
honey
۶۷
شاید دلیل خودکشی این باشد که برای آن فردْ دیگر جایی برای عیبجوییِ بیشتر از خود باقی نمانده است.
honey
۶۱
خاستگاه کمالگرایی وحشت از پیامدهای گندزدن است. فرد کمالگرا معمولاً در دوران کودکی اجازهٔ هیچ خطا و اشتباهی نداشته و عشقی که نثارش میکردهاند متناسب با دستاوردهای بیرونیاش بوده است.
کاربر ۴۱۱۹۹۹۱
۴۶
یکی از علائمی که سردرآوردن از آن بسیار سخت است «گسستگی» است، یا به قول خودمان بیحسی یا قطع ارتباط با احساساتمان
کاربر ۴۱۱۹۹۹۱
۴۱
ولی کمی که دقیقتر بنگریم، فاجعهاندیشی اصلاً بامزه و خندهدار نیست. ذهنی که گرفتار این علامت است بدترین اتفاقاتِ ممکن را از رگ گردن به خود نزدیکتر میبیند.
کاربر ۴۱۱۹۹۹۱
۴۰
یکی از بدترین علائم تروما احساس خفت است.
honey
۲۸
بهبودی در گرو این است که یاد بگیریم میان اتفاقات گذشته و اتفاقات اکنون تمایز قائل شویم.
کاربر ۴۱۱۹۹۹۱
۲۲
فصل ۲: علائم تروما
تناقض (و دردسر) اصلی تروما این است که معمولاً خودمان هم نمیدانیم تجربهاش کردهایم. علائم را بروز میدهیم، اما از علل واقعیشان آگاه نیستیم.
کاربر ۴۱۱۹۹۹۱
۲۰
در وهلهٔ اول، باید درک کافی داشته باشیم. این مهمترین مؤلفه است. زمانی از پریشانی خلاص میشویم که درست بدانیم چه اتفاقی برایمان افتاده و دلیلش چه بوده است.
honey
۲۰
برای رسیدن به آرامش، در وهلهٔ اول باید به یاد داشته باشیم که از آنچه خیال میکنیم بهمراتب قویتر و تابآورتریم.
کاربر ۴۱۱۹۹۹۱
۱۰
تروما مشکلی است که از سه مؤلفهٔ مرتبط تشکیل میشود: دردی است که بهدرستی از ماهیت واقعیاش آگاه نیستیم؛ فقط غیرمستقیم بروز مییابد،
faezeh fazeli
۱۰
پرهیز از تعارض یکی از نشانههای نفرت از خود است. به این دلیل از نبرد میگریزیم که بهشدت از خود بیزاریم و حاضر نیستیم به دفاع از خود بایستیم. قبلاً به ما احساس خیلی بدی نسبت به خودمان دادهاند و حالا نمیتوانیم از این فردی که از او بیزاریم دفاع کنیم.
faezeh fazeli
۹
هروقت فرد مهربانی یافتیم که بتوانیم با خیال راحت دربارهٔ وضعیتمان با او حرف بزنیم و او در پاسخمان لبخندی ملیح بزند، وحشت کاهش مییابد و دنیا کمی تحملپذیرتر میشود.
تازه به دوران رسیده
۹
زمانی در مسیر گذر از آزاردیدگیهایمان هستیم که عاقبت بتوانیم بگوییم: من زشت نیستم. احساس مقبولنبودن را دیگران به من دادهاند. من هیچ کار بدی نکردهام. دیگران کار بدی در حقم کردهاند. و بهطور کلی: من افتضاح نیستم. اتفاق افتضاحی برایم افتاده است.
del
۹
ما به این دلیل بیمار میشویم که تروماهایی را که باید هرچه زودتر دربارهشان حرف بزنیم از یاد میبریم.
honey
۸
فردِ دچار گسستگی احتمالاً در مراحل نخستین زندگیاش یک روز دچار چنان احساسات افسارگسیخته و دشواری شده که ثبت عواطف را تا ابد برای او پیچیده و سخت کرده است. یعنی بعد از آن برایش راحتتر بوده که تا آخر عمر نسبت به اتفاقات واکنش چندانی نشان ندهد تا مبادا دوباره با حساسیتِ خود رویارو شود.
