
کتاب بامعرفتها
پدیدآورندگان:
ابوالفضل زرویی نصرآبادانتشارات:
انتشارات کتاب قاف٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
سپیده
۳۶
یکی حقوق و کار و مسکن میخواد
یکی دیگه مجرده، زن میخواد
یکی پی اوامر عیاله
یکی به فکر لقمۀ حلاله
یهعده صبح و ظهر و شب قدمرو
یهعده لک و لک، یهعده سگدو
تو دورۀ الاکلنگ و تیشه
مسلماً هرکی به فکر خویشه
تقی به فکر رونق نقی نیست
کسی به فکر نفع مابقی نیست
مقالهها پشتهماندازیه
جناح و باند و حزب و خط، بازیه
بسکه به هرطرف ستادمون رفت
صراط مستقیم یادمون رفت
Abolfazl
۳۱
اگر دیدی دختره دست تکون داد
یهوقت بهت در باغ سبز نشون داد
بپا یه وقتی دست و پات شل نشه
پنالتیش از صد قدمی گل نشه
فتنه و دعوا سر نونه، مشدی
دورۀ آخرالزمونه، مشدی
Aysan
۳۰
خدا کنه حاجتتون رواشه
دست به خاکستر میزنین، طلا شه
Aysan
۲۳
قربون دورهای که خوشبینی بود
تار سیبیلا چک تضمینی بود
"Shfar"
۲۲
خدایی که قشنگه لطف و قهرش
Abolfazl
۲۰
گذشت دورهای که ما یکی بود
خدا و عشق آدما یکی بود
نامۀ مجنون به حضور لیلی
میرسه اینترنتی و ایمیلی
شیرین میره میشینه پیش فرهاد
روی چمن تو پارک بهجتآباد
زلفای رودابه دیگه بلند نیست
پلّه که هست، نیازی به کمند نیست
تو کوچه غوغا میکنند و دعوا
چهارتا یوسف سر یک زلیخا
نگاه عاشقانه بیفروغه
اگر میگن «عاشقتم»، دروغه
"Shfar"
۱۹
دل که نلرزه، جز یه مشت گل نیست
دلی که توش غصه نباشه، دل نیست
این در و اون در زدناش قشنگه
به سیم آخر زدناش قشنگه
سپیده
۱۸
آره خلاصه، بعضیا قاطیان
تو هرچی پا میذارن افراطیان
مفیده بوریا بهقدرِ مخمل
دریا قشنگه مثل کوه و جنگل
هرجا که نقل خاک و آبه، گِل باش
داغ و خنک نباش و معتدل باش
به وقت ازدیاد و قحطِ محصول
بخند و گریه کن، بهقدرِ معقول
اگر برندهای، فلاشر نزن
اگر به کامتم نشد، جر نزن
Abolfazl
۱۷
اگر بیفتی توی چاله چوله
اینا میرن اتل متل توتوله
تا عسلی، اینام برات زنبورن
به فوت میآن، به باد میرن، اینجورن
قدیمترا قاتله هم صفت داشت
دزد سرگردنه معرفت داشت
دزده زنا رو وارسی نمیکرد
نگاه به ناموس کسی نمیکرد
"Shfar"
۱۶
مرحمتش بیشتره از عذابش
اینو خودش نوشته تو کتابش
قربون اون خدا، که اسمش دواست
قربون اون خدا، که ذکرش شفاست
mandir
۱۳
یه چیز میگم، ایشالا دلخور نشین
قربون اون دلای تکسرنشین
"Shfar"
۱۲
کسی اگه محلتون میذاره
یه وقتی یابو ورتون نداره
همیشه عجز و ندبه از ورع نیست
سلامِ اهل خدعه بیطمع نیست
دوماد اگر پدرزنو میبوسه
برای بعله گفتنِ عروسه
بعلهبرون به قصد چاپلوسی
برای عقد و بعدشم عروسی
نمیشه کوهو کَند و نابودش کرد
نمیشه دریا رو گلآلودش کرد
تو غم و شادی مث مولا باشیم
جنگل و کوه و دشت و دریا باشیم
"Shfar"
۱۱
وقتی طرف تو کوچه پیدا میشه
توی دلت یهباره غوغا میشه
آرزوهات خیلی دورن انگاری
توی دلت رخت میشورن انگاری
صدای قلبت اونقدَر بلنده
که دلبرت میشنوه و میخنده
دین و مرام و اعتقادت میره
اونکه میخواستی بگی یادت میره
میخوای بگی «فدات بشم الهی»
میگی که «خیلی مونده تا سهراهی؟»
میخوای بگی «عاشقتم عزیزم»
میگی که «من عاعاعاعا چیچیزم»
میخوای بگی «بیام به خواستگاری؟»
میگی «هوای خوبی داره ساری»
سپیده
۱۰
نشین دچار نخوت و توهم
با چارتا بوق و سوت و دست مردم
کسی اگه محلتون میذاره
یه وقتی یابو ورتون نداره
همیشه عجز و ندبه از ورع نیست
سلامِ اهل خدعه بیطمع نیست
دوماد اگر پدرزنو میبوسه
برای بعله گفتنِ عروسه
بعلهبرون به قصد چاپلوسی
برای عقد و بعدشم عروسی
