
٪۷۰
کاربر ۱۰۱۱۸۶۱۲
۲۴
نیرومندتر از مرگ، حضور درگذشتگان در حافظۀ زندگان است.
Maedeh
۱۶
فرایند سوگواری فقط تحولی روانشناختی یا استعاری نیست، بلکه به سیمکشی مجدد عصبی مغز نیز نیازمند است.
sana
۱۳
برای گریز از سوگ فقط یک راه داریم و آن اینکه قبلاز همۀ عزیزانمان بمیریم.
Maedeh
۱۱
اشتیاق به عزیز ازدسترفته جوهرۀ اصلی سوگ است.
Aysu
۱۱
انسانها ازدستدادن را دو برابر بیشتر از بهدستآوردن احساس میکنند.
Aysu
۸
«زندگی و مرگ از اهمیت والایی برخوردارند. زمان بهسرعت میگذرد و فرصتها از کف میروند. هریک از ما باید بکوشیم بیدار شویم. بیدار شو! به هوش باش و زندگیات را هدر نده.»
sana
۸
سوگ بهایی است که برای عشقورزیدن میپردازیم.
sana
۷
مرگ عزیز دقیقاً مترادف بیمحلی است. مغز گمان میکند آن شخص نمرده، بلکه بدون هیچ توضیحی تماسهایمان را پاسخ نمیدهد یا ارتباطش را بهکلی با ما قطع کرده است. چطور کسی که ما را دوست دارد میتواند چنین بلایی سرمان بیاورد؟ او بیرحمانه از ما فاصله گرفته و این عمیقاً آزاردهنده و باورنکردنی است.
Maedeh
۶
فقدان ناشی از طلاق (یا جدایی) آشکارا شبیه فقدان ناشی از مرگ است. ازدستدادن شغل، چه بهخاطر بازنشستگی چه اخراج، بهمنزلۀ ازدستدادن هویتی است که به شما کمک میکرد در جهان نقشی ایفا کنید. ازدستدادن سلامتی، قطع عضو یا نابیناشدن همه و همه علاوهبر فقدان عملکرد جسمانی، مانند فقدان بخشی از هویتتان نیز تجربه میشوند. گرچه معتقدم بخشهایی از سیستم عصبزیستشناختی و عصبشیمیایی مغز ابتدا مخصوصاً برای کنارآمدن با مرگ عزیزان تکامل یافته است، این قبیل موقعیتهای مشابه نیز بر همین سازوکارها اتکا دارند و ما تجربۀ درونی این فقدانها را نیز بهمنزلۀ سوگ میشناسیم.
sana
۶
نیرومندتر از مرگ، حضور درگذشتگان در حافظۀ زندگان است.
امین
۴
کلید پذیرش این است که با آنچه در حال تجربهاش هستید هیچ کاری نکنید.
sana
۳
در نهایت، سوگواری یعنی اینکه یاد بگیریم بدون عزیزمان زندگی معناداری داشته باشیم.
Maedeh
۲
وقتی مجالی برای خداحافظی، ابراز محبت، قدردانی یا بخشش وجود نداشته باشد و وقتی خاطرهای از مشاهدۀ افول جسمی عزیزمان و مرگ او در ذهنمان ثبت نشود، ممکن است درکمان از «واقعیبودن» مرگ در هالهای از ابهام قرار گیرد.
sana
۱
تکامل تعمیرکاری ماهر است
امین
۱
وقتی به مردم میگویم در حال نگارش کتابی علمی و عامهفهم دربارۀ سوگ هستم، تقریباً همه تصور میکنند که میخواهم دربارۀ پنج مرحلۀ سوگ صحبت کنم. چرا چنین مدلی باوجود همۀ شواهدی که نشان میدهد سوگ سیری خطی ندارد، کماکان پابرجاست؟
امین
۱
پذیرش یعنی دریابید که در آن لحظه چه حسی دارید و اجازه دهید اشکهایتان جاری شوند و خودشان بند بیایند. پذیرش یعنی بدانید لحظهای سوگ شما را غرق میکند، آن بغض آشنا گلویتان را میفشارد و بدانید که این لحظه همچون رگبار گذرا خواهد بود.
امین
۱
سوگ قواعد بازی را تغییر میدهد، همان قواعدی که گمان میکردید با آنها آشنایی دارید و تا حالا براساس آنها زندگی کردهاید.
امین
۱
بکوشید هنگام گفتن «نمیتوانم با زندگی پساز فقدان کنار بیایم»، قید «هنوز» را به آغاز جملهتان اضافه کنید: «هنوز نمیتوانم با زندگی پساز فقدان کنار بیایم.»
