جملات زیبای کتاب نمایشی که خراب شد | طاقچه
تصویر جلد کتاب نمایشی که خراب شد

بریده‌هایی از کتاب نمایشی که خراب شد

ویراستار:مرجان خانیان
انتشارات:سنجاق
دسته‌بندی:
امتیاز
۲.۰از ۱ رأی
۲٫۰
(۱)
اگر انسان‌ها اجازه بدن طَمَع و حرصشون بر وجدانشون غلبه کنه، اون وقت مرگ و نابودیشون حتمیه. [با جدیت] برادری که از پشت به هم خنجر زد!... [ناگهان یک موزیک صحنه شاد اشتباهی پخش شده و بلافاصله قطع می‌شود.] همسر هرزه‌ای که بهم خیانت کرد... [موزیک صحنه پخش می‌شود.] و قدیمی‌ترین دوستم که تقریباً منو به قتل رسوند. بیاید آرزو کنیم دیگه هیچ‌وقت تو خونه اربابیِ هاوِرشام قتلی اتفاق نیفته. [ناگهان لوستر بزرگ که بالای سر او بود، روی جاناتان می‌افتد. قبل از برخورد با او صحنه تاریک می‌شود.]
akram ahadi

حجم

۱۰۱٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۱۴ صفحه

حجم

۱۰۱٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۱۴ صفحه

قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان