جملات زیبای کتاب از تروما تا التیام | طاقچه
تصویر جلد کتاب از تروما تا التیام
off
٪۲۰

کتاب از تروما تا التیام

شناخت روان‌زخم‌ها و راه درمان آن‌ها

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۴۱ رأی)
انتشارات: 
نشر مون
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مآنا
۸
شاید با یادآوری برخی خاطرات هنوز به خود بلرزیم و شاید سایه‌ای از حسرت همواره با ما بماند، اما روزی از بدترین بخش ماجرا عبور خواهیم کرد. درد از ما عبور خواهد کرد؛ ما همچنان زخمی خواهیم بود، اما بر اندوه خود فائق آمده‌ایم.
توت فرنگی
۶
اگر اعتیاد را نشانهٔ عشقی حقیقی و بسیار عمیق به چیزی تصور می‌کنیم، در فهم اعتیاد دچار سوءتفاهم شده‌ایم. اعتیاد هرگز از اشتیاق برنمی‌خیزد، بلکه نشانه‌ای از گریز است. ما گرفتار اعتیاد می‌شویم، چون چیزی یا چیزهای بسیاری درونمان تحمل‌ناپذیر است
توت فرنگی
۵
باید به بدن کمک کنیم تا حس کند صدایش شنیده می‌شود، به آن فرصت گریستن و سوگواری دهیم تا غم‌هایش را آزاد کند و آنچه را دیرزمانی از آن بی‌بهره بوده به او ببخشیم: فرصتی برای آزاد شدن، آرام گرفتن، در آغوش بودن و حرمت یافتن.
توت فرنگی
۳
افرادی که دست به خودکشی می‌زنند، مدت‌ها پیش از رویارویی با آن عامل نهایی، در مرز نفرت عمیق از خود به سر می‌برده‌اند. ناکامی‌های بزرگ‌سالی یقیناً بی‌تأثیر نبوده ولی ریشهٔ مشکل به گذشتهٔ بسیار دور برمی‌گردد. شاید به‌این‌دلیل به زندگی خود پایان می‌دهند چون دیگر فضایی برای کشف «اشتباهات تازه‌تر» در خودشان باقی نمانده است.
توت فرنگی
۳
بایست گاهی، زمانی که هیچ‌کس در اطراف نیست، فریاد بکشیم تا به‌درستی احساس کنیم چیزی سر جایش نیست و به رنجمان شکلی ملموس ببخشیم.
توت فرنگی
۳
یکی از علائم کلاسیکِ تروما، خشکی و انجماد است. ما چنان در ترس فرومی‌رویم که توان حرکت را از دست می‌دهیم. آن‌قدر خود را بی‌ارزش می‌پنداریم که هر میلی به رهایی و بی‌قیدی را در نطفه خفه می‌کنیم. به همین سبب، فرد آسیب‌دیده نیاز دارد به پایکوبی تشویق شود تا به یاد آورد که هست، که حقِ بودن دارد و می‌تواند بازیگوش و رها، و فارغ از شرم و نگاه دیگران باشد.
توت فرنگی
۲
بهبودی از تروماهایی که براثر منجمد شدن رویدادهای دشوار در درونمان شکل گرفته‌اند فقط با غوطه‌ور شدن کامل در ترس، غم، خشم و فقدان‌های گذشته ممکن می‌شود. برای رهایی از گذشته، باید برای آن سوگواری کنیم و لازمهٔ این سوگواری برقراری ارتباط با حس واقعی آن رویدادهاست.
توت فرنگی
۲
چرا ما به‌طور منظم، و حتی برای لحظاتی کوتاه، در برابر وسعت عظیم اندوهِ زیستن، تسلیم هق‌هق‌های رهایی‌بخش نشویم؟ این گریستن موهبت است و به این احساس وابسته است که کسی در کنارمان آن‌قدر برایمان ارزش قائل است که اشک‌هایمان را با مهربانی پذیرا باشد.
کاربر ۹۰۹۳۱۴۶
۲
چیزی به‌مراتب کمتر از آنچه تصور می‌کنید. تنها کافی است با وجودِ آسیب‌پذیرشان با خشونت رفتار شود، تلاش‌هایشان تحقیر شود، برای لغزش‌هایشان توبیخ شوند، از آغوش محروم شوند و آشکارا کودکی دیگر را به آن‌ها ترجیح دهند. افراد شرم‌زده تمایلی به پذیرش این واقعیت ندارند که دیگری به آن‌ها آسیب رسانده است، بلکه با شدتی ویران‌کننده متقاعد شده‌اند که ذاتاً موجوداتی هولناک و شرم‌آورند.
