جملات زیبای کتاب مشتاقی و مهجوری | طاقچه
تصویر جلد کتاب مشتاقی و مهجوری
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب مشتاقی و مهجوری

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۱ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
بیسیمچی
۱۰
پیرزنی در میانه می‌آمد. کلاف ریسمان در دست گرفته، گفتند او را: «کجا شوی؟» گفت: «به خریدنِ یوسف» گفتند: «ای بیچاره! آنجا خروارها مُشک و عود و کافور و عنبر به هم نهاده‌اند؛ تو با این بضاعتِ مختصر کجا می‌روی؟» گفت: «اگر نگذارندم که [یوسف را] بخرم، باری بگذارند که ببینم.»