جملات زیبا از متن کتاب باختن به بدن | طاقچه
تصویر جلد کتاب باختن به بدن

کتاب باختن به بدن

در ستایش شکست ۱

۳.۲(از ۷۳ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۲۷,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
شکست چنان فوریتی در خود دارد که حتی مست‌ترین‌مان را هم هوشیار می‌کند. هر چند بار هم که تجربه‌اش کرده باشیم، باز می‌تواند تازگی‌اش را حفظ کند. چوران می‌نویسد «شکست، حتی تکرارش، همیشه تازه به نظر می‌رسد؛ در حالی که موفقیت وقتی مکرر شود، دیگر هیچ لطف و جذابیتی ندارد.»
سیدمحمدمهدی احمدی
۱۰۵
شکست آوازهٔ خوبی ندارد اما می‌تواند راستگوترین دوستان باشد: چاپلوسی نمی‌کند، وعده‌های دروغین نمی‌دهد، رؤیاهای دست‌نیافتنی نمی‌فروشد. شکست، با صراحت هولناکش، کارکردی حیاتی در هر گونه فرایند خودشناسی دارد: افسون‌زدایی.
سیدمحمدمهدی احمدی
۶۸
«زندگی بیماریِ مزمن و اعتیادآوری است و ما به‌شدت محتاج درمانیم.»
Nazanin
۴۰
رفاقت بِکِت با چوران بی‌دلیل نبود. یک بار برای چوران نوشت (۴) «من در میان ویرانه‌های تو احساس راحتی می‌کنم.»
Saba
۲۵
شکست همیشه به فروتنی منجر می‌شود. اگر نشد، شکست واقعی نیست؛ فقط «پله‌ای برای موفقیت» است، نام دیگری برای خودفریبی. و خودفریبی به مداوا ختم نمی‌شود، بلکه حال آدم را بدتر می‌کند.
Saba
۲۱
اگر چیزی بدتر از شکست باشد، نبودِ شکست است. شکست به ما زخم می‌زند و با این کار ما را به واقعیت وصل می‌کند، هر چقدر هم که این اتصال فجیع و دردناک باشد. شکست چنان فوریتی در خود دارد که حتی مست‌ترین‌مان را هم هوشیار می‌کند.
Nasrin Fazli
۲۱
رهبران انقلابی یا شیادند یا بی‌کفایت یا هر دو،
کاربر saeid
۲۰
صرفِ بودن هیچ معنایی ندارد؛ همه‌چیز به کاری که با «بودن‌مان» می‌کنیم بستگی دارد.
Nasrin Fazli
۲۰
هستیِ انسان رخدادی است که زمانی کوتاه، بین دو نمود از نیستی، به وقوع می‌پیوندد. ابتدا، هیچ. نیستی‌ای چگال، نافهمیدنی و نفوذناپذیر. سپس نوری لرزان و کم‌جان. و بعد دوباره هیچ، تا ابد. به قول ولادیمیر ناباکوف، «لحظه‌ای کوتاه از گذر باریکه‌ای نور در دل ظلمات دو تاریکی ازلی-ابدی.»
Saba
۱۳
فارغ از این‌که چند نفر از ما وعدهٔ زندگی ابدی را باور کنیم، همیشه برخی ناباور می‌مانند. تراانسان‌گرایان هم شاید آینده را بدانند اما به نظر می‌رسد نسبت به گذشته عمدتاً در جهل به سر می‌برند. محصولات «ارتقای کمی و کیفی وضعیت انسان» با عناوین متفاوت، دست‌کم از زمان مرگ انکیدو در گیلگمش در بازار موجود بوده‌اند.
Saba
۹
فراتر از هر چیز، تجربهٔ شکست به ما فرصتی می‌دهد تا وجودمان را در وضعیت عریانش ببینیم.
Samaneh H
۸
او هنگام جمع‌بندی تجربیاتش از کارخانه، دو درسِ برگرفته از آن‌ها را برجسته می‌کرد. اولی، «تلخ‌ترین و غیرمنتظره‌ترین»‌ درس، این بود که وقتی «شدت» ظلم از «حد خاصی» بگذرد، نه تنها به عصیان و شورش نمی‌انجامد، بلکه «گرایشی تقریباً مقاومت‌ناپذیر به کامل‌ترین شکل فرمان‌برداری» ایجاد می‌کند. درس دوم این بود که «آدم‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند»: آن‌هایی که «به حساب می‌آیند» و آن‌هایی که «هیچ به حساب نمی‌آیند». این دو درس تا پایان عمر با او باقی ماندند.
Nasrin Fazli
۸
