
بریدههایی از کتاب داستان بامزه
۳٫۲
(۴۷)
هیچوقت نمیتوانی کسی را مجبور به آمدن کنی. اما میتوانی یاد بگیری که وقتی آن شخص نمیآید، چه احساسی داشته باشی.
به رفتار دیگران اعتماد کن، نه به حرفهایشان.
آزاده
اگر یک نفر ناامیدت کرد، وقتش است که دربارۀ انتظاراتت از آن فرد تجدیدنظر کنی.
zahra
میگوید: «شروریم یا نابالغ؟»
جواب میدهم: «شاید فقط یهکمی زخمخورده.
umiumi
به رفتار دیگران اعتماد کن، به نه حرفهایشان.
کسی را که نمیخواهد دوستت داشته باشد دوست نداشته باش.
کسی را که تو را نگه نمیدارد نمان.
انتظار کسی را نکش که عجلهای برای رسیدن به تو ندارد.
مهديس
خودم این را تجربه کردهام، بارهاوبارها... آن حس شک داشتن به خود، بیاعتمادی به احساسات خود و ترس از اینکه اجازه دهی ذرهای تاریکی از وجودت بیرون بیاید.
ghazal
این دختر رو بذار توی یه اتاق پر از کتاب، اون وقت، خوشحالترین کسی میشه که توی زندگیم دیدم.
R
کسی را که تو را نگه نمیدارد رها کن.
انتظار کسی را نکش که عجلهای برای رسیدن به تو ندارد.
.elenor
یاد گرفته بودم که زندگی یک درِ چرخان است. بیشتر چیزهایی که وارد میشوند فقط مدت کوتاهی میمانند.
umiumi
هیچوقت نمیتوانی کسی را مجبور به آمدن کنی. اما میتوانی یاد بگیری که وقتی آن شخص نمیآید، چه احساسی داشته باشی.
به رفتار دیگران اعتماد کن، نه به حرفهایشان.
کسی را که نمیخواهد دوستت باشد دوست نداشته باش.
کسی را که تو را نگه نمیدارد رها کن.
مهديس
بودن کنار کسایی که نمیشناسنت خیلی راحته. اما بهمحض اینکه یکی مشغول شناختنت شد، بهمحض اینکه دیگه نتونی عالی باشی... گذاشتن و رفتن راحتترین کاره
R
اما امیدوارم همیشه اون دختر وجودت رو که کنار پنجره مینشست و امید بهترینها رو داشت نگه داری. زندگی اونقدر کوتاه هست که نخوایم حرف خودمون رو به کرسی بنشونیم و سعی کنیم از تمام احساسات بد فرار کنیم. گاهی اوقات، باید بهجای دویدن، ناراحتی رو از بین ببری.»
R
همین لحظهها هستند که زندگی را میسازند.
نه کارهای بزرگ، بلکه جزئیات کوچک و پیشپاافتادهای که بهمرور زمان روی هم جمع میشوند تا بهجای یک محل زندگی، خانهای برای خودت داشته باشی.
چیزهایی که اهمیت دارند.
R
«عصبانی شدن هیچوقت چیزی رو درست نمیکنه.»
«زانوی غم بغل گرفتن هم همینطور.»
مهديس
چسبیدن به چیزی که واقعاً مال خودت نیست، هیچ فایدهای ندارد.
ida
«اگه اجازه ندی دیگران اعصابت رو خرد کنن، همهچی راحتتر میشه. اگه اجازه بدی روی احساساتت سلطه داشته باشن، اون وقت، همیشه، میتونن از این تسلطشون سوءاستفاده کنن.»
کاربر ۱۰۳۸۵۸۴۸
این دختر رو بذار توی یه اتاق پر از کتاب، اون وقت، خوشحالترین کسی میشه که توی زندگیم دیدم.
ℬ𝒶𝓇𝒶𝓃 𝓈𝒶𝒾ℯ🌱
دستم بیاختیار به پارچۀ پیراهنش چنگ میاندازد. انگار میخواهم از او در برابر هر کسی که نمیداند وجود او چه هدیهای است محافظت کنم.
خانومِ ساراه
یاد گرفته بودم که زندگی یک درِ چرخان است. بیشتر چیزهایی که وارد میشوند فقط مدت کوتاهی میمانند.
naknak
کتاب تنها چیزی بود که دربارهشان زیادهروی میکردم. اما به داشتنشان اهمیتی نمیدادم. این محتوای آنها بود که برایم جذابیت داشت.
آبان
تولد هم روزی نیست که پیشرفتهات رو جشن بگیری، روزیه که وجود داشتنت رو جشن میگیری.
Hnhsp
حجم
۴۰۲٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۸۸ صفحه
حجم
۴۰۲٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۸۸ صفحه
قیمت:
۱۳۰,۰۰۰
۳۹,۰۰۰۷۰%
تومان