درست است که ما با هم غریبهایم، ولی یکدیگر را در انتظار اتوبوسی که ما را به ایستگاه برمیگرداند ــــ اما دیر کرده ــــ تسلی میدهیم.
آهو
نازنینم، آنها در این دنیا بدبختاند. نگو که من بدبینم. گاهی گمان میکنم هر موجود زندهٔ زبانبستهای از انسان بهتر است. حیوان زبانبسته تمام لحظاتش را در فکر چیدن دسیسهای برای حیوان همنوع خودش نمیگذراند.
آهو
بارها به من گفتهای که هرکس فقط افکار خودش را میپسندد و فکر میکند همیشه حق با خودش است.»
؛
امیدوارم با هم بمیریم، آخر زندگی بعد از تو برایم معنا ندارد.
؛
ندیدهای خیلی از آدمها در کافه یا خیابان با خودشان حرف میزنند؟
آهو
وقتی طردت کنند هم من کنار تو میمانم، تا زمانی که غزل خداحافظی را بخوانیم.
؛
اما شگفتانگیزترین چیز این دنیا، عزیزم، طبیعت است؛ خاموش به نظر میرسد، اما زنده است
آهو
کنار تو میمانم تا وقتی خاکم کنی یا من به خاک بسپارمت.»
آهو