جملات زیبا از متن کتاب فیضاً له | طاقچه
تصویر جلد کتاب فیضاً لهsubscriptionAvailable

کتاب فیضاً له

۳.۹(از ۷۶ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
ناصر فیض
categoryدسته‌بندی: 
طنز

قیمت:

۲,۹۵۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را من از روی ادب باید دل او را به دست آرم
"Shfar"
۴۵
در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند گاهی در این مواقع کرم از خود درخت است
ریحانه باقریه
۴۴
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به دستش می‌دهم کاری که بار آخرش باشد
سیّد جواد
۴۱
ویران شود این خانه که وای‌فای ندارد
"Shfar"
۳۵
مشکل خویش برِ پیر مغان بردم دوش گفت: «دنیا شده از مشکل پر، این هم روش»
"مِشکات"
۳۰
دیری‌ست که دلدار پیامی نفرستاد ویران شود این خانه که وای‌فای ندارد
آترین🍃
۲۹
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل مگر دیوانه باشی شب بمانی در چنین جایی [درباره این بیت هم بدون هیچ دلیل خاصی توضیحی ندارم.]
PARSA
۲۵
ما آبروی فقر و قناعت نمی‌بریم فقر و قناعت است که برد آبروی ما
"Shfar"
۲۵
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر لیلی آمد دم در، گفت: «بیا، برق آمد» [این بیت تنها بیت است در تاریخ ادبیات، که به‌وضوح ثابت می‌کند در دوره لیلی و مجنون برق اختراع شده بوده و خاموشی برق هم ماجرای جدیدی نیست.]
Aysan
۲۳
در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند ما با هزار زحمت یک‌جور از آن گذشتیم
ریحانه باقریه
۲۱
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به دستش می‌دهم کاری که بار آخرش باشد [بله. به‌هرحال ما هم دست روی دست نمی‌گذاریم.]
Aysan
۱۶
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است یکی همین که به عاشق سبیل می‌آید [همه فرق‌ها را خب نمی‌توان ذکر کرد. مخصوصاً وقتی خانواده اینجا نشسته باشد.]
PARSA
۱۵
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر لیلی آمد دم در، گفت: «بیا، برق آمد»
سیّد جواد
۱۵
از رهگذر خاک سر کوی شما بود هر خاک که شد بر سرم، این «کوی» ه تو داری!؟
هانیه سادات
۱۴
تیری که زدی بر دلم از غمزه، خطا رفت اما به کس از شرم نگفتم که کجا رفت [قربان ادبت بروم، ادب از که آموختی بالاخره؟]
Aysan
۱۳
مشکل خویش برِ پیر مغان بردم دوش گفت: «دنیا شده از مشکل پر، این هم روش» [من از جوانی مشکلاتم را با پیر مغان مطرح می‌کردم.]
Aysan
۱۳
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم چند کفش خوب حتماً با خودت آنجا ببر [چیز خاصی نیست. چون بین راه مسجد فراوان است، کفش لازم می‌شود.]
PARSA
۱۳
آسایش دو گیتی تفسیرِ این دو حرف است: تفسیر حرف اول، تفسیر حرف دوم [لطفاً بدون حرکات موزون بخوانید.]
Autumn
۱۲
داشتم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشید صد و یک عیب که شد دلق من از کار افتاد
منتظر
۱۱
کردم روانه هرچه پسر داشتم به شهر شاید کز آن میانه یکی کارگر شود [معلوم است بحران اشتغال از زمان حافظ و بلکه قبل‌تر بحران بوده است.]
Hossein
۱۰
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را من از روی ادب باید دل او را به دست آرم [نگفتم؟]
سوما
۱۰
گر خواستی از آن بو بدتر ندیده باشی بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر [می‌بینید این‌که نبش قبر در اعتقادات ما منع شده است بی‌جهت نیست.]
"Shfar"
۱۰
به آب روشن می عارفی طهارت کرد و رفته‌رفته به این کار زشت عادت کرد [طهارت خودش کار بسیار پسندیده‌ای است، اما تصورش نه.]
Aysan
۹
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به دستش می‌دهم کاری که بار آخرش باشد [بله. به‌هرحال ما هم دست روی دست نمی‌گذاریم.]
ریحانه باقریه
۸
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر لیلی آمد دم در، گفت: «بیا، برق آمد» [این بیت تنها بیت است در تاریخ ادبیات، که به‌وضوح ثابت می‌کند در دوره لیلی و مجنون برق اختراع شده بوده و خاموشی برق هم ماجرای جدیدی نیست.]
ریحانه باقریه
۸
چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را؟ خودت مقایسه کن کاغذ و مقوا را [در شرح همین بیت است: میان ماه من تا ماه گردون/ تفاوت از اهر تا طالقان است]
Aysan
۸
خانه خالی کن دلا، تا منزل جانان شود غالباً در این مواقع خاک بر سر می‌کنند [«خاک بر سر کردن» کنایه است از «خاک بر سری کردن» و «خاک بر سری کردن» نیاز نیست توضیح بدهیم که کنایه از چیست.]
Aysan
۸
چمن خوش است و هوا دلکش است و می بی‌غش مرا فقط نگرانی ز گشت ارشاد است
|قافیه باران|
۸
لبت شکّر به مستان داد و چشمت می به می‌خواران برای عضوهای دیگرت برنامه‌ریزی کن [شاعر دیگر در جای دیگر گفته: چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار.]
Aysan
۷
از آن می‌ها که قطعاً می‌بَرَد زنگِ غم از دل‌ها الا یا ایها الساقی، أدر کأساً و ناولها
سیّد جواد
۶