نمونه‌ای از آن است.
بهروز
«ابوالمغیث عبدالله بن احمد بن ابی طاهر» مشهور به «حسین‌بن منصور حلاج»، عارف و صوفی قرن سوم هجری قمری و معروف به «ابوالمغیث»
بهروز
او را به این دلیل «حلاج» می‌گفتند که یک بار از انبار پنبه می‌گذشت و اشاره‌ای کرد و در یک لحظه دانه از پنبه بیرون آمد و خلق متحیر شدند. نقلست که در شبانه‌روز چهارصد رکعت نماز می‌خواند و برخود واجب می‌دانست؛ به او گفتند: «چرا با این مقام و جایگاهی که داری چنین رنج می‌بری؟» پاسخ داد: نه راحتی درحال دوستان ما اثر می‌کند و نه رنج؛ زیرا دوستان از خود و هستی خود غافل‌اند و نه رنج در ایشان اثری دارد و نه راحتی.
بهروز
و من متعجبم از کسی که باور دارد که از درختی آواز «اناالله» (من خدایم) برآید و درختی حقیقتاً در میان نباشد، چرا باور نمی‌کنند که از حسین «اناالحق» (من خدایم) برخیزد و حسین در میان نباشد؟
کاربر ۱۰۲۲۷۰۲۸
شبلی گفته است که: «من و حلاج از یک مشربیم؛ به من دیوانگی نسبت دادند با این حال نجات یافتم و اما حسین را عقل او هلاک کرد.» ا
کاربر ۱۰۲۲۷۰۲۸
«ابوعبدالله خفیف» گفته است که: حسین منصور عالمی ربانی است؛ شبلی گفته است که: «من و حلاج از یک مشربیم؛ به من دیوانگی نسبت دادند با این حال نجات یافتم و اما حسین را عقل او هلاک کرد.» اگر او مورد سرزنش خداوند بود، این دو بزرگ در حق او این چنین نمی‌گفتند و برای ما گفتهٔ آنها گواه تمام است؛
کاربر ۱۰۲۲۷۰۲۸
نقلست که در شبانه‌روز چهارصد رکعت نماز می‌خواند و برخود واجب می‌دانست؛ به او گفتند: «چرا با این مقام و جایگاهی که داری چنین رنج می‌بری؟» پاسخ داد: نه راحتی درحال دوستان ما اثر می‌کند و نه رنج؛ زیرا دوستان از خود و هستی خود غافل‌اند و نه رنج در ایشان اثری دارد و نه راحتی.
کاربر ۱۰۲۲۷۰۲۸

حجم

۲۳٫۴ کیلوبایت

تعداد صفحه‌ها

۳۲ صفحه

حجم

۲۳٫۴ کیلوبایت

تعداد صفحه‌ها

۳۲ صفحه

قیمت:
۱,۰۰۰
تومان