جملات زیبای کتاب مردم پناه | طاقچه
تصویر جلد کتاب مردم پناه

بریده‌هایی از کتاب مردم پناه

دسته‌بندی:
امتیاز
۵.۰از ۲ رأی
۵٫۰
(۲)
با آن لبخند همیشگی، گوشی را از جیبش بیرون آورد و از داخل آن اسمی را پیدا کرد: «دانش‌آموزی به این اسم دارین؟» دانش‌آموز را صدا کردند. آمد. خانهٔ پرش کلاس دوم ابتدایی بود. حاج‌آقا دستی روی سرش کشید و گفت: «گوردون گلدیم؟» چنان انرژی داشت که باورم نمی‌شد. می‌خندید و با بچه‌ها سلفی می‌گرفت. همه‌مان گیج شده بودیم که این پسر که بود و ماجرا چیست؟ فقط نگاه می‌کردیم. بعداً حاج‌آقا تعریف کرد که این پسر به من پیام داده بود و مرا به افتتاحیهٔ مدرسه‌شان دعوت کرده بود.
Zeinabej

حجم

۵۸۴٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۱۲ صفحه

حجم

۵۸۴٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۱۲ صفحه

قیمت:
۲۲۰,۰۰۰
تومان