جملات زیبای کتاب داستان بامزه | طاقچه
تصویر جلد کتاب داستان بامزه

بریده‌هایی از کتاب داستان بامزه

نویسنده:امیلی هنری
انتشارات:نشر نون
امتیاز
۳.۳از ۵۸ رأی
۳٫۳
(۵۸)
هیچ‌وقت نمی‌توانی کسی را مجبور به آمدن کنی. اما می‌توانی یاد بگیری که وقتی آن شخص نمی‌آید، چه احساسی داشته باشی. به رفتار دیگران اعتماد کن، نه به حرف‌هایشان.
آزاده
اگر یک نفر ناامیدت کرد، وقتش است که دربارۀ انتظاراتت از آن فرد تجدیدنظر کنی.
zahra
به رفتار دیگران اعتماد کن، به نه حرف‌هایشان. ‫کسی را که نمی‌خواهد دوستت داشته باشد دوست نداشته باش. ‫کسی را که تو را نگه نمی‌دارد نمان. ‫انتظار کسی را نکش که عجله‌ای برای رسیدن به تو ندارد.
مهديس
این دختر رو بذار توی یه اتاق پر از کتاب، اون وقت، خوشحال‌ترین کسی می‌شه که توی زندگی‌م دیدم.
Ra'
می‌گوید: «شروریم یا نابالغ؟» جواب می‌دهم: «شاید فقط یه‌کمی زخم‌خورده.
umiumi
خودم این را تجربه کرده‌ام، بارهاوبارها... آن حس شک داشتن به خود، بی‌اعتمادی به احساسات خود و ترس از اینکه اجازه دهی ذره‌ای تاریکی از وجودت بیرون بیاید.
ghazal
کسی را که تو را نگه نمی‌دارد رها کن. انتظار کسی را نکش که عجله‌ای برای رسیدن به تو ندارد.
.elenor
هیچ‌وقت نمی‌توانی کسی را مجبور به آمدن کنی. اما می‌توانی یاد بگیری که وقتی آن شخص نمی‌آید، چه احساسی داشته باشی. ‫به رفتار دیگران اعتماد کن، نه به حرف‌هایشان. ‫کسی را که نمی‌خواهد دوستت باشد دوست نداشته باش. ‫کسی را که تو را نگه نمی‌دارد رها کن.
مهديس
یاد گرفته بودم که زندگی یک درِ چرخان است. بیشتر چیزهایی که وارد می‌شوند فقط مدت کوتاهی می‌مانند.
umiumi
بودن کنار کسایی که نمی‌شناسنت خیلی راحته. اما به‌محض اینکه یکی مشغول شناختنت شد، به‌محض اینکه دیگه نتونی عالی باشی... گذاشتن و رفتن راحت‌ترین کاره
Ra'
اما امیدوارم همیشه اون دختر وجودت رو که کنار پنجره می‌نشست و امید بهترین‌ها رو داشت نگه داری. زندگی اون‌قدر کوتاه هست که نخوایم حرف خودمون رو به کرسی بنشونیم و سعی کنیم از تمام احساسات بد فرار کنیم. گاهی اوقات، باید به‌جای دویدن، ناراحتی رو از بین ببری.»
Ra'
اگر یک نفر ناامیدت کرد، وقتش است که دربارۀ انتظاراتت از آن فرد تجدیدنظر کنی.
mahdanj
همین لحظه‌ها هستند که زندگی را می‌سازند. ‫نه کارهای بزرگ، بلکه جزئیات کوچک و پیش‌پاافتاده‌ای که به‌مرور زمان روی هم جمع می‌شوند تا به‌جای یک محل زندگی، خانه‌ای برای خودت داشته باشی. ‫چیزهایی که اهمیت دارند.
Ra'
«اگه اجازه ندی دیگران اعصابت رو خرد کنن، همه‌چی راحت‌تر می‌شه. اگه اجازه بدی روی احساساتت سلطه داشته باشن، اون وقت، همیشه، می‌تونن از این تسلطشون سوءاستفاده کنن.»
کاربر ۱۰۳۸۵۸۴۸
عجله با کلماتی درهم‌برهم می‌گویم: «منظورم اینه که همیشه فقط چند تا دوست صمیمی داشته‌ام. وقتی آدم‌های جدیدی رو می‌بینم که با همه خوب‌ان و همه دوستشون دارن، انگار یه زنگ خطر توی ذهنم به صدا درمی‌آد. انگار یکی بهم می‌گه: خب، این آدم قرار نیست زیاد دوروبَرت بمونه، پس وابسته‌ش نشو.»
