به گوسفندها نگاه میکردم.
از نظر آنها ما که بودیم؟ موجودات بدبخت و بینوایی که حتی نمیتوانیم مثل آنها یک دل سیر بچریم و هیچگونه فایدهای هم برای هستی و طبیعت نداریم جز اینکه آسیبهای مختلفی به آن بزنیم و همه جا را به آلودگی و کثافت بکشیم. شاید اگر گوسفند بودم زندگی زیباتر بود. نهایتاً یک بار به دست گرگ یا انسان کشته میشدم، ولی باقی عمرم را میچریدم و زندگی میکردم.