موجودیت بدل لزوما با این خودشیفتگی از بین نمیرود، چون در مراحل تحول بعدیِ «من»، محتوای تازهای پیدا میکند. بهتدریج در «من»، لجاجت خاصی پدید میآید که میتواند در مقابل بقیه «من»، عرض اندام کند که در جهت مشاهده خود و انتقاد از خود پیش میرود. انتقاداتی برسانسور روانی که خود را بهعنوان «وجدان اخلاقی» بهخودآگاه روانی میشناساند. در وضعیت روان درمانیِ هذیانِ مراقبت از خویشتن، این لجاجت که جدا و مهجور از بقیه «من» است برای پزشک قابل تشخیص است. موجودیت این اصرار و لجاجت میتواند شبیه هرچیز با بقیه «من» مدارا کند. لذا انسانی واجد قدرت مشاهده خویش، ممکن است بهجلوه قدیم بدل (همزاد)، محتوای تازهای ببخشد و چیزهای زیادی را بهآن نسبت دهد، بهویژه تمام چیزهایی را که بهعنوان بخشی از خودشیفتگی قدیم پشت سر گذاشته شده است.