باید به خودمان ببالیم که تا اینجا دوام آوردهایم. گاهی اینطور به نظر میرسید که هرگز دوام نخواهیم آورد. شاید شبهایی بوده که با تمام وجود به پایاندادن زندگیمان فکر کردهایم. هرطوری بود، طاقت آوردیم؛ دست کمک دراز کردیم، جرئت کردیم مشکلاتمان را با کسی در میان بگذاریم، ذهنمان را به کار گرفتیم، سعی کردیم تکههای گذشتهمان را کنار هم بگذاریم و آیندهای قابلتحملتر برای خود ترسیم کنیم و شروع کردیم به خواندن و فهمیدن اینکه در ذهنمان چه میگذرد. ما هنوز حی و حاضریم؛ بیتردید گاهی با بیماری روانی دستبهگریبان، اما بیش از هر زمان دیگری متعهد به بهبود، قدردان لحظههای روشن، سپاسگزار عشق، تشنهٔ بینش و مشتاق کمک به هر کسی که بتوانیم وضع اسفناکش را دریابیم. ما هنوز خوبِ خوب نشدهایم، اما در مسیر بهترشدن هستیم و همین، اینک، کافی است.