
بریدههایی از کتاب وقتی که از ماه زاده شد
۳٫۵
(۵۷)
هر قطرهٔ باران انگار میداند که درحال سقوط است و تنها یک پایان برایش وجود دارد؛ اینکه هیچگاه کاملتر از حالا نخواهد بود، درحالیکه بهسوی نابودی پیش میرود.
کاربر ۱۴۶۹۵۲۹
من از زندگی در این بیخبری مطلق خوشم میآید. همراه با تنهایی است، آدمهای تنها هیچچیزی برای ازدستدادن ندارند.
این دقیقاً همان چیزی است که به آن نیاز دارم.
کاربر ۱۴۶۹۵۲۹
عشق...
آن کلمه مرگی آرام است که بدون حتی یک خداحافظی زمزمهشده، ناپدید شد؛ مثل پرتشدن ناگهانی به یک تنهایی ابدی که هرگز برای بیرونآمدن از آن تلاش نمیکنم.
کاربر ۱۴۶۹۵۲۹
ولی درعینحال خوشحال بود که جزئی از چیزی باشد.
هرچیزی.
یک پری کتابخوان
درحالیکه میدانستم در این دنیای زیبا که در سایههای زشت بسیاری ترسیم شده، چیزی روشن از خود به جای گذاشتهام.
𝖱𝖾𝗂𝗇𝖺
او همیشه باعث شده که احساس بزرگی کنم. حتی احساس قدرت. و شاید حق با او باشد.
Saina
چرا زادهشدن؟
چون گاهی، ماه سقوط میکند... نه برای ویرانکردن، بلکه برای آغازکردن.
سورا
هرچه بیشتر اهمیت بدهی، همهچیز شکنندهتر به نظر میرسد.
راحتتر این است که فقط...
دست از اهمیتدادن برداریم.
Lunaria
«اسمش الویین بود، اون با باد میخندید، با بارون گریه میکرد. با آتیش عصبانی میشد و با زمین غرش میکرد.
کاربر ۱۴۶۹۵۲۹
ستمگرها به همان اندازه که به دیگران دروغ میگویند، به خودشان هم دروغ میگویند.
Saina
بخشی از من که درست در کنار او میسوزد. و آن بخش...
خسته است.
تنهاست.
گم شده است.
غمگین است.
بیشتر از آن که اعتراف کنم، آسیبدیده است.
آن بخش فقط از من میخواهد متوقف شود و دیگر هرگز شروع دوباره نداشته باشد.
Lunaria
من را به آتش بسپار تا دیگر هیچوقت سردم نشود.
Lunaria
متأسفم که نتوانستم تو را در امان نگه دارم. متأسفم که قبل از اینکه در آغوشم جان بدهی، هیچوقت نگفتم دوستت دارم.
متأسفم که خانوادهای که سزاوارش بودی، نبودم.
Lunaria
مصمم بودم که میتوانم زندگی بهتری به او بدهم.
قول دادم که از او محافظت کنم. بهجای آن، به او یک قبر دادم.
Lunaria
حجم
۹۰۹٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۸۳۲ صفحه
حجم
۹۰۹٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۸۳۲ صفحه
قیمت:
۱۶۳,۰۰۰
تومان