اما او هر چه بیشتر رنج می‌کشید، بیشتر می‌فهمید و از آن‌جا که فراتر از حد تصور رنج کشید، فهمش هم شگرف شد.
Samaneh H
۶
بیشتر کارهایی که در زندگی می‌کنیم، دانسته و ندانسته، تلاشی است برای پرداختن به ناخوشیِ برآمده از درک همین قریب‌به‌هیچ‌بودگی.
یه ocd کارکرده در حد نو
۶
فروتنی، در بنیادین‌ترین حالتش، آن است که در بده‌بستان خود با جهان و دیگران، تجسم این بینش باشیم که به نیستی نزدیک‌تریم تا به هر چیز دیگر.
کاربر saeid
۶
فروتنی، در بنیادین‌ترین حالتش، آن است که در بده‌بستان خود با جهان و دیگران، تجسم این بینش باشیم که به نیستی نزدیک‌تریم تا به هر چیز دیگر.
کاربر saeid
۶
دستاورد زندگی ما نه با تعداد، عظمت و جنس موفقیت‌هایمان، بلکه با میزان افتادگی حاصل از شکست‌هایمان و تعداد، عمق و ماندگاری تأثیر درس‌هایی که از شکست‌هایمان می‌گیریم سنجیده می‌شود
shiiin45
۶
زندگی او نمایانگر حکمتی کهن است که ظاهراً فراموشش کرده‌ایم: برای نجات زندگی‌ات باید هر لحظه آمادهٔ دل کندن از آن باشی. با ورطهٔ نیستی روبه‌رو شو، در چشمش نگاه کن، و چنان رفتار کن که گویی این طبیعی‌ترین کار دنیاست.
k1
۵
اگر انسان از نیستی بیرون می‌آید و به نیستی بازمی‌گردد، پس وجود انسانی وضعیتی استثنایی است.
Samaneh H
۵
با پذیرش بی‌اهمیتی کیهانی‌مان، با خود صادق می‌شویم. شاید فقیر باشیم اما راستگوییم، و این بهترین نقطهٔ شروع است:
کاربر saeid
۵
فروتنی در واکنش به تجربهٔ شکستْ نویدبخش بهبودی است. به این ترتیب، شکست اگر به‌درستی هضم شود، پادزهری علیه تکبر و تفرعن در اختیارمان می‌گذارد. پادزهری علیه سندرم ناف جهان؛ همان گرایش فلج‌کنندهٔ ما به این‌که خود را مرکز جهان بپنداریم.
k1
۴
ما تا دم مرگ تمرین شکست می‌کنیم و نهایتاً ادامهٔ کار را به دیگران می‌سپاریم.
Samaneh H
۴
حتی خودانگیخته‌ترین و خلاقانه‌ترین کنش‌های ما هم می‌توانند روزمره شوند. داغ‌ترین و روان‌ترین گدازه‌ها هم سنگ می‌شوند.
Samaneh H
۴
شاید بپرسید چگونه شکست واقعی را از شکستی قلابی که در بساط مرشدان خودیاری پیدا می‌شود، تشخیص بدهیم. جواب ساده است: شکست همیشه به فروتنی منجر می‌شود. اگر نشد، شکست واقعی نیست؛ فقط «پله‌ای برای موفقیت» است، نام دیگری برای خودفریبی. و خودفریبی به مداوا ختم نمی‌شود، بلکه حال آدم را بدتر می‌کند.
zoe.azizi
۴
برای نجات زندگی‌ات باید هر لحظه آمادهٔ دل کندن از آن باشی.
Atefe Sharifi
۴
مواجهه با شکست و نقصان چیزها فایدهٔ دیگری نیز برای ما دارد. هنگام تجربه‌اش نه تنها خودتان در هم می‌شکنید، که تمام جهان‌تان هم متلاشی می‌شود. شکست، علاوه بر پرده برداشتن از نوعی نیستی که وجود شخص شما در برابرش معنا می‌یابد، فقدان هستی در خود جهان را نیز عیان می‌کند.
سعید جلوخانی
۳
«مرگ ارزشمندترین چیزی است که به آدمی داده شده. به همین دلیل بی‌تقوایی محض است که از آن بد استفاده کنیم؛ که بد بمیریم.»
آرزو
۳
اگر خواندن این کتاب آشفته‌تان کند، معلوم می‌شود که من تا حدودی موفق شده‌ام، چون شکست تجربه‌ای است که ما را عمیقاً آشفته می‌کند، مثل خود زندگی.
Samaneh H
۲
مادهٔ جهان، گرچه فناپذیر است، توهم پایداری را القا می‌کند.
تکتم
۲
مرگ به همه‌چیز سروسامان می‌دهد چون آینده را «منجمد» می‌کند.
تکتم
۲