به اعتقاد او، آموزش در ایران «فایق» بود و با ارزشهای مربوط به «ترقی و تمدن» گره خورده بود. وجه ممیزه این ارزشها بهوضوح جدایی آموزش از قلمروِ دین بود. به دلیل این جدایی، آموزش در ایران باستان بسیار پیشرفتهتر از آموزش در هند باستان تلقی میشد. کاظمزاده آشکارا از استاندارد مدرن آموزش سکولار به مثابه معیاری استفاده میکرد تا با آن درباره ایران کهن قضاوت کند. او با درآمیختن ایران باستان و ارزشهای مدرنْ تمایز بین مدرنیته و اصالت ایرانی را کمرنگ کرد. کاظمزاده توانست با گره زدن ارزشهای مدرن به گذشته ملی به این ارزشها اصالت ببخشد.