
بریدههایی از کتاب اسطوره شناسی ایزدان ایرانی
۳٫۴
(۳۴)
۱. آناهیتا ایزدی نامدار و آشناست. نام کاملش در اوستایی اَرِدویسورَه اَناهیتا است. نامی که از این بخشها تشکیل شده است: اَرِدْوی (=گشادگی، بالندگی، فراخی) + سورَه (= نیرومند، زورمند) + اَ (نا) (=علامت نفی) + اَهیتَه (=آلایش، آلودگی)
محمد طاهر پسران افشاریان
نریوسنگ گذشته از اساطیر ایرانی در روایتهای تمدنهای همسایهی ایران نیز دیده میشود و در این بافتِ معنایی بیهیچ تردیدی از تمدن ایرانی وامگیری شده است. چرا که غنا و پیچیدگی نخستین خود در روایات ایرانی را ندارد و در زمانهایی دیرتر در تمدنهای یاد شده پدیدار شده است.
آشناترین نمودِ این وامگیری برای ایرانیان، فرشتهای سامی است که در متون کهنتر عبری گبراییل یا گابریل (גַּבְרִיאֵל) نامیده میشود، اما در متون عربی/ فارسی به اسم جبرائیل یا جبرئیل مشهور است. جبرئیل وامگیری دقیقی از نریوسنگ است، چنان که حتی نام او نیز ترجمهی عبری این ایزد ایرانی است. به احتمال زیاد این عنصر دینی از مجرای آیینهای فنیقیهی باستان و زبان آرامی به دین یهود وارد شده است.
محمد طاهر پسران افشاریان
چون در زبان آرامی گابر/ گَبر دقیقا به معنای مرد/ نرینه است و ترجمهی «نَیریو» ی اوستایی محسوب میشود. در عبری، همین واژه سرور/ آقا/ مرد معنا میدهد که شکلی محترمانهتر از همان نیمهی نخست نام نرسه است. بخش دوم (ایل) در عبری «خدا» معنا میدهد و شکل دیگری از همان واژهایست که در عربی به شکل اله وجود دارد. تمام فرشتگان مقرب عبری/ عربی (جبرئیل، میکاییل، عزرائیل، و اسرافیل) با پسوندی این چنین مشخص میشوند. بنابراین میتوان دریافت که سنگههی اوستایی که خروش مقدس و خواندن قدسی معنا میدهد، اینجا به شکل «ایل» ساده و تصریح شده است.
محمد طاهر پسران افشاریان
جبرئیل در متون توراتی و عبری اولیه ساختاری شبیه به نریوسنگ اوستایی دارد. کهنترین متن یهودی که در آن به این فرشته اشاره شده، کتاب دانیال است. این متن بخشی از عهد قدیم (تاناخ) و انجیلِ رسمی مسیحیان را تشکیل میدهد و از زبان پیامبری یهودی به نام دانیال روایت شده که در زمان حکومت نبوکدنصر و تبعید یهودیان در بابل میزیسته است. نگرش سنتی مسیحیان و یهودیان آن است که به راستی مردی به این نام در دوران یاد شده وجود داشته و این کتاب را نوشته است. اگر چنین باشد، کتاب یاد شده را میتوان به نخستین دورانِ تاثیرپذیری و بازسازی دین یهود زیر تاثیر آیین زرتشت مربوط دانست که در همان زمانِ یاد شده و در هنگام تبعید یهودیان به بابل آغاز شد.
محمد طاهر پسران افشاریان
شواهد باستانشناسانه به مرکز جمعیتی مهمی در شمال دریای سیاه و فاصلهی دریای سیاه و دریای مازندران اشاره میکنند، و شواهد بازمانده از متون باستانی به مرکز دیگری در خوارزم و آسیای میانه ارجاع میدهند.
مرضیه سادات هاشمي
«منِ» بازتعریف شده به دست زرتشت موجودی بود خودمختار و کنشگر و فعال که میتوانست همدست و هم پیمان اهورامزدا باشد و در نبرد با سپاه تاریکی نقشی کلیدی ایفا کند.
