
بریدههایی از کتاب چطور هوش اجتماعی مان را بالا ببریم؟
۳٫۱
(۲۲)
در زندگی خود فعال عمل کنیم نه منفعل؛ نه مثل یک کودک مطیع، بلکه مثل والدین؛ یعنی در برابر شرایط تأثیرگذار و مسئول باشیم.
بازمانده از نسل کتابخوان ها
بسیاری از افراد ازآنجاکه در زندگیشان بسیار عاجزند، میخواهند بیشتر بر دیگران قدرت داشته باشند تا بر شرایط.
بازمانده از نسل کتابخوان ها
مغز ما با جوابدادن خودکار به سؤالها، زندگی را برایمان آسان میکند. مغز اطلاعات جدید را با اطلاعات قبلی یکسان به شمار میآورد و تاجاییکه میتواند جوابهایش را تعمیم میدهد. این امر میتواند ما را به پیشداوری در روابط انسانی وادارد. آنگاه چیزی که میبینیم خود شخص نیست، بلکه چیزی است که به آن شخص نسبت دادهایم.
کاربر ۴۸۳۸۶۷۰
تابهحال سعی کردهاید کودکی را که دچار کمبود است در آغوش بگیرید! او فریاد خواهد کشید. گرمای شما برای او تهدیدکننده است و رنجهای بسیاری بهسوی او هجوم میآورند. تماس بدنی به رنج او دامن میزند؛ زیرا این تماسها تنشهایی را آزاد میکنند که رنج، هراس و خشم سرکوبشده را در خود نگاه داشتهاند. شما او را در آغوش میگیرید، تمام این احساسات در بیرون بهصورت درهمبرهم دوباره بروز میکنند و بهعنوان کوشش نهایی کودک برای دفاع در مقابل این عواطف خشم خود را نشان میدهد.
بازمانده از نسل کتابخوان ها
قدرت صدا همچنین شرایط اجتماعی شما را نشان میدهد. در سلام، مطیعبودن طبقات اجتماعی فرودست، برتری طبقات غالب جامعه، تحقیر روشنفکران و... را متوجه میشویم.
بازمانده از نسل کتابخوان ها
لباس نشانهای از تعلق است. اگر خیلی متفاوت از دیگران لباس بپوشم، به این معنی است که «من مثل شما نیستم» یا حتی «نمیخواهم شبیه شما باشم». ما عادت داریم کسی را که شبیه خودمان است دوست داشته باشیم. آزمایشها درزمینهٔ روانشناسی نشان دادهاند افرادی را که حرف اول اسمشان مثل اسم خودمان است را باصلاحیتتر میدانیم. هرچه بیشتر احساس کنیم به دیگران شبیه هستیم، بیشتر احساس صمیمیت میکنیم و ناخواسته احترام بیشتری قائل میشویم. به دلیل وجود عصبهای آینهای اگر دوست دارید که فرد مقابل برای شما ارزش قائل شود باید بتواند خود را با همان لباسها مجسم کند
بازمانده از نسل کتابخوان ها
هنگام مصاحبهٔ استخدامی اگر براساس معیارهای مسئول استخدام لباس بپوشیم به نفع ماست. در شرایط دیگر، بهتر است خودمان باشیم و این میتواند برای ایستادگی در مقابل فشار دیگران به ما کمک کند تا به یاد آوریم که از دیگران متفاوت هستیم.
بازمانده از نسل کتابخوان ها
«حال اجابت مزاجتان چطور است؟» این عبارت کاملی بود که در دربار فرانسه در قرن شانزدهم و هفدهم استفاده میشد. پزشکان اهمیت بسیاری برای وضعیت ادرار و مدفوع قائل میشدند و مطمئناً مرزهای صمیمیت مثل امروزه نبوده. وقتی میپرسیم «سلام، چطوری؟» واقعاً نمیخواهیم روی سلامتی طرف مقابل تحقیق کنیم و انتظار نداریم فرد مثل قرن شانزدهم دربارهٔ رنگ مدفوعش با ما صحبت کند.
بازمانده از نسل کتابخوان ها
بسیاری از افراد خود را پشت جایگاهی کماهمیت پنهان میکنند تا نشان دهند چیزی برای انجام دادن ندارند و همه نسبت به تفکرات آنها بیتفاوت هستند. این اشتباه است. «هر شخصی مهم و منحصربهفرد است» و هر شخصی نسبت به دیگران قدرت دارد. بیفایده است که با روشی خصمانه قدرت را در دست بگیرید، بلکه بهتر است قدرتی سازنده به کار بگیرد.
بازمانده از نسل کتابخوان ها
یک روز در مغازهای درحالیکه دخترم را در آغوش داشتم و در صف ایستاده بودم، ناشناسی قبل از اینکه بتوانم دستش را متوقف کنم، سر دخترم را نوازش کرد و گفت: «چقدر بانمک است!» وقتی که من هم بهنوبهٔ خودم سر این خانم را نوازش کردم و گفتم: «شما چه حسی دارید وقتی من موهایتان را نوازش میکنم؟» او کاملاً شوکه شد. چطور جرئت کرده بودم دستم را روی سرش بگذارم؟ گذاشتن دست روی سر یک نفر تجاوزکارانه است و احتمالاً این خانم به خود اجازه نمیداد که با فردی بالغ این کار را بکند؛ اما یک کودک از دید او واقعاً یک شخص نیست، بلکه یک شیء است. یک وسیله، یک عروسک، پس دیگر جای تعجب نیست که وقتی بزرگترها این کار را میکنند، بچهها خود را مخفی میکنند.
بازمانده از نسل کتابخوان ها
وقتی کسی میگوید: «خانم را ببوس.» بچهها مطمئناً خجالتی نیستند؛ اما برای خود محدودهای درست در نظر میگیرند و تعرض را نمیپذیرند.
بازمانده از نسل کتابخوان ها
حجم
۲۵۴٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه
حجم
۲۵۴٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه
قیمت:
۵۰,۰۰۰
تومان