
بریدههایی از کتاب اجازه نده هر چیزی روی تو تاثیر بگذارد
۴٫۲
(۶۴)
اما حقیقت این است: تو نمیتوانی همه را نجات بدهی. نمیتوانی بارهای عاطفیِ اطرافیانت را حمل کنی و انتظار داشته باشی خودت سالم بمانی. فرقی نمیکند چقدر اهمیت بدهی، خوشبختیِ دیگران مسئولیت تو نیست، و وقتی باور کنی که هست، خودت را در مسیر فرسودگی و ناامیدی قرار میدهی. من زمانی فکر میکردم میتوانم همه را نجات بدهم، تا اینکه فهمیدم آنها دارند مرا غرق میکنند.
م.سایه
باید برای امیدی که نگهش داشته بودی سوگواری کنی. باید رها کنی این تصور را که اگر فقط کمی بیشتر تلاش میکردی، اگر فقط بیشتر دوست میداشتی، اگر فقط چیزِ درستی میگفتی، بالاخره ارزشت را میدیدند. اما حقیقت این است که آدمهای درست، برای رفتارِ درست با تو نیاز به قانعشدن ندارند.
کاربر ۱۰۸۳۷۰۹۳
به این فکر کن که چهقدر از انرژیات صرف چیزهایی میشود که واقعاً به تو تعلق ندارند: احساس مسئولیت برای خوشحالبودنِ همهٔ اطرافت، احساس گناه از «نه» گفتن حتی وقتی از پا افتادهای، جذبکردنِ مشکلاتِ دیگران حتی وقتی اصلاً از تو کمک نخواستهاند، و پذیرفتنِ نقشِ میانجی و صلحدهنده در موقعیتهایی که اساساً وظیفهٔ تو نیستند. این مهربانی نیست، این رهاکردنِ خود است. وقتی مدام رفاهِ خودت را فدای آسایشِ دیگران میکنی، سخاوتمند نیستی، بلکه در حال مشارکت فعال در تخلیهٔ انرژی و احساسی خودت هستی.
اگر تو را دخیل نمیکنند، دخالت نکن.
اگر به تو نمیگویند، نپرس.
اگر دعوتت نمیکنند، نرو.
م.سایه
من زمانی فکر میکردم میتوانم همه را نجات بدهم، تا اینکه فهمیدم آنها دارند مرا غرق میکنند
zahra yari
هنر فاصلهگیری عاطفی را یاد بگیری: اینکه چگونه «بیاهمیت» باشی، بدون اینکه سرد و بیروح شوی.
کاربر ۱۰۹۲۰۱۳۰
لحظهای میرسد که ناگهان متوجه میشوی دیگر نمیتوانی اینطور زندگی کنی؛ مدام خسته، مدام تخلیهشده، مدام تحتتأثیر چیزهایی که نباید اینهمه قدرت روی تو داشته باشند.
zahra yari
ما فقط یک زندگی داریم با همین آدمهایی که دوستشان داریم. یک فرصت برای قدردانیِ کامل از پدر یا مادری که برایمان فداکاری کرد، کودکی که رشد روزبهروزش را شاهدیم، دوستی که در طوفانهای زندگی پایدار میماند، شریکی که کنارمان ایستاده، حیوانِ خانگیای که بیقیدوشرط عشق میورزد، و از همه مهمتر، خودِ ما.
من از خودم هم سپاسگزاری میکنم.
این را به خاطر بسپار…
روزِ عادیِ تو، رویای شخص دیگریست.
پس هر روز، تکتکِ روزها، سپاسگزار باش.
کاربر ۱۰۳۸۹۹۰۰
باید دست برداری از توضیحدادنِ خودت برای کسانی که هرگز قرار نیست درکت کنند. این نقطهٔ عطف توست
سارا تقوی
بهخاطر کنار گذاشتنِ چیزی که دیگر به کارت نمیآید، بیرحم نیستی؛ اما باید دست برداری از توضیحدادنِ خودت برای کسانی که هرگز قرار نیست درکت کنند.
Homa
باید دست برداری از توضیحدادنِ خودت برای کسانی که هرگز قرار نیست درکت کنند. این نقطهٔ عطف توست.
Niko Jalalvandi
این حقیقتِ تلخ را باید پذیرفت: اهمیتدادن تو به دیگران، الزاماً به این معنا نیست که آنها هم به همان شکل به تو اهمیت بدهند. و این درک، دردناک است.
Homa
وقتی بدون حد و مرز اهمیت میدهی، در نهایت بار عاطفیِ همهٔ دیگران را حمل میکنی، در حالی که خودت بهسختی سرت را روی پا نگه داشتهای.
Homa
وقتی درگیر استرس یا اضطراب شدی، مکث کن. یک نفس بکش. یادت بیاور که در این لحظه، چشماندازت محدود است. چیزی که افکارت را اشغال کرده، احتمالاً آنقدر که احساس میشود مهم نیست.
niloofar shojaei
بیشازحد اهمیتدادن میتواند تو را در معرض سوءاستفاده قرار دهد. وقتی آدمها میبینند که همیشه هستی، همیشه بله میگویی، همیشه اهمیت میدهی، بعضیها کمکم این را بدیهی فرض میکنند، نه ارزشمند. فرض میکنند همیشه در دسترس خواهی بود، مهم نیست با تو چطور رفتار کنند. و چون تو اینقدر اهمیت میدهی، چیزهایی را تحمل میکنی که نباید. رفتارهایی را توجیه میکنی که آزارت میدهند. در روابط، دوستیها و موقعیتهایی یکطرفه میمانی که در آنها دیده و ارزشمند شمرده نمیشوی.
