
٪۵۰
کتاب اجازه نده هر چیزی روی تو تاثیر بگذارد
چگونه از بیش فکری، آشفتگی احساسی و خودتخریبی رها شویم
انتشارات:
انتشارات کلام آریایی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کاربر ۹۰۸۳۴۵
۱۵۸
اما حقیقت این است: تو نمیتوانی همه را نجات بدهی. نمیتوانی بارهای عاطفیِ اطرافیانت را حمل کنی و انتظار داشته باشی خودت سالم بمانی. فرقی نمیکند چقدر اهمیت بدهی، خوشبختیِ دیگران مسئولیت تو نیست، و وقتی باور کنی که هست، خودت را در مسیر فرسودگی و ناامیدی قرار میدهی. من زمانی فکر میکردم میتوانم همه را نجات بدهم، تا اینکه فهمیدم آنها دارند مرا غرق میکنند.
کاربر ۱۰۹۲۰۱۳۰
۱۰۶
هنر فاصلهگیری عاطفی را یاد بگیری: اینکه چگونه «بیاهمیت» باشی، بدون اینکه سرد و بیروح شوی.
سارا تقوی
۱۰۶
باید دست برداری از توضیحدادنِ خودت برای کسانی که هرگز قرار نیست درکت کنند. این نقطهٔ عطف توست
کاربر ۱۰۸۳۷۰۹۳
۱۰۳
باید برای امیدی که نگهش داشته بودی سوگواری کنی. باید رها کنی این تصور را که اگر فقط کمی بیشتر تلاش میکردی، اگر فقط بیشتر دوست میداشتی، اگر فقط چیزِ درستی میگفتی، بالاخره ارزشت را میدیدند. اما حقیقت این است که آدمهای درست، برای رفتارِ درست با تو نیاز به قانعشدن ندارند.
Homa
۹۹
این حقیقتِ تلخ را باید پذیرفت: اهمیتدادن تو به دیگران، الزاماً به این معنا نیست که آنها هم به همان شکل به تو اهمیت بدهند. و این درک، دردناک است.
کاربر ۹۰۸۳۴۵
۷۹
به این فکر کن که چهقدر از انرژیات صرف چیزهایی میشود که واقعاً به تو تعلق ندارند: احساس مسئولیت برای خوشحالبودنِ همهٔ اطرافت، احساس گناه از «نه» گفتن حتی وقتی از پا افتادهای، جذبکردنِ مشکلاتِ دیگران حتی وقتی اصلاً از تو کمک نخواستهاند، و پذیرفتنِ نقشِ میانجی و صلحدهنده در موقعیتهایی که اساساً وظیفهٔ تو نیستند. این مهربانی نیست، این رهاکردنِ خود است. وقتی مدام رفاهِ خودت را فدای آسایشِ دیگران میکنی، سخاوتمند نیستی، بلکه در حال مشارکت فعال در تخلیهٔ انرژی و احساسی خودت هستی.
اگر تو را دخیل نمیکنند، دخالت نکن.
اگر به تو نمیگویند، نپرس.
اگر دعوتت نمیکنند، نرو.
zahra yari
۶۸
لحظهای میرسد که ناگهان متوجه میشوی دیگر نمیتوانی اینطور زندگی کنی؛ مدام خسته، مدام تخلیهشده، مدام تحتتأثیر چیزهایی که نباید اینهمه قدرت روی تو داشته باشند.
niloofar shojaei
۶۴
وقتی درگیر استرس یا اضطراب شدی، مکث کن. یک نفس بکش. یادت بیاور که در این لحظه، چشماندازت محدود است. چیزی که افکارت را اشغال کرده، احتمالاً آنقدر که احساس میشود مهم نیست.
zahra yari
۶۳
من زمانی فکر میکردم میتوانم همه را نجات بدهم، تا اینکه فهمیدم آنها دارند مرا غرق میکنند
کاربر ۱۰۳۸۹۶۸۳
۶۲
ما فقط یک زندگی داریم با همین آدمهایی که دوستشان داریم. یک فرصت برای قدردانیِ کامل از پدر یا مادری که برایمان فداکاری کرد، کودکی که رشد روزبهروزش را شاهدیم، دوستی که در طوفانهای زندگی پایدار میماند، شریکی که کنارمان ایستاده، حیوانِ خانگیای که بیقیدوشرط عشق میورزد، و از همه مهمتر، خودِ ما.
من از خودم هم سپاسگزاری میکنم.
این را به خاطر بسپار…
روزِ عادیِ تو، رویای شخص دیگریست.
پس هر روز، تکتکِ روزها، سپاسگزار باش.
MaryamRezaei
۴۳
روحهای زیبا، روحهای زیبا را میشناسند.
اصیل بمان. آدمهای تو، تو را پیدا خواهند کرد.
niloofar shojaei
۴۰
اما این را باید بفهمی: آدمهایی که واقعاً به تو احترام میگذارند و برایت اهمیت قائلاند، با مرزگذاریِ تو عصبانی نمیشوند. خودشان را تطبیق میدهند. آنهایی که ناراحت میشوند؟ همانهایی هستند که از بیمرزیِ تو سود میبردند.
