جملات زیبای کتاب وقتی که از ماه زاده شد | طاقچه
تصویر جلد کتاب وقتی که از ماه زاده شد

کتاب وقتی که از ماه زاده شد

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۶۵ رأی)
انتشارات: 
نشر داهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۱۴۶۹۵۲۹
۲۵
هر قطرهٔ باران انگار می‌داند که درحال سقوط است و تنها یک پایان برایش وجود دارد؛ اینکه هیچ‌گاه کامل‌تر از حالا نخواهد بود، درحالی‌که به‌سوی نابودی پیش می‌رود.
کاربر ۱۴۶۹۵۲۹
۱۷
عشق... آن کلمه مرگی آرام است که بدون حتی یک خداحافظی زمزمه‌شده، ناپدید شد؛ مثل پرت‌شدن ناگهانی به یک تنهایی ابدی که هرگز برای بیرون‌آمدن از آن تلاش نمی‌کنم.
کاربر ۱۴۶۹۵۲۹
۱۶
من از زندگی در این بی‌خبری مطلق خوشم می‌آید. همراه با تنهایی است، آدم‌های تنها هیچ‌چیزی برای ازدست‌دادن ندارند. این دقیقاً همان چیزی است که به آن نیاز دارم.
یک پری کتاب‌خوان
۱۵
ولی درعین‌حال خوشحال بود که جزئی از چیزی باشد. هرچیزی.
Lunaria
۱۳
هرچه بیشتر اهمیت بدهی، همه‌چیز شکننده‌تر به نظر می‌رسد. راحت‌تر این است که فقط... دست از اهمیت‌دادن برداریم.
𝖱𝖾𝗂𝗇𝖺
۱۲
درحالی‌که می‌دانستم در این دنیای زیبا که در سایه‌های زشت بسیاری ترسیم شده، چیزی روشن از خود به جای گذاشته‌ام.
Saina
۹
او همیشه باعث شده که احساس بزرگی کنم. حتی احساس قدرت. و شاید حق با او باشد.
سورا
۹
چرا زاده‌شدن؟ چون گاهی، ماه سقوط می‌کند... نه برای ویران‌کردن، بلکه برای آغازکردن.
کاربر ۱۴۶۹۵۲۹
۸
«اسمش الویین بود، اون با باد می‌خندید، با بارون گریه می‌کرد. با آتیش عصبانی می‌شد و با زمین غرش می‌کرد.
Saina
۷
ستمگرها به همان اندازه که به دیگران دروغ می‌گویند، به خودشان هم دروغ می‌گویند.
pantea.yd
۶
هرچه بیشتر اهمیت بدهی، همه‌چیز شکننده‌تر به نظر می‌رسد.
Lunaria
۴
من را به آتش بسپار تا دیگر هیچ‌وقت سردم نشود.
Lunaria
۳
متأسفم که نتوانستم تو را در امان نگه دارم. متأسفم که قبل از اینکه در آغوشم جان بدهی، هیچ‌وقت نگفتم دوستت دارم. متأسفم که خانواده‌ای که سزاوارش بودی، نبودم.
Lunaria
۳
بخشی از من که درست در کنار او می‌سوزد. و آن بخش... خسته است. تنهاست. گم شده است. غمگین است. بیشتر از آن که اعتراف کنم، آسیب‌دیده است. آن بخش فقط از من می‌خواهد متوقف شود و دیگر هرگز شروع دوباره نداشته باشد.
Lunaria
۲
مصمم بودم که می‌توانم زندگی بهتری به او بدهم. قول دادم که از او محافظت کنم. به‌جای آن، به او یک قبر دادم.
سارینآ
۰
زایش، نه گسست. تولدی که از جنس قدرت و راز است. چرا زاده‌شدن؟ چون گاهی، ماه سقوط می‌کند... نه برای ویران‌کردن، بلکه برای آغازکردن.
Elina
۰
کسانی که صدای ایگنوس را نمی‌شنوند، شاید فکر کنند که آتش همیشه از زنده‌بودنش راضی است، مهم نیست چقدر کوچک باشد.