نیرومندتر از مرگ، حضور درگذشتگان در حافظۀ زندگان است.
کاربر ۱۰۱۱۸۶۱۲
اشتیاق به عزیز ازدسترفته جوهرۀ اصلی سوگ است.
Maedeh
فرایند سوگواری فقط تحولی روانشناختی یا استعاری نیست، بلکه به سیمکشی مجدد عصبی مغز نیز نیازمند است.
Maedeh
فقدان ناشی از طلاق (یا جدایی) آشکارا شبیه فقدان ناشی از مرگ است. ازدستدادن شغل، چه بهخاطر بازنشستگی چه اخراج، بهمنزلۀ ازدستدادن هویتی است که به شما کمک میکرد در جهان نقشی ایفا کنید. ازدستدادن سلامتی، قطع عضو یا نابیناشدن همه و همه علاوهبر فقدان عملکرد جسمانی، مانند فقدان بخشی از هویتتان نیز تجربه میشوند. گرچه معتقدم بخشهایی از سیستم عصبزیستشناختی و عصبشیمیایی مغز ابتدا مخصوصاً برای کنارآمدن با مرگ عزیزان تکامل یافته است، این قبیل موقعیتهای مشابه نیز بر همین سازوکارها اتکا دارند و ما تجربۀ درونی این فقدانها را نیز بهمنزلۀ سوگ میشناسیم.
Maedeh
وقتی مجالی برای خداحافظی، ابراز محبت، قدردانی یا بخشش وجود نداشته باشد و وقتی خاطرهای از مشاهدۀ افول جسمی عزیزمان و مرگ او در ذهنمان ثبت نشود، ممکن است درکمان از «واقعیبودن» مرگ در هالهای از ابهام قرار گیرد.
Maedeh