Vocko
۳۶
فقط کسانی که از خودشان راضی نیستند، با دیگران بدرفتاری میکنند.
همیشه این را به یاد داشته باش.
Homa
۳۴
بیشازحد اهمیتدادن میتواند تو را در معرض سوءاستفاده قرار دهد. وقتی آدمها میبینند که همیشه هستی، همیشه بله میگویی، همیشه اهمیت میدهی، بعضیها کمکم این را بدیهی فرض میکنند، نه ارزشمند. فرض میکنند همیشه در دسترس خواهی بود، مهم نیست با تو چطور رفتار کنند. و چون تو اینقدر اهمیت میدهی، چیزهایی را تحمل میکنی که نباید. رفتارهایی را توجیه میکنی که آزارت میدهند. در روابط، دوستیها و موقعیتهایی یکطرفه میمانی که در آنها دیده و ارزشمند شمرده نمیشوی.
niloofar shojaei
۳۲
وقتی آسیب دیدهای، مغزت میخواهد مدام آن را دوباره پخش کند، انگار مرورکردنِ بیپایانش بالاخره چیزی را تغییر میدهد. اما بهجای رسیدن به پایان، فقط زخم را دوباره و دوباره باز میکنی. مثل این است که بهجای اجازهدادن به ترمیمِ یک زخم، مدام آن را بخارانی
Homa
۳۰
با آدمها همانطور رفتار کن که با تو رفتار میکنند:
اندک، حداقلی، و متناسب.
Homa
۲۹
بعضی آدمها تو را نگه میدارند چون زندگیشان را برایشان سادهتر میکنی، نه چون واقعاً برایشان ارزشمندی.
Homa
۲۹
سر میزی ننشین که در آن از دیگران بد میگویند،
چون وقتی بلند شوی،
تو میشوی موضوعِ بعدی
Homa
۲۸
بهخاطر کنار گذاشتنِ چیزی که دیگر به کارت نمیآید، بیرحم نیستی؛ اما باید دست برداری از توضیحدادنِ خودت برای کسانی که هرگز قرار نیست درکت کنند.
زهرا
۲۷
نشخوار ذهنی نهتنها مسائل را حل نمیکند، بلکه اضطراب و افسردگی را تغذیه میکند. هرچه بیشتر دردِ گذشته را بازپخش میکنی، رهاشدن از آن سختتر میشود.
Najmeh
۲۶
گاهی ممکن است در حال جنگیدن برای زندهماندن باشی، و با این حال تنها چیزی که دیگران متوجه میشوند این است که آنطور که میخواهند، «برایشان حاضر» نیستی.
.
۲۵
وقتی عمیقتر نگاه میکنیم، میبینیم که گاهی واقعاً از آنها عصبانی نیستیم، بلکه بیشتر از خودمان خشمگینیم، چون اجازه دادهایم با ما آنطور رفتار کنند.
Homa
۲۴
وقتی بدون حد و مرز اهمیت میدهی، در نهایت بار عاطفیِ همهٔ دیگران را حمل میکنی، در حالی که خودت بهسختی سرت را روی پا نگه داشتهای.
niloofar shojaei
۲۳
آدمها ذاتاً نمیدانند چطور باید با تو رفتار کنند، تو به آنها نشان میدهی. هر بار چیزی را تحمل میکنی که آزارت میدهد، هر بار زبانت را گاز میگیری بهجای اینکه حرف بزنی، هر بار «بله» میگویی وقتی واقعاً منظورت «نه» است، پیامی میفرستی. و آن پیام این است:
«احساساتِ من مهم نیست. نیازهای من مهم نیست.
میتوانی هر طور خواستی با من رفتار کنی، و من میپذیرم».
Homa
۲۱
رهاکردن به معنی نادیدهگرفتنِ مشکلات نیست. به معنی پذیرفتنِ چیزهایی است که کنترلی بر آنها نداری.
niloofar shojaei
۲۱
هر توهینی نیاز به پاسخ ندارد. هر سوءتفاهمی نیاز به توضیح ندارد. و مهمتر از همه، هر موقعیتِ سمیای نیاز به مشارکتِ تو ندارد.
Homa
۲۱
آدمها بالغ نمیشوند تا وقتی که یاد نگیرند ارتباط برقرار کنند، عذرخواهی کنند، و مسئولیت بپذیرند، بدون اینکه تقصیر را گردنِ دیگری بیندازند.
Homa
۲۰
نمیتوانی مدام به کسی آسیب بزنی و انتظار داشته باشی انرژیاش همان بماند. حتی آدمهایی با قلبِ خوب هم حد دارند.
Niko Jalalvandi
۱۸
باید دست برداری از توضیحدادنِ خودت برای کسانی که هرگز قرار نیست درکت کنند. این نقطهٔ عطف توست.
.
۱۶
تو نمیتوانی همهچیز را کنترل کنی. نمیتوانی ترافیک را کنترل کنی، رفتار دیگران را، یا اینکه روزت دقیقاً همانطور که برنامهریزی کردهای پیش برود؛ اما میتوانی شیوهٔ تفسیر موقعیتها را کنترل کنی، واکنشهایت را، و جایی را که انرژیات را صرف میکنی.