توت فرنگی
۱
میزان پذیرش ما از ظاهرمان هیچ ربطی به ساختار عینی صورت یا بدنمان ندارد؛ مسئله هرگز «چگونه دیده می‌شویم» نیست، بلکه «چگونه احساس می‌کنیم» است. باید برای هر کسی ممکن باشد که با «پوستهٔ جسمانی» خود در صلح باشد. آنچه این کنار آمدن را دشوار می‌کند میزان شرمی است که درون خود احساس می‌کنیم (و دیگران آن را بر دوشمان گذاشته‌اند).
التیام🫀
۱
ما می‌مانیم و انبوه خرده‌های سرگشتگی، رنج، خشم و اندوه که هرگز به هیئتی منسجم یا قابل‌بیان درنمی‌آیند. و دقیقاً در چنین شرایطی است که تروما همهٔ خوی بدخواهانه‌اش را به نمایش می‌گذارد.
کاربر ۱۸۹۳۵۹۲
۱
درد ما گاه خود را در قالب واکنشی طبیعی به شرایط جهان می‌نمایاند و گاه به‌شکل یک ناتوانیِ گریزناپذیر و ریشه‌دار؛
ملی
۱
کمتر کسی از ما می‌تواند امیدوار باشد که زندگی را بی‌گزند سپری کند. تهدیدهای پیشِ‌روی ما آن‌چنان پرتعداد و پایدارند که موقعیت‌های ایجادکنندهٔ رنج، وحشت، عذاب و ناامیدی همواره پیشِ‌روی ما هستند.
ملی
۱
احتمال اینکه بتوانیم از این مسیر پُرمانع سالم و بی‌آسیب عبور کنیم تقریباً ناچیز است.
ملی
۱
شاید با یادآوری برخی خاطرات هنوز به خود بلرزیم و شاید سایه‌ای از حسرت همواره با ما بماند، اما روزی از بدترین بخش ماجرا عبور خواهیم کرد. درد از ما عبور خواهد کرد؛ ما همچنان زخمی خواهیم بود، اما بر اندوه خود فائق آمده‌ایم.
ملی
۱
تروما دشواری‌ای است که از سه جزء درهم‌تنیده تشکیل شده است: رنجی که از هویت و ماهیت واقعی آن آگاهی درستی نداریم؛ رنجی که خود را تنها به‌طور غیرمستقیم و از طریق علائمی ظاهراً بی‌ارتباط و تصادفی نشان می‌دهد؛ رنجی که اگر آگاهانه و با دقت برای پیشگیری از آن اقدام نکنیم در بلندمدت همچنان ما را آشفته و آزرده خواهد کرد.
ملی
۱
تروما ما را به چرخه‌ای تکرارشونده از عذابی گنگ و رازآلود گرفتار می‌کند که گذر زمان آن را التیام نمی‌بخشد؛ و این یکی از بی‌رحمانه‌ترین گونه‌های آسیب است.
ملی
۱
میان آنچه تجربه می‌کنیم و آنچه بروز می‌دهیم هیچ تعارضی وجود نخواهد داشت
ملی
۱
باید به ما زمان داده شود تا یک موقعیت دشوار به‌طور کامل در حافظه‌مان بازتاب یابد.
ملی
۰
دعوت به گفت‌وگو با خود بود که لازمهٔ شروع درمان است.
ملی
۰
مجموعهٔ مدرسهٔ زندگی ادعا می‌کند که درمان، نه در فراموشی، بلکه در یادآوری است؛ یادآوری بدن، اشک، فریاد، لمس و تخیل و تمرین‌ها به مثابهٔ ابزارهایی‌اند برای «پردازش»، نه به‌معنای عقلانی کردن رنج، بلکه به‌معنای دوباره حس کردن آن تا بتواند از جسم و ذهن ما عبور کند.
ملی
۰
تروما ضربه‌ای است که نه به‌طور کامل فهمیده شده و نه حتی به‌طور کامل احساس شده است، و به همین دلیل، پیامدهای بلند و پایداری به جای می‌گذارد. نمی‌توان آن را فراموش کرد، زیرا هرگز به‌درستی شناخته نشده است. نمی‌توان بر آن سوگواری کرد، چون هرگز در روشنای روز زیست نکرده است. ما تنها حس می‌کنیم که اوضاع چندان بر وفق مراد نیست، ما نه می‌دانیم چه رخ داده و چرا، و نه اینکه چگونه باید بهترین واکنش را نشان دهیم و اندوه خود را فروبنشانیم.