من خسته بودم. خسته بودم از دیدن پیامدهای وحشتناک غرور و طمع و از دیدن همۀ بیگناههایی که قربانی آن شدند.
mouzhan💫🪽
آلمان با اشغال کشورهای دیگر و حالا متفقین با نابودی شهرها از طریق بمباران هوایی.
من فقط میخواستم این جنگ تمام شود... تمام شود.
mouzhan💫🪽
بعد از جنگ جهانی اول و شکست آلمان و غرامتهای پس از آن، خیلیها باور کرده بودند هیتلر میتواند دوباره جایگاه آلمان را در دنیا احیا کند. اما حالا فهمیده بودند هرگز چنین اتفاقی نمیافتد. نهتنها چنین اتفاقی نیفتاد، که زندگی بسیاری از آلمانیها هم نابود شد. و شکست، حالا پیامدهای سنگینتری داشت
mouzhan💫🪽
اگرچه پایان جنگ اروپا بهطور رسمی اعلام شده بود، هرجومرج و آشفتگی بیشتر از انتظار بود. تقسیمبندی آشکاری شکل گرفته بود بین آنهایی که به رایش سوم وفادار بودند و آنهایی که چشمشان را باز کرده بودند و جنایاتی را که به اسم غرور ملی انجام میشد، میدیدند.
روزنامهها که حالا میتوانستند بدون فشار قوانین نازی مطلب بنویسند، پر شده بودند از عکسها و گزارشهای آزادسازی اردوگاههای خاص در سراسر آلمان. بدترین اردوگاه، آشوویتس -بیرکناو۱۳۳، در لهستان بود ـ کشور من.
این اخبار زندگیمان را پر کرده بود و همه حال بدی داشتیم.
mouzhan💫🪽
دعا کردم. احتمالاً هیچیک از آنها را ندیده بودم ولی بیتردید کسی یک جا برای از دست رفتن آنها عزاداری کرده بود. با خودم گفتم اگر برادر من هم دچار همین سرنوشت شده، امیدوارم که کسی یاد او را گرامی بدارد و برایش دعا کند.
mouzhan💫🪽