جملات زیبای کتاب اگر می شد من را ببینی | طاقچه
تصویر جلد کتاب اگر می شد من را ببینی

کتاب اگر می شد من را ببینی

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
آن لیانگ، زهرا توفیقی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Sophie
۵
متنفرم که همیشه اولین واکنش غریزی‌ام همین است: خودتخریب‌گری، اضطراب، آن حس ناخوشایندی که می‌گوید جایی را اشتباه کرده‌ام.
Sophie
۲
با عجله به همهٔ کسانی که می‌شناسم فکر می‌کنم و حقیقت تلخی می‌خورد توی صورتم: من با همه دوستانه رفتار می‌کنم... ولی با کسی دوست نیستم. این از همان شهودهای درونی‌‌ای است که آدم بعد از درکش باید یک ساعتی با خودش خلوت کند و به فکر فرورود.
Sophie
۲
تا‌جایی‌که من فهمیده‌ام این‌طور است که زن زشت نداریم، فقط بعضی از زن‌ها بی‌پول‌اند
Sophie
۲
تمام عمرم منتظر این بودم که دیده شوم، اما این را هم فهمیده‌ام که وقتی کسی از نزدیک نگاهت کند، بخش‌های نازیبای وجودت را هم می‌بیند؛ مثل ترک‌های کوچکی که فقط با یک بررسی موشکافانه می‌شود روی گلدانی پرزرق‌و‌برق دید.
Sophie
۱
من اگر فکر کنم آدم‌ها قضاوتم می‌کنند یا پشت‌سرم حرف می‌زنند می‌توانم درجا بیفتم و بمیرم
Sophie
۱
گاهی دنیا چیزی رو به ما می‌ده که خودمون نمی‌دونیم لازمش داریم و بعداً معلوم می‌شه یه‌جور موهبته
Sophie
۱
«همه‌چیز موقتیه یان‌یان. برای همینه که تا وقتی چیزی رو داری باید قدرش رو بدونی و ازش درست استفاده کنی.»
Sophie
۰
باز به خودم می‌آیم و می‌بینم دارم به این فکر می‌کنم که ای کاش این‌قدر از نداشته‌هایم آگاه نبودم.