
m.norouzi
۱۸
اگر حقیقت را در مورد خود نگویید، نمیتوانید آن را درمورد دیگران بیان کنید
Mitra
۱۴
این دنیای جدید کی میاد؟ کی آزاد میشیم؟ کی شجاعانه و یکپارچه زندگی میکنیم؟
Mähi
۹
اگر حقیقت را در مورد خود نگویید، نمیتوانید آن را درمورد دیگران بیان کنید.
Mitra
۶
به خودش گفت اونم میترسه. ماها هممون از همدیگه میترسیم، از چی میترسیم؟ از اینکه انتقاد بشیم؟ از اینکه بهمون بخندن، از اینکه مردم یه جور دیگه فکر کنن
Ghazaleh
۴
با خودش فکر کرد آدم دلش میخواد با یکی دیگه بخنده، انگار وقتی خوشی هاتو با دیگران قسمت میکنی زیاد میشه. او به فکر فرو رفت و از خودش پرسید یعنی این کار در مورد درد و رنج هم صدق میکند؟ یعنی به خاطر همینه که ما اینقدر از مریضی و ناخوشی حرف میزنیم- چون وقتی چیزی رو با یکی شریک میشی، کم میشه؟ غم و شادی رو از بدنت خارج کن وبریز بیرون تاکم شه.
Nima.k
۳
«اگر حقیقت را در مورد خود نگویید، نمیتوانید آن را درمورد دیگران بیان کنید.»
آرش
۲
وولف در طی جنگهای جهانی اول و دوم، دوستان زیادی را از دست داد و به سبب آن دچار افسردگی شدیدی شد و سرانجام در ۲۸ مارس ۱۹۴۱ پس از به پایان رساندن آخرین رمان خود که «بین دو پرده نمایش» نام داشت، غمگین و خسته از حوادث و رویدادهای جنگ جهانی دوم، تحت تأثیر احساسات خود قرار گرفت و جیبهایش را پر از سنگ کرده، به رودخانهی «اوز» واقع در «رادمال» رفت و خود را غرق کرد.
Mitra
۲
تو تمام رابطههای اجتماعی، میزان رنج احتمالا باید دو برابر شادی باشد.
ناهید
۲
«اگه، درختارو نمیدیدیم، بازم اوناوجود داشتن؟»
Mitra
۱
جنگ هیچ اهمیتی نداره. «ما بچههایی هستیم که تو باغ پشتی آتیشبازی راه انداختیم.»
Azar
۰
از نظر الینر یکی از بدترین قسمتهای بزرگ شدن این بود که آنها نمیتوانستند مانند گذشته با هم درد دل کنند و در غم و شادی هم شریک باشند. هنگامی که همدیگر را میدیدند، دیگر وقت آن را نداشتند که مانند گذشته راجع به موضوعات عادی و پیش پا افتاده با هم صحبت کنند. حالا دیگر صحبتهای آنها بیشتر در مورد حقایق و واقعیتها بود.
