
بریدههایی از کتاب فراق بهشت
۲٫۰
(۹)
طبیعت را با نگاه به سه عنصر بررسی میکرد: اول اینکه منظرهٔ خانهٔ کودک رو به درختان، گیاهان یا دیگر عناصر طبیعی است یا رو به منظرهای «غیرطبیعی» یا اصلا ً هیچ منظرهای ندارد؛ دوم اینکه چه تعداد گلوگیاه در اتاق نشیمن وجود دارد؛ و سوم اینکه حیاط خانه از چمن است یا خاک یا بتن. به نظر آنها «اگر دسترسی به طبیعت پیرامون واقعاً عاملی محافظتی باشد و به تابآوری کودکان و نوجوانان کمک کند، پس فقدان آن در حکم ضربهٔ دیگری است بر پیکرهٔ نحیف کودکان محرومی که پیشاپیش با محرومیتهای زیادی مواجهند».
mina1374
«اما بعد به آن اشتیاق پیدا میکنند. دوست دارند به جستوجوی حشرات بروند. دلشان میخواهد گِلبازی کنند. تغییر در رفتار بازیکردنشان را میتوان دید. وقتی سوسکی میبینند، شور و هیجان را در چشمانشان میبینی... از حالت محتاط و ترسو، و مملو از نگرانی، به کودکانی شاد و هیجانزده تبدیل میشوند، فقط بهخاطر بودن در فضای باز. معلمها هم اغلب میگویند حس خیلی خوبی دارم، از بودن در جنگل واقعاً لذت بردم، بوی متفاوتی دارد، میتوانم صدای پرندهها را بشنوم.»
mina1374
ذات آدمی بیزار است از خو گرفتن به هیاهوی این جهان خاکی و دربندبودگی در این منزلگاه؛ در عوض، آنچه آدمی میجوید و نمییابد همچون مِهی، همچون هالهای رازآمیز و چون جانِ بیقرار کوهساران رامنشدنی است.
mina1374
گفتهٔ ویلسون، گرایشی که باعث میشود بهسمت موجودات زنده کشیده شویمـــمثل درخواست از والدینمان برای داشتن حیوان خانگی یا گذاشتن گل بر مزار عزیزانمانـــبیانگر نیازی زیستی با پایهٔ ژنتیکی است. او استدلال میکند که انسانها بهخاطر چیزی فراتر از غذا به طبیعت وابستهاند. ما از نظر تکاملی نیاز داریم که با جهان طبیعی ارتباط برقرار کنیم تا از نظر شناختی، ذهنی، احساسی و روحی رشد کنیم، بزرگ بشویم، معنا بیابیم و به کمال برسیم. بدون ارتباط با جهان طبیعی، فقیر میشویم.
mina1374
آن شکوه دوستداشتنی، سهمگین، پُرشکاف، بدبو، چسبناک، درخشان، خزپوش، خونین، مسحورکننده، پرزرقوبرق و تپندهٔ زمین؛ همان زمینیبودنِ محضش. پنجه میکشد، لگد میزند، میپوسد، جفتگیری میکند، جیغ میزند، خرناس میکشد، میجود، و میترکد. چه رقص وحشی و خیرهکنندهای روی زمین برپاست، اگر فقط ببینیم و دریابیمش.
mina1374
باغبانی به مراجعان حس کنترل، اعتمادبهنفس و مسئولیتپذیری فردی هم میدهد. این جنبهٔ غیرتهدیدآمیز اما بینفردیِ طبیعت موضوعی بود که در خیلی از گفتوگوهایی که با دیگران داشتم تکرار میشد. یکی از دوستانم در یکی از پیادهرویهایمان گفت: «اینجا احساس نمیکنم کسی قضاوتم میکند.» طبیعت با معیارهای امروزیِ محبوبیت کاری ندارد. در آن خبری از «لایک»، ریتوییت یا لیست علاقهمندیها نیست.
mina1374
حجم
۳۳۶٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۷۶ صفحه
حجم
۳۳۶٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۷۶ صفحه
قیمت:
۲۰۵,۰۰۰
تومان