وقتی آدمها نتوانند خود واقعیشان را ببینند، وقتی خود را بهتر از آنچه واقعاً هستند بدانند، شکست دموکراسی قطعی است. و این «وقتی» یعنی بیشتر اوقات.
کاربر ۱۰۱۹۳۱۶۵
«آن که در جستوجوی حقیقت است باید خاکسارتر از خاک باشد. جهانْ خاک را زیر پای خود در هم میکوبد اما حقیقتجو باید به قدری خود را خاکسار کند که حتی خاک بتواند او را در هم بکوبد. فقط در این صورت و نه پیشتر، لمحهای از حقیقت بر او تجلی میکند.»
کاربر ۱۰۱۹۳۱۶۵
سیستم به اندازهٔ کافی متخصصِ بهشایستگی آموزشدیده (دکتر و مهندس و معلم) تربیت میکند اما تأثیر تربیت بر زندگی درونی افراد تحصیلکرده به قدری نیست که موجب تغییری عمده در جامعه شود. فروتنیِ ریشهداری که پیشفرض دموکراسی اصیل است، چیزی نیست که انتظار داشته باشیم با فارغالتحصیلی از دانشگاههای امروزی به دست بیاید. منظورم نوعی از فروتنی است که حاصلش بهتر ندانستن خود از دیگری و باور به احتمال اشتباه خود (بهرغم تحصیلات) و درستی دیگری است؛ فروتنی و تواضعی همراه هشیاری فراوان دربارهٔ «اشتیاق آدمی به تسلط» بر دیگران و آگاهی دقیق از نیازی درونیشده به مهار این میل و اشتیاق.
کاربر ۱۰۱۹۳۱۶۵
دلایلی برای ایمان وجود دارد که عقل بهتنهایی هرگز از آنها سر درنمیآورد.
کاربر ۱۰۱۹۳۱۶۵
وقتی کسی بخواهد ملکوت آسمان را به زمین بیاورد، کارهایش با معیارهای معمولی جور درنمیآیند. هر کاری مجاز میشود: شکنجه، قتل، ریشهکنی دشمنان انقلاب (واقعی یا خیالی)، شاهکشی و حتی نسلکشی. از این منظر، وقتی کمال و تعالی انسان در خطر است
کاربر ۱۰۱۹۳۱۶۵