
بریدههایی از کتاب ذهن های پراکنده
۳٫۵
(۹۵)
آنچه بیمار مبتلا به ایدی (اچ) دی بهشکل فلجکنندهای دشوار مییابد، برانگیختن دستگاه انگیزشی مغز در غیاب علاقهٔ شخصی است
Shahzad
مشخصهٔ اصلی ایدی (اچ) دی «بیتوجهیِ» خودکار و غیرارادی است؛ نداشتن حضور ذهن در لحظه که فرد را کلافه میکند. شخص ناگهان به خودش میآید و میفهمد هیچچیز از آنچه به آن گوش میداده نشنیده؛ هیچچیز از آنچه درحال تماشایش بوده ندیده است و هیچچیز از آنچه میکوشیده روی آن تمرکز کند، به یاد ندارد. او اطلاعات و جهتها را گم میکند؛ اشیا را در جاهای اشتباه قرار میدهد و بهسختی میتواند در جریان گفتوگو بماند.
افشاری نژاد
من هراسان از ذهن خودم، همیشه میترسیدم دقیقهای را در خلوت با خود سپری کنم. همیشه باید کتابی توی جیبم میبود؛ درست مثل جعبهٔ کمکهای اولیه تا اگر خدایناکرده جایی منتظر ماندم، ولو یک دقیقه در صف بانک یا صندوق فروشگاه، بتوانم از آن استفاده کنم. همیشه چیزی مقابل ذهنم میانداختم تا نشخوار کند؛ گویی ذهنم هیولایی درنده و بدسگال بود که فقط کافی بود یک لحظه چیز دیگری برای جویدن نداشته باشد تا مرا ببلعد.
طوبی
ذهن بزرگسال مبتلا به ایدی (اچ) دی هرگز آراموقرار ندارد؛ همچون پرندهای مجنون که از این شاخه به آن شاخه میپرد، اما هرگز آنقدر روی یک شاخه نمینشیند تا آشیانهای برای خود بسازد.
ساغر
اگر از مبتلایان به ایدی (اچ) دی بپرسید انجام فلان وظیفه چقدر طول میکشد، زمانی آشکارا کمتر از زمان واقعی لازم برای انجام آن وظیفه را تخمین میزنند.
f.r
مشکل ایدی (اچ) دی این نیست که ندانیم چه باید بکنیم؛ بلکه انجامدادن کاری است که میدانیم باید بکنیم.
دکتر راسل اِی بارکلی، «پاسخدهی تأخیریِ بهبودیافته»
🪄🎀Bravemariii🎀🪄
احساس مسئولیت در برابر کل دنیا، فقط منحصر به ایدی (اچ) دی نیست؛ اما نوعاً جزو خصوصیتهای آن است. همهٔ مبتلایان به ایدی (اچ) دی در قبال عالموآدم احساس مسئولیت میکنند.
افشاری نژاد
طبایعی که همچون طبع من عصبی و شوریدهحالاند، برای پیمودن روزها، مانند اتومبیل به دندههای مختلف مجهزند. بعضی روزها کوهستانی و سنگلاخاند و پیمودنشان بینهایت زمان میبرد. بعضی هم سرازیرند که میتوان شتابان و آوازخوانان پشت سرشان گذاشت.
Shahzad
«احساس میکنم یه زرافهانسانم و سرم داره خیلی بالاتر از بدنم میون ابرها پرسه میزنه.»
ساغر
مبتلایان به ایدی (اچ) دی بیشحساساند؛ این عیب و ضعف آنها نیست؛ چیزی است که با آن متولد شدهاند. خلقوخوی مادرزادیِ آنهاس
غزل
به عزتنفسی که مبتنیبر دستاورد باشد، «عزتنفس مشروط» یا «عزتنفس اکتسابی» میگویند. «عزتنفس واقعی» برخلاف عزتنفس مشروط، با خودارزیابی براساس داشتن دستاورد یا فقدان آن، ارتباطی ندارد. شخصی که واقعاً برای خودش ارزش قائل باشد، هرگز نمیگوید: «من انسان ارزشمندی هستم؛ چون فلان کار و بهمان کار از دستم برمیآد»؛ بلکه میگوید: «من انسان ارزشمندی هستم؛ فارغ از اینکه بتونم فلان کار و بهمان کار رو انجام بدم یا نه.»
ساغر
فرد مبتلا به ایدی (اچ) دی اکراه شدیدی از دورانداختن خرتوپرتهایش دارد
غزل
شوک ناشی از بازشناختن خود که بسیاری از بزرگسالان هنگام مطالعه دربارهٔ ایدی (اچ) دی تجربه میکنند، همزمان هیجانانگیز و دردناک است. شخص اولین بار منشأ شکستها و تحقیرشدنهایش را میفهمد. علت همهٔ اینها بهیکباره آشکار میشود: برنامهریزیهایی که هرگز به جایی نرسیدهاند و عهدوپیمانهایی که شکسته شدهاند، اشتیاق جنونآمیزِ آنی که مثل طوفانی شروع میشود و انرژی فرد را تحلیل میبرد و چیزی جز ویرانههای احساسی از آن بر جا نمیگذارد و نیز بینظمیِ پایانناپذیر فعالیتها، ذهن، خودرو، میز کار و اتاق فرد.
افشاری نژاد
ایدی (اچ) دی با حس اضطرار تعریف میشود. فرد با استیصالی شدید میخواهد آنچه مطلوبش هست، در لحظه دریافت کند که این ممکن است یک شیء باشد یا یک فعالیت یا یک رابطه.