کاربر ۱۰۲۸۶۶۰۶
‫«عصبانی شدن هیچ‌وقت چیزی رو درست نمی‌کنه.» ‫«زانوی غم بغل گرفتن هم همین‌طور.»
مهديس
چسبیدن به چیزی که واقعاً مال خودت نیست، هیچ فایده‌ای ندارد.
ida
چون چطور می‌توانم دلتنگ کسی باشم که اصلاً وجود نداشت؟
کاربر ۱۰۲۸۶۶۰۶
می‌گویم: «بله، تمام بخش‌های وجودت رو می‌خوام.» چشم‌هایش را باز می‌کند، گرم و ملایم است. می‌گوید: «خوبه. اون‌ها هم تو رو می‌خوان.» بعد، مرا می‌بوسد و این محشر است. نه، از محشر هم بهتر است. این بوسه با تمام وجودش است.
کاربر ۱۰۲۸۶۶۰۶
هیچ‌وقت نمی‌توانی کسی را مجبور به آمدن کنی. اما می‌توانی یاد بگیری که وقتی آن شخص نمی‌آید، چه احساسی داشته باشی. به رفتار دیگران اعتماد کن، نه به حرف‌هایشان. کسی را که نمی‌خواهد دوستت باشد دوست نداشته باش. کسی را که تو را نگه نمی‌دارد رها کن. انتظار کسی را نکش که عجله‌ای برای رسیدن به تو ندارد.
غزل
«اگه اجازه ندی دیگران اعصابت رو خرد کنن، همه‌چی راحت‌تر می‌شه. اگه اجازه بدی روی احساساتت سلطه داشته باشن، اون وقت، همیشه، می‌تونن از این تسلطشون سوءاستفاده کنن.»
mahdanj
اگه مسئولیت احساساتت رو به دیگران واگذار نکنی، می‌تونی با بیشتر آدم‌ها رابطۀ مناسبی داشته باشی.»
mahdanj
انگار هیچ‌وقت اهمیت نمی‌داد که من توی این شهر خوشحالم یا عاشق این شهر شده‌ام یا نه. انگار من باید فقط‌وفقط به‌خاطر بودن با او راضی می‌بودم.
Elli
این دختر رو بذار توی یه اتاق پر از کتاب، اون وقت، خوشحال‌ترین کسی می‌شه که توی زندگی‌م دیدم.
ℬ𝒶𝓇𝒶𝓃 𝓈𝒶𝒾ℯ🌱
دستم بی‌اختیار به پارچۀ پیراهنش چنگ می‌اندازد. انگار می‌خواهم از او در برابر هر کسی که نمی‌داند وجود او چه هدیه‌ای است محافظت کنم.
خانومِ ساراه
یاد گرفته بودم که زندگی یک درِ چرخان است. بیشتر چیزهایی که وارد می‌شوند فقط مدت کوتاهی می‌مانند.
nomi🍓
اگه مسئولیت احساساتت رو به دیگران واگذار نکنی، می‌تونی با بیشتر آدم‌ها رابطۀ مناسبی داشته باشی.»
کاربر ۱۰۲۸۶۶۰۶
«یه بار، یه یارویی رو ول کرد چون فکر می‌کرد فیلم مامامیای ۲‌ از اصلی‌ش بهتر بود.» می‌گویم: «وای، چه طرف‌دار دوآتشه‌ای.» می‌گوید: «هیچ‌وقت هیچ‌کدوم از این دو تا فیلم رو ندیده. فقط فکر کرد داشتن همچین عقیدۀ محکمی می‌تونه یه زنگ خطر باشه.»
کاربر ۱۰۲۸۶۶۰۶
«فکر نمی‌کنم هیچ راه درستی برای احساس کردن وجود داشته باشه، به‌هرحال، نمی‌تونی کنترلش کنی. احساسات مثل آب‌وهوان. فقط اتفاق می‌افتن و بعد هم می‌گذرن و می‌رن.»
غزل
گذر زمان همین است. چیزهایی که چندین ماه انتظارش را می‌کشی، در عرض یک چشم‌برهم‌زدن، می‌گذرند. مثل فلاش دوربین، مثل پرتوهای ناگهانی و بزرگ نور در تاریکی.
غزل

حجم

۴۰۲٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۸۸ صفحه

حجم

۴۰۲٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۸۸ صفحه

قیمت:
۱۳۰,۰۰۰
۶۵,۰۰۰
۵۰%
تومان