اواسط سده نوزدهم، در ایران هم مانند هند، در نتیجه رویارویی روایات اسطورهای سنتی ایران و شیوه نوین تفکر اروپایی، تلقی جدیدی از ملت ایران سر برآورد
jamegrak
از جمله اولین «میانجیگرها» ی فرهنگی که به ساختاری مدرن از تاریخ ملی ایران نظام بخشید جلالالدینمیرزای قاجار، پسر چهل و هشتم فتحعلیشاه قاجار، بود.
jamegrak
سیاست دولت پهلوی نیز مبتنی بر آن بود که برای ایجاد مملکتی نوین که در آن دولت و جامعه متحد باشند و فرهنگ ملی واحدی واسطه میان آن دو باشد، آنچه را بالقوه حس میشد عیان کند. کاری که باید انجام میشد تعریف ماهیت و ویژگیهای این فرهنگ ملی بود.
jamegrak
به اعتقاد او، آموزش در ایران «فایق» بود و با ارزشهای مربوط به «ترقی و تمدن» گره خورده بود. وجه ممیزه این ارزشها بهوضوح جدایی آموزش از قلمروِ دین بود. به دلیل این جدایی، آموزش در ایران باستان بسیار پیشرفتهتر از آموزش در هند باستان تلقی میشد. کاظمزاده آشکارا از استاندارد مدرن آموزش سکولار به مثابه معیاری استفاده میکرد تا با آن درباره ایران کهن قضاوت کند. او با درآمیختن ایران باستان و ارزشهای مدرنْ تمایز بین مدرنیته و اصالت ایرانی را کمرنگ کرد. کاظمزاده توانست با گره زدن ارزشهای مدرن به گذشته ملی به این ارزشها اصالت ببخشد.
jamegrak