باید اعتراف کنم هر کاری از دستم برمیآمد انجام دادم تا در این جلسه شرکت نکنم. سعی کردم خودم را به ناخوشی بزنم. سعی کردم کاری کنم که ذاتالریه کنم. به سلمانی رفتم به امید اینکه او با تیغ سرم را از بدن جدا کند. عاقبت هم به فکر این افتادم که بدون کت و کراوات حاضر شوم تا در جلسهای اینطور رسمی راهم ندهند.