اغب اوقات گم کردن راهت، تنها راه پیدا کردن چیزیه که نمیدونستی دنبالش میگردی.»
Sophie
فقط آدمهایی که هنوز آرزویی داشتند، قوهٔ تخیل قوی نیاز داشتند.
زندگی بدون آرزو همهچیز را سادهتر میکرد.
Sophie
«شکست چه اشکالی داره؟ میل به بهتر کردن چیزها چه اشکالی داره؟ صرف اینکه کارها به یه روش مشخص انجام میشدن به این معنی نیست که همیشه باید به همون روش انجام بشن. و اصلاً شکست بخورم، مگه چی میشه؟ معنیش اینه که من یه پیچ اشتباه رو از گزینههام حذف کردهام و به مسیر درست نزدیکتر شدهام.
Sophie
«پاییز یه خاصیتی داره که همهچی رو قشنگتر میکنه. از بین همهٔ فصلها، پاییز دربارهٔ زمان از همهشون روراستتره. تابستون و بهار با منظرههای رنگارنگشون تو رو نسبت به گذر زمان کور میکنن. زمستون به همهچی رنگ سفید میزنه. ولی پاییز از تموم شدن چیزی خجالت نمیکشه. با آغوش باز اون رو میپذیره، برگهای قرمز، زرد و طلایی پرچممانندش رو تکون میده. اندوهش رو جشن میگیره.»
Sophie
وقتی کیشین از او پرسید چرا اینقدر به نقاشی بازتابها علاقه دارد، جواب داده بود که چون دلنشینترین چیزها آنهایی هستند که میتوان دید ولی نمیتوان لمسشان کرد
Sophie