Kimkimak
۸
درد معنیاش این نیست که تو اشتباهی کردهای.
verde
۸
ما بیمار بودهایم، حتی خیلی بیمار، و احتمالاً دوباره هم بیمار شویم. برای بهبود و درمان نباید عجله کنیم. کار یک روز و دو روز نیست؛ چهبسا سالها طول بکشد.
del
۷
ما انسانهای ترومازده از جهاتی در همان سنی ماندهایم که تروما رخ داد؛ این ناتوانی باعث شده به دنیای بزرگسالان پا بگذاریم، ولی با عادتهای ناپختهٔ ذهن یک کودک هراسیده یا متوهم.
کاربر ۴۱۱۹۹۹۱
۶
احتمالاً لفظ «فاجعهاندیشی» در ذهنمان حالتی خندهدار داشته باشد. فردی مهربان و خنگ را تصور میکنیم که مدام آیهٔ یأس میخواند، انگار هر لحظه ممکن است آسمان به زمین بیاید،
کاربر ۴۱۱۹۹۹۱
۶
وقتی فرد فاجعهاندیش، پس از چند دقیقه تأخیر پرواز، گمکردن دستهکلید یا کمی سرفهٔ خشک، مثل همیشه مینالد که «بدبخت شدم»، شاید بگوییم «باز این شروع کرد».
honey
۶
طبیعتاً باید به فرزندانمان یاد بدهیم که اهل مماشات و مهربانی باشند، ولی روی دیگر نیز به همان اندازه اهمیت دارد: باید به آنها بیاموزیم که خودشان را دوست داشته باشند و در برابر کارهای زننده بهدرستی از خود دفاع کنند.
Mahdis
۶
در خانوادههای معقول، همه باید تابلوهایی داشته باشند (کموبیش مثل تابلوهای هتل) که به در اتاق بیاویزند و با آنها اعلام کنند که در این اتاق مشغول کاریاند که برای انسانیت ضرورت دارد و برای زندگی به شیوهٔ بزرگسالانی عاقل نیز لازم است: گریستن مثل کودکی که رهایش کردهاند.
faezeh fazeli
۶
سلامت صرفاً به معنای عشق به صلح و آرامش نیست؛ مستلزم علاقه به نبردهای عادلانه هم هست.
faezeh fazeli
۶
فرد بدبین هرگز بدبینِ واقعی و تماموکمال نیست، فقط در حال بهبودی از امیدهایی است که پرپر شدهاند ولی آنقدر در دلش پررنگ بودهاند که نمیتواند به وجود و برآوردهنشدنشان اقرار کند.
Kimkimak
۶
برای رسیدن به آرامش، در وهلهٔ اول باید به یاد داشته باشیم که از آنچه خیال میکنیم بهمراتب قویتر و تابآورتریم.
faezeh fazeli
۶
جرقهٔ اولیهٔ رفتارهای اعتیادآمیز و خودآسیبزنانه ریشه در احساساتی همچون تنهایی، خفت، عدم مقبولیت، واپسزدگی یا باورِ بهدردنخوربودن دارد.
del
۶
پس دلیل رفتار کودکانهمان این است که تروماها بعضی از ابعاد رشد را مختل میکنند. بخشی از وجود ما در همان سنی که تروما را تجربه کردیم ثابت میماند؛ پس امکان دارد بیست و هشت ساله یا هفتاد و دو ساله باشیم ولی وقتی با موقعیت تنشزای خاصی مواجه شدیم، تبدیل شویم به آن کودک وحشتزده، سردرگم یا شرمگینی که در سهسالگی یا پنجسالگی بودیم
Mahdis
۵
یکی از جملات همیشگیِ سیبیتی این است که «احساسات واقعیت نیستند».
ygn
۵
عیبی ندارد کسی زندگی عادی داشته باشد و اصلاً از آرامش و سادگی بدش نیاید. خوشا به حال آنها که در باطنِ خود احساس خاصبودن میکنند و لازم نمیبینند در چشم همهٔ دنیا خاص باشند.
ygn
۵
کلمهٔ «عشق» را هرگز نباید به معنای محدود آن در زمینهٔ روابط صمیمی درک کرد. هرجا توجهی هست، هرجا کسی گوش میسپارد، هرجا کسی دغدغههای خودخواهانهاش را کنار میگذارد تا با عذاب و وضعیت بغرنج ما همدلی کند، آنجا عشق هست. هرجا کسی در مقابل غمهای ما شکیبایی به خرج میدهد، از خطاهایمان میگذرد، به آرزوهایمان بها میدهد و با سرخوردگیهایمان همدردی میکند، آنجا عشق هست.
