
shahram238
۲
اغراق نیست اگر بگوییم مذاهب مهمترین اندامهای برونتنی شناخت هستند که تاکنون توسط انسان ساخته شدهاند؛ البته به استثنای علم که راهی برای بررسی اطلاعات بهدستآمده است و این امکان را به استفادهکنندگان از آن اطلاعات میدهد که نتیجهگیریهای نادرست را بهطور نظاممند رد کنند.
shahram238
۱
سه منبع توهم بین ما و درک روشنمان از واقعیت قرار دارد که در فصل سوم با عنوان «پردههای توهم» دربارهٔ آن بحث کردهایم. این منابع عبارتاند از: تحریفهای ناشی از دستورالعملهای ژنتیکی (که زمانی برای بقای ما ضروری بودند اما اغلب با واقعیت کنونی در تضادند)، تحریفهای فرهنگی که در آن زاده شدهایم و تحریفهایی که ناشی از ظهور «خود» بهعنوان هویت جداگانهای است که ادعاهایش را بر ذهن تحمیل میکند. تا زمانی که درک نکنیم این نیروها چگونه بر نحوهٔ تفکر و عملمان تأثیر میگذارند، تسلط بر هوشیاری دشوار خواهد بود.
shahram238
۱
سه منبع توهم بین ما و درک روشنمان از واقعیت قرار دارد که در فصل سوم با عنوان «پردههای توهم» دربارهٔ آن بحث کردهایم. این منابع عبارتاند از: تحریفهای ناشی از دستورالعملهای ژنتیکی (که زمانی برای بقای ما ضروری بودند اما اغلب با واقعیت کنونی در تضادند)، تحریفهای فرهنگی که در آن زاده شدهایم و تحریفهایی که ناشی از ظهور «خود» بهعنوان هویت جداگانهای است که ادعاهایش را بر ذهن تحمیل میکند. تا زمانی که درک نکنیم این نیروها چگونه بر نحوهٔ تفکر و عملمان تأثیر میگذارند، تسلط بر هوشیاری دشوار خواهد بود.
shahram238
۰
برخی فعالیتها بیش از سایرین احتمال ایجاد «اوج» را دارند زیرا (۱) اهداف مشخص و قواعد قابل مدیریت دارند، (۲) امکان تنظیم فرصتهای اقدام با تواناییهایمان را فراهم میکنند، (۳) اطلاعات واضحی دربارهٔ نحوهٔ عملکردمان ارائه میدهند و (۴) عوامل حواسپرتی را حذف میکنند و تمرکز را ممکن میسازند.
shahram238
۰
در گذشته ایمان معمولاً تکیه بر تبیینهای مذهبی داشت. جهان چگونه آغاز شده است؟ چرا باید رنج بکشیم؟ پس از مرگ چه بر سرمان میآید؟ انسانها در تلاش برای نظم بخشیدن به آشفتگی و تصادفی بودن زندگی، با بهترین داستانهایی که میتوانستند بسازند به این پرسشهای اساسی پاسخ دادند. داستانهای اساطیری همهٔ ادیان با این مسائل سروکار دارند و اغلب به این نتیجهٔ منطقی میرسند که حتماً خدایی یا مجموعهٔ کاملی از خدایان وجود دارد که سرنوشت ما در دست آنهاست. تمام ادیان براساس این داستانها قوانینی برای زندگی ساختهاند که اغلب پیامدهای معقولی دارند و به مردم امکان میدهند وجودی منسجم داشته باشند.
shahram238
۰
نیایش، مراقبه و پرستش کمک میکند تا زندگی درونیمان را هماهنگ کنیم. اما اغلب مردم بهدنبال هماهنگی نیستند: آنها بیشتر به این دلیل دعا میکنند که سلامتیشان را بازیابند، در شرطبندی برنده شوند یا معشوقی پیدا کنند.
shahram238
۰
۹۴ درصد محتوای ژنتیکی ما با شامپانزهها همپوشانی دارد و آنگاه شگفتزده میشویم که اصلاً چگونه برخی از ما توانستهایم چیزهایی مثل کلیسا، رایانه یا سفینهٔ فضایی بسازیم. در این صورت، این واقعیت که حتی تعداد کمی از انسانها سعی میکنند به دیگران کمک کنند هم جای شگفتی بسیار خواهد داشت. اگر انتظار لیوانی پر داشته باشید، لیوانی که تا نیمه پر شده را نیمهخالی میبینید؛ اما اگر اصلاً انتظار آبی نداشته باشید، همان لیوان به چشمتان نیمهپر میآید.
shahram238
۰
من و شما بخشی از فرایند تکامل هستیم. ما بستههایی از انرژی هستیم که برای دنبال کردن اهداف خودخواهانه برنامهریزی شدهایم؛ نه بهخاطر خودمان، بلکه برای حفظ و تکثیر اطلاعات رمزگذاریشده بر روی ژنهایمان.
shahram238
۰
کسانی که همواره نگران پیشامدهای ناگوارند، شاید برای مقابله با مخاطرات آماده باشند، ولی هرگز پی نخواهند برد زندگی چقدر میتواند لذتبخش باشد.
shahram238
۰
هرکدام از ما کمابیش مجهز به مجموعهای از تجربهها و ژنهای منحصربهفرد هستیم که نقشهٔ ادراکی جهان ما را تشکیل میدهد تا بهتر بتوانیم از بین پستیوبلندیهای آن عبور کنیم. شاید کودکی در یک خانواده یاد بگیرد جهان را با دیدی خوشبینانه بنگرد، ولی دیگری آن را خطرناک و نومیدانه ببیند. بعضی از بچهها با حساسیت بالا به صدا متولد میشوند. آنها با گوش دادن و توجه به محیط شنیداری بزرگ میشوند و به همین دلیل خیلی از رنگها، شکلها، نورها و دیگر چیزهایی را که برای یک بچهٔ بیناییمحور عادی است نمیبیند. یکی متمایل به کمیّت است و دیگری به احساسات؛ یکی خوشبین و خوشمشرب است و دیگری کنارهگیر و شکاک. این تفاوتهای فردی بهمرور زمان تبدیل به عادت میشود و سپس روشهای تفکر در مورد تجربهها و تفسیر آنها را رقم میزند.