هیچوقت نمیتوانی کسی را مجبور به آمدن کنی. اما میتوانی یاد بگیری که وقتی آن شخص نمیآید، چه احساسی داشته باشی.
به رفتار دیگران اعتماد کن، نه به حرفهایشان.
آزاده
اگر یک نفر ناامیدت کرد، وقتش است که دربارۀ انتظاراتت از آن فرد تجدیدنظر کنی.
zahra
این دختر رو بذار توی یه اتاق پر از کتاب، اون وقت، خوشحالترین کسی میشه که توی زندگیم دیدم.
R
یاد گرفته بودم که زندگی یک درِ چرخان است. بیشتر چیزهایی که وارد میشوند فقط مدت کوتاهی میمانند.
umiumi
میگوید: «شروریم یا نابالغ؟»
جواب میدهم: «شاید فقط یهکمی زخمخورده.
umiumi
خودم این را تجربه کردهام، بارهاوبارها... آن حس شک داشتن به خود، بیاعتمادی به احساسات خود و ترس از اینکه اجازه دهی ذرهای تاریکی از وجودت بیرون بیاید.
ghazal
به رفتار دیگران اعتماد کن، به نه حرفهایشان.
کسی را که نمیخواهد دوستت داشته باشد دوست نداشته باش.
کسی را که تو را نگه نمیدارد نمان.
انتظار کسی را نکش که عجلهای برای رسیدن به تو ندارد.
مهديس
هیچوقت نمیتوانی کسی را مجبور به آمدن کنی. اما میتوانی یاد بگیری که وقتی آن شخص نمیآید، چه احساسی داشته باشی.
به رفتار دیگران اعتماد کن، نه به حرفهایشان.
کسی را که نمیخواهد دوستت باشد دوست نداشته باش.
کسی را که تو را نگه نمیدارد رها کن.
مهديس
همین لحظهها هستند که زندگی را میسازند.
نه کارهای بزرگ، بلکه جزئیات کوچک و پیشپاافتادهای که بهمرور زمان روی هم جمع میشوند تا بهجای یک محل زندگی، خانهای برای خودت داشته باشی.
چیزهایی که اهمیت دارند.
R
اما امیدوارم همیشه اون دختر وجودت رو که کنار پنجره مینشست و امید بهترینها رو داشت نگه داری. زندگی اونقدر کوتاه هست که نخوایم حرف خودمون رو به کرسی بنشونیم و سعی کنیم از تمام احساسات بد فرار کنیم. گاهی اوقات، باید بهجای دویدن، ناراحتی رو از بین ببری.»
R
بودن کنار کسایی که نمیشناسنت خیلی راحته. اما بهمحض اینکه یکی مشغول شناختنت شد، بهمحض اینکه دیگه نتونی عالی باشی... گذاشتن و رفتن راحتترین کاره
R