نمیشه کوهو کَند و نابودش کرد
نمیشه دریا رو گلآلودش کرد
تو غم و شادی مث مولا باشیم
جنگل و کوه و دشت و دریا باشیم
Aysan
۱۰
تو دورۀ الاکلنگ و تیشه
مسلماً هرکی به فکر خویشه
تقی به فکر رونق نقی نیست
کسی به فکر نفع مابقی نیست
مقالهها پشتهماندازیه
جناح و باند و حزب و خط، بازیه
بسکه به هرطرف ستادمون رفت
صراط مستقیم یادمون رفت
"Shfar"
۱۰
خدا کنه حاجتتون رواشه
دست به خاکستر میزنین، طلا شه
Aysan
۹
خوشا به حالِ اون که تو محلهش
هوای عاشقی زده به کلهش
کسی که قلبش اتصالی داره
میدونه عاشقی چه حالی داره
با اینکه سخته، باز دلنشینه
«تپش، تپش، وای از تپش» همینه
رد و بدل که شد نگاه اول
بیرون میآد از سینه آه اول
دل میگه ـ هرچی بهش بگی ـ فوتینا
خواب و خوراک و زندگی فوتینا
عاشق شدن شیدایی داره والا
«خاطرخواهی رسوایی داره» والا
"Shfar"
۹
قربون گرمابه و عشق و حالش
قربون دلاکه و مشت و مالش
اوستا بیا، اخم و اداتو عشقه
کیسه و لیف و سنگپاتو عشقه
sogand
۹
همون قدیمترم که اسب و خر بود
سواره از پیاده بیخبر بود
Aysan
۸
دل که نلرزه، جز یه مشت گل نیست
دلی که توش غصه نباشه، دل نیست
این در و اون در زدناش قشنگه
به سیم آخر زدناش قشنگه
دلم گرفته بود و غصه داشتم
منم براش سنگ تموم گذاشتم
نصفهشبی به کوه تکیه کردم
نشستم و تا صبح گریه کردم
سجلّ و مدرک نمیخواد که گریه
دستک و دنبک نمیخواد که گریه
رو لبمون همیشه خنده پیداست
میخندیم، اما دلمون کربلاست...
;-)
۸
هر بشری فکر و خیالی داره
هرکی برا خودش یه حالی داره
هیچی تو این میونه تکراری نیست
تو خلقت خدا کپیکاری نیست
یهعده بیچارۀ کسبِ پولن
یهعده دایم پی حال و حولن
یهعده فکر تیپ و هنگ و لشکر
یهعده دنبال کتاب و دفتر
sogand
۸
عشق اگه اینه، ما نخواستیم، داداش
Aysan
۷
نوکر مشتیای لوطیصفت
مخلص آدمای بامعرفت
جون به فدای مردم صمیمی
معرفت عتیقه و قدیمی
دنیا عجیب و بیدروپیکره
بپا که شست پات تو چشمت نره
Aysan
۶
هرجا که نقل خاک و آبه، گِل باش
داغ و خنک نباش و معتدل باش
به وقت ازدیاد و قحطِ محصول
بخند و گریه کن، بهقدرِ معقول
اگر برندهای، فلاشر نزن
اگر به کامتم نشد، جر نزن
Aysan
۶
قربون گرمابه و عشق و حالش
قربون دلاکه و مشت و مالش
اوستا بیا، اخم و اداتو عشقه
کیسه و لیف و سنگپاتو عشقه
اوستای دلاکی و مرد کاری
یه چیز میگم، میخوام که نه نیاری
کیسه به دست و پای عالم بکش
یهریزه سفت و سخت و محکم بکش
کیسه بکش تموم سینهها رو
ببر با کیسه بغض و کینهها رو
مرزا نشون خوف و ترس و لرزه
کیسه بکش رو هرچی خط و مرزه
Dexter
۶
خدا که بغض و دشمنی نداره
بهغیر نور و روشنی نداره
پیشش که با شکستهبالی بری
نترس اگر که دست خالی بری
Aysan
۵
قبل شما جنّای طفل معصوم
صبح سحر جمع میشدن تو حمّوم
لنگ و قطیفه توی بقچههاشون
نگاه آدما به سمّ پاشون
اصالتاً جنّای ناموسپرست
به هیچ خانمی نمیزدن دست
نه زن سَحَر بیرون خونه میرفت
نه جن به حمّوم زنونه میرفت
جن واسه خانما یهجور خیال بود
اونم که تازه جن نبود و آل بود
Aysan
۵
کسی اگه محلتون میذاره
یه وقتی یابو ورتون نداره
همیشه عجز و ندبه از ورع نیست
سلامِ اهل خدعه بیطمع نیست
دوماد اگر پدرزنو میبوسه
برای بعله گفتنِ عروسه
Dexter
۵
هرجا که نقل خاک و آبه، گِل باش
داغ و خنک نباش و معتدل باش
به وقت ازدیاد و قحطِ محصول
بخند و گریه کن، بهقدرِ معقول
اگر برندهای، فلاشر نزن
اگر به کامتم نشد، جر نزن
zahra zafarani
۵
شمام اگه خستهاید از تجارت
یهروز غروب پا شیم بریم زیارت