Homa
گاهی ممکن است در حال جنگیدن برای زندهماندن باشی، و با این حال تنها چیزی که دیگران متوجه میشوند این است که آنطور که میخواهند، «برایشان حاضر» نیستی.
Najmeh
چیزی که هنوز بهطور کامل متوجهش نشدهای این است که این واکنشپذیریِ افراطی، نقص شخصیتی یا ویژگی تغییرناپذیرِ وجود تو نیست. این یک الگوی آموختهشده است؛ عادتی ذهنی که با تکرار، در طول زمان قویتر شده است. و مثل هر عادت دیگری، میتوان آن را ترک کرد و با واکنشهای سالمتر جایگزین نمود.
سارا تقوی
بیشازحد اهمیتدادن میتواند تو را در معرض سوءاستفاده قرار دهد. وقتی آدمها میبینند که همیشه هستی، همیشه بله میگویی، همیشه اهمیت میدهی، بعضیها کمکم این را بدیهی فرض میکنند، نه ارزشمند. فرض میکنند همیشه در دسترس خواهی بود، مهم نیست با تو چطور رفتار کنند.
کاربر ۵۴۵۷۵۴۴
به همین دلیل است که بعضی آدمها ناخودآگاه خودشان را وارد موقعیتهایی میکنند که دردشان را دوباره تأیید میکند. بهدنبال آدمهای دستنیافتنی میروند، در چرخههای سمی میمانند، یا خودشان را در موقعیتهایی قرار میدهند که ناامید شوند. نه بهخاطر اینکه از رنجکشیدن لذت میبرند، بلکه به این دلیل که این چیزی است که میشناسند. اگر ذهنت به انتظار درد شرطی شده باشد، آرامش میتواند ناآشنا (حتی آزاردهنده) به نظر برسد.
کاربر ۱۰۷۴۰۸۰۷
حقیقت این است: تو نمیتوانی همه را نجات بدهی. نمیتوانی بارهای عاطفیِ اطرافیانت را حمل کنی و انتظار داشته باشی خودت سالم بمانی. فرقی نمیکند چقدر اهمیت بدهی، خوشبختیِ دیگران مسئولیت تو نیست، و وقتی باور کنی که هست، خودت را در مسیر فرسودگی و ناامیدی قرار میدهی. من زمانی فکر میکردم میتوانم همه را نجات بدهم، تا اینکه فهمیدم آنها دارند مرا غرق میکنند.
Homa
رنج ایوب ناشی از گناهان اوست، الیهو میگفت رنج میتواند دلیلی دیگر هم داشته باشد: رشد و پالایشِ روحی.
Homa
چیزی که افکارت را اشغال کرده، احتمالاً آنقدر که احساس میشود مهم نیست. و حتی اگر چالشبرانگیز باشد، به خاطر بسپار که در این جهانِ پهناور، چهقدر چیزهای دیگر هستند که کاملاً، زیبا، و دقیقاً آنطور که باید، در حال کارکردناند.
Homa
نشخوار ذهنی نهتنها مسائل را حل نمیکند، بلکه اضطراب و افسردگی را تغذیه میکند. هرچه بیشتر دردِ گذشته را بازپخش میکنی، رهاشدن از آن سختتر میشود.
زهرا
وقتی آسیب دیدهای، مغزت میخواهد مدام آن را دوباره پخش کند، انگار مرورکردنِ بیپایانش بالاخره چیزی را تغییر میدهد. اما بهجای رسیدن به پایان، فقط زخم را دوباره و دوباره باز میکنی. مثل این است که بهجای اجازهدادن به ترمیمِ یک زخم، مدام آن را بخارانی
niloofar shojaei
اما این را باید بفهمی: آدمهایی که واقعاً به تو احترام میگذارند و برایت اهمیت قائلاند، با مرزگذاریِ تو عصبانی نمیشوند. خودشان را تطبیق میدهند. آنهایی که ناراحت میشوند؟ همانهایی هستند که از بیمرزیِ تو سود میبردند.
niloofar shojaei
وقتی میکوشیم افکار ناخواسته را با زور کنار بزنیم، ناخواسته آنها را تقویت میکنیم. هر تلاش برای سرکوبِ یک فکر، خود یادآوریِ دیگری از همان چیزی است که میخواهی فراموشش کنی.
Homa
رهاکردن به معنی نادیدهگرفتنِ مشکلات نیست. به معنی پذیرفتنِ چیزهایی است که کنترلی بر آنها نداری.
Homa
اهمیتدادن تو به دیگران، الزاماً به این معنا نیست که آنها هم به همان شکل به تو اهمیت بدهند. و این درک، دردناک است.
کاربر ۵۴۵۷۵۴۴
مغز بهطور طبیعی روی تجربههای منفی بیشتر از تجربههای مثبت قفل میکند، حتی وقتی تهدیدِ واقعیای وجود ندارد.
زهرا
نگرانی از هیچچیز پیشگیری نمیکند و بهندرت به تصمیم درست منجر میشود؛ فقط آرامشِ تو را در لحظهٔ حال میدزدد.
زهرا
اگر باور داشته باشی آدمها همیشه میروند، روی هر باری تمرکز میکنی که کسی رهایت کرده و آنهایی را که ماندهاند نادیده میگیری.
Sevda
حجم
۱۹۲٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۵۹ صفحه
حجم
۱۹۲٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۵۹ صفحه
قیمت:
۶۰,۰۰۰
۳۰,۰۰۰۵۰%
تومان