اگر انسانها اجازه بدن طَمَع و حرصشون بر وجدانشون غلبه کنه، اون وقت مرگ و نابودیشون حتمیه. [با جدیت] برادری که از پشت به هم خنجر زد!...
[ناگهان یک موزیک صحنه شاد اشتباهی پخش شده و بلافاصله قطع میشود.]
همسر هرزهای که بهم خیانت کرد...
[موزیک صحنه پخش میشود.]
و قدیمیترین دوستم که تقریباً منو به قتل رسوند. بیاید آرزو کنیم دیگه هیچوقت تو خونه اربابیِ هاوِرشام قتلی اتفاق نیفته.
[ناگهان لوستر بزرگ که بالای سر او بود، روی جاناتان میافتد. قبل از برخورد با او صحنه تاریک میشود.]
akram ahadi