یعنی رسول هم جانباز شده بود؟ یعنی تو هم بالاخره به آرزویت رسیده بودی حوریه؟ یعنی تمام مشکلات مردت از همان تَرکش بود؟ یعنی میشد دیگر جلوی همسایهها سرت را پایین نمیانداختی و گوشهایت را نمیبستی، تا نشنوی که به همدیگر میگویند تو زنِ همان روانی ته کوچه هستی؟ یعنی میشد سرت را بالا میگرفتی و میگفتی همسر یک جانباز هستی و به او افتخار میکنی.