بعدها کلمب در سفرنامهاش دربارهی این سرخپوستان نوشت:
آنها طوطی، الیاف پنبه، نیزه و بسیاری چیزهای دیگر برای ما آوردند و به جای آنها دانههای شیشهای تسبیح و زنگوله گرفتند. آنان با کمال میل حاضر بودند هر آنچه را که داشتند، با ما معاوضه کنند ... آنها اندامی تنومند, جثّههایی قوی و چهرههایی جذّاب داشتند ... آنها سلاح به دست نمیگرفتند و آن را هم نمیشناختند؛ چون یک بار شمشیری که نشان آنها دادم, آن را از لبهی برندهاش گرفتند و از روی ناآشنایی خود را زخمی کردند؛ آهن هم نداشتند. نیزههایشان از ساقهی نیشکر درست شده ... نوکران خوبی هستند ... تنها پنج نفر کافی بود که آنها را مطیع خود کنیم تا هر چه را میخواستیم، انجام دهند.