عبدی
اسطوره، نامی پرسش برانگیز است. در عرف دانشگاهی، هر نظامی از عقاید و باورها را که دیگر پیرو و معتقدی نداشته باشد، نظامی اساطیری میدانند.
منصوره صادقی
هیرونیموس و هلانیکوس تبارنامهی خدایان را چنین روایت کرده که در آغاز آب و خاک وجود داشت که با هم ترکیب شدند و ماری را پدید آوردند که دو سر به شکل گاو و شیر داشت و در میان این دو چهرهی ایزدی نقش بسته بود. این مارِ نخستین را زمانِ پیرنشدنی (خرونوس آگِرائوس) مینامیدند که باید همان زمان بیکرانه باشد.
این زمانِ پیرنشدنی با دستیاری نیرویی سیال و غیرمادی به نام ضرورت یا جبر (آنانکِه) بر کل هستی فرمان میراند و طبع (آدراستئیا) مردمان را تعیین میکند. اشاره به این که زروان بیکرانه همچون ماری نموده میشده و دو سر به شکل گاو و شیر داشته ذهن را متوجهِ نقش میترایی مشهوری میکند که در آن شیر یا مهر بر گاو یا ماه حمله برده و آن را قربانی میکند.
nahid_j
انسان را با اهورامزدا پیمانی است، تا هردو در برابر نیروهای اهریمنی با هم متحد شوند و همچون دو جنگاورِ همسنگر با دشمن بجنگند.
عبدی
برای نخستین بار در هفت هات است که به نام امشاسپندان بر میخوریم، و در این متن است که این ترکیبِ خاص از شش فرشتهی بلندمرتبه برای بار نخست نامی و لقبی برای خود پیدا میکنند.
Mediya
وایو ایزدی توفنده و نیرومند است که مانند ایندره به طایفهی دیوها تعلق دارد. پدری نامدار است که از میان فرزندانش میتوان به خدای میمون (هانومان) اشاره کرد. او با دخترِ نجار آسمانی (تْوَشتری) ازدواج کرد و ماروتها که خدایان توفان باشند از این آمیزش پدید آمدند.
Mediya
احتمالاً کهنترین ارجاع اوستایی به زروان، به مهریشت مربوط میشود که بخش عمدهی آن به سنتی پیشازرتشتی تعلق دارد. در این متن میبینیم که مهر از یاری سه ایزدِ قدرتمند برخوردار است. او دارندهی نیروی زمان (زروان)، فرِ مزداآفریده، و پیروزی اهوراداده است.
Mediya
وقتی انقلاب زرتشتی به انجام رسید و سپهر فرهنگ ایرانی را برای همیشه از سرزمینهای همسایهاش جدا ساخت، مفاهیم اخلاقی چندان استوار با الاهیات گره خورد که تمام ایزدان باستانیِ مستقل از اخلاق را به تباهی و انقراض کشاند.
عبدی
ایندره در ادبیات ودایی نیرومندترین و مهمترین خداست و تنها چند قرن بعد جای خود را به ایزدان انتزاعیتری مانند کریشنا و شیوا واگذار میکند.
Mediya
بهرام با چشم و بینایی نیز پیوندی خاص دارد و این خصلتش او را به مهر مانند میکند. در وندیداد او را فراخ دیدگان خواندهاند و دارندهی «سوکه» دانسته شده، که روشنی و تیزبینی چشمان است و همان است که امروز در قالب سوی چشم در زبان فارسی باقی مانده است.
Mediya
رومیان مهرپرستی که نه از نظر قومی و نژادی و نه زبانی با پارسها نسبتی نداشتند، دین خود را پارسی میدانستند و معتقد بودند وارث رازهای تمدن پارسی هستند.
عبدی
حجم
۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۴۶۳ صفحه
حجم
۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۴۶۳ صفحه
قیمت:
۵,۰۰۰
تومان