جملات زیبای کتاب حاکمیت و حکمرانی در نهج البلاغه | طاقچه
تصویر جلد کتاب حاکمیت و حکمرانی در نهج البلاغهsubscriptionAvailable

کتاب حاکمیت و حکمرانی در نهج البلاغه

نوع کتاب
۴.۸ امتیاز(از ۴ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۱۹۴۳۱۰۱
۵
نابردباری و کم تحملی رشته کار را از کف انسان بیرون می‌برد و انسان نمی‌تواند مخالفان را تحمل نماید و حقوق مردم را ادا و انصاف را بر پا دارد. امیر مؤمنان علی (ع)
Hakime Zare
۱
امام خمینی (ره) در مقابله با این تفکر می‌فرماید: «اگر کسی دین را از سیاست جدا بداند، خدا، رسول و ائمه معصومین (ع) را تکذیب کرده است».
Hakime Zare
۱
با رعیت خود رحمت، لطف و محبت کن؛ زیرا آنها انسانند و هدف تجاوز، افتادن در لغزش و ورود به اشتباهات‌غیر عمدی و انحراف‌های گوناگون قرار می‌گیرند. بنابراین آنان را از عفو و گذشت خود بهره‌مند کن؛ همان‌گونه که دوست داری خدا تو را از عفو و گذشت خود برخوردار کند.
EViN
۰
مبین اسلام است که در قرآن بدان امر شده و از تفرقه نهی شده است. همه مسلمانان و به‌ویژه حکومت‌های اسلامی وظیفه دارند تا برای ایجاد وحدت در جامعه و پرهیز از تفرقه و پراکندگی تلاش کنند. م
Hakime Zare
۰
روزی رئیس زندان قلعه فلک الأفلاک از آیة‌الله کاشانی که در آن جا زندانی بود، پرسید: چرا شما در سیاست دخالت می‌کنید، این کار در شأن شما نیست. آیة‌الله کاشانی به او گفت: اگر من در سیاست دخالت نکنم [پس] کی دخالت بکند؟ فرمود: «مرا نزد رئیس سازمان امنیت بردند. او در ضمن صحبت‌هایش به من گفت: آقا! سیاست، دروغ‌گویی است، خدعه است؛ فریب است، پدرسوختگی است، این کار را بگذارید برای ما. من به او گفتم: این سیاست شماست. البته این سیاست هیچ ربطی به سیاست اسلامی ندارد؛ این سیاست شیطانی است؛ اما سیاست به معنای این‌که جامعه را ببرد و هدایت کند و [برساند] به آن جایی که صلاح جامعه و صلاح افراد هست، این در روایات ما برای نبی‌اکرم (ص) با لفظ سیاست ثابت شده است. در آن روایت هم هست که پیامبر (ص) مبعوث شد تا که سیاست امت را متکفل باشد.
Hakime Zare
۰
بر این اساس، عدالت‌را یک مرز دانست و به آن ایمان داشت، به حدود آن راضی و قانع بود؛ اما اگر این مرز شکسته شود و این ایمان از بین برود و پای بشر به آن طرف مرز برسد، دیگر حدی برای خود نمی‌شناسد، به هر حدی که برسد، و بر اساس مقتضای طبیعت و شهوت سیری‌ناپذیر خود، تشنه حد دیگری می‌گردد و بیشتر احساس نارضایتی می‌کند.
Hakime Zare
۰
آگاه باشید! من شب و روز، پنهان و آشکار، شما را به مبارزه با شامیان، دعوت کردم و گفتم: پیش از آن‌که آنها با شما بجنگند با آنان نبرد کنید، به خدا سوگند! هر ملتی که در درون خانه خود مورد هجوم قرار گیرد، ذلیل خواهد شد؛ اما شما سستی به خرج دادید و ذلت و خواری را پذیرفتید تا آن‌جا که دشمن پی‌درپی به شما حمله کرد و سرزمین‌های شما را تصرف کرد
Hakime Zare
۰
شگفتا! شگفتا! به خدا سوگند! این رویداد قلب انسان را پر از غم و اندوه می‌کند که شامیان در باطل خود وحدت دارند و شما در حق خود پراکنده‌اید. ننگ‌تان باد و از اندوه رهایی نیابید که آماج تیر بلا شدید. به شما حمله می‌کنند؛ اما شما حمله نمی‌کنید، با شما می‌جنگند؛ اما شما نمی‌جنگید، این‌گونه معصیت خدا می‌شود و شما هم راضی هستید.
Hakime Zare
۰
خداوند سبحان جهاد را واجب کرد و آن را گرامی داشت و نصرت و یاری خود را در آن قرار داد. به خدا سوگند! هرگز دین و دنیا به صلاح نمی‌گراید مگر به وسیله جهاد.
Hakime Zare
۰
جهاد چهار بخش دارد: ۱. امر به معروف؛ ۲. نهی از منکر؛ ۳. صدق و راستی در معرکه نبرد؛ ۴. دشمنی با فاسقان».
Hakime Zare
۰
آفریده نشده‌ام که غذاهای لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پرواری که تمام همت او علف و یا چون حیوان رها شده‌ای که شغلش چریدن و پرکردن شکم بوده و از آینده خود بی‌خبر است.
Hakime Zare
۰
شگفتا! به خدا سوگند! هماهنگی این مردم در باطل خویش و پراکندگی شما در حق خود، دل را می‌میراند و اندوه را تازه می‌گرداند. رویتان زشت باد و زبونی هم‌آغوشتان! که آماج تیر بلایید، شما را غارت می‌کنند؛ اما ننگی ندارید؛ با شما پیکار می‌کنند؛ اما نمی‌جنگید؛ خدا را نافرمانی می‌کنند و شما خشنود می‌شوید؛ اگر در تابستان شما را بخوانم، گویید هوا سخت گرم است، مهلتی ده تا گرما کم‌تر شود؛ اگر در زمستان فرمان دهم، گویید هوا سخت سرد است، فرصتی ده تا سرما از بلاد ما به در شود؛ شما که از گرما و سرما چنین می‌گریزید، با شمشیر آخته کجا می‌ستیزید؟ ای به صورت مردان عاری از مردانگی، ای کم خردان پای‌بند نازپروردگی! کاش شما را ندیده بودم و نمی‌شناختم.
کاربر ۱۵۴۱۸۹۹
۰
«حکومت یا نظام عبارت است از مجموعه‌ای از سازمان‌های اجتماعی که برای تأمین روابط طبقات اجتماعی و حفظ انتظام جامعه به وجود می‌آیند
کاربر ۱۵۴۱۸۹۹
۰
در تعریف دیگری آمده است: «حکومت عبارت است از فرمانروایی یک شخص و یا یک هیأت حاکمه و یا هیأت‌های مختلف بر جامعه‌ای، به منظور تنظیم و اصلاح امور اجتماعی و انتظام امر معاش آن جامعه