افشاری نژاد
برنامهریزیهایی که هرگز به جایی نرسیدهاند و عهدوپیمانهایی که شکسته شدهاند، اشتیاق جنونآمیزِ آنی که مثل طوفانی شروع میشود و انرژی فرد را تحلیل میبرد و چیزی جز ویرانههای احساسی از آن بر جا نمیگذارد و نیز بینظمیِ پایانناپذیر فعالیتها، ذهن، خودرو، میز کار و اتاق فرد.
کاربر ۱۰۰۴۷۷۶۸
اینکه فرد چطور با بدن و روانش رفتار میکند، چیزهای زیادی دربارهٔ میزان عزتنفسش به ما میگوید: آسیبرساندن به بدن یا روح با استعمال مواد شیمیایی مضر، رفتارهای نادرست، کارکشیدن بیش از حد از خود، اختصاصندادن زمان و فضای شخصی به خود. همهٔ این رفتارها و رویکردها بیانگر یک موضع اساسیِ شرطی دربارهٔ خود و از احترام واقعی به خود خالی هستند.
ساغر
برخی از افراد مبتلا به ایدی (اچ) دی به کارکردنِ زیاد معتادند و موفقیت شغلی آشکارشان احتمالاً پوشش خوبی برای مشکلات جدی در جنبههای دیگر زندگیشان است.
غزل
خودپذیری به معنای تحسین خود یا حتی دوستداشتن خود در هر لحظه از زندگی نیست؛ بلکه به معنای تحمل همهٔ احساساتمان است؛ ازجمله آنهایی که ناراحتمان میکنند.
ساغر
اگر پیوسته به سرکوب تکانههای خود ادامه دهی، سرانجام به یک لختهٔ خلط بدل خواهی شد. آن خلط بزرگ را تف میکنی و خالی میشوی و تازه سالها بعد میبینی که نه یک لختهٔ خلط بلکه خود درونی و واقعی تو بوده است. اگر این خود را گم کنی، همچون مردی مجنون که اشباح تعقیبش میکنند، آوارهٔ خیابانهای تاریک میشوی. آنگاه در کمال صداقت میگویی: «نمیدونم از زندگی چی میخوام.»
کاربر ۳۲۰۴۴۶۷
احساسِ ناآرامی با دورههای طولانیِ اهمالکاری همراه است.
سانیا صالحی / saniyasalehy@
بزرگسال مبتلا به ایدی (اچ) دی وقتی به گذشتهاش نگاه میکند، آن را پُر از برنامههای نیمهکاره و تصمیمهای نافرجامِ بیشمار میبیند. یکی از بیمارانم میگفت: «من آدمی با پتانسیل دائمی هستم.» امواج شوروشوق اولیه بهسرعت فروکش میکنند. مبتلایان از دیوارهای سنگچینِ ناتمامی میگویند که یک دهه پیش، ساختنشان را شروع کردهاند، یا قایقهای نیمهساختهای که سالهاست گوشهای از گاراژ خانهشان را اشغال کردهاند، کلاسهایی که چند جلسه در آنها شرکت کرده و نصفهنیمه رهایش کردهاند، کتابهایی که تا نیمه خواندهاند و نیز سرمایهگذاریهای تجاریای که رها کردهاند، شعرها یا داستانهایی که هرگز نوشته نشدهاند و هزاران مسیری که هرگز به مقصد نرسیدهاند.
saeed
انسان از سه چیز میترسد: مرگ و انسانهای دیگر و ذهن خودش.
ساغر
مبتلایان به ایدی (اچ) دی در دنیای امروز، نوادگان شکارچیان دیروزند: تیزپا و زیرک، بیقرار و فردگرا. در تضاد با جمعیت غیرمبتلا به ایدی (اچ) دی که نوادگان کشاورزانِ دوران باستان هستند: خویشتندار و صبور، سختکوش و سنتگرا.
غزل
ستایش بیش از حد هم بهاندازهٔ انتقاد بیش از حد آسیبزننده است. این دو به نظر کاملاً متضاد میآیند؛ اما دربرگیرندهٔ پیام یکسانی هستند: خود کودک برای والد ارزشمند نیست، بلکه کارهایی که میکند ارزشمندند.
mahnaz
من هراسان از ذهن خودم، همیشه میترسیدم دقیقهای را در خلوت با خود سپری کنم. همیشه باید کتابی توی جیبم میبود؛ درست مثل جعبهٔ کمکهای اولیه تا اگر خدایناکرده جایی منتظر ماندم، ولو یک دقیقه در صف بانک یا صندوق فروشگاه، بتوانم از آن استفاده کنم. همیشه چیزی مقابل ذهنم میانداختم تا نشخوار کند؛ گویی ذهنم هیولایی درنده و بدسگال بود که فقط کافی بود یک لحظه چیز دیگری برای جویدن نداشته باشد تا مرا ببلعد. این تنها روشی بود که در سراسر زندگیام میشناختم.
ساغر
انسانها ازروی غریزه کسی را برای همسری انتخاب میکنند که بهاندازهٔ خودشان دچار اضطرابهای ناهشیار باشد و اختلالهای عملکردیشان را منعکس کند؛ کسی که همهٔ رنجهای هیجانی التیامنیافتهشان دوباره تحریک کند.
ساغر
آنچه ذهن مبتلا به ایدی (اچ) دی کاملاً از آن محروم است الگویی برای نظم است
غزل
اگر میفهمیدیم که احساس گناه منظور بدی ندارد و آسیبی به ما نمیرساند و دوست وفادار ماست، دیگر سعی نمیکردیم به هر قیمتی از شرش خلاص شویم؛ اتفاقاً برایش جا باز میکردیم و به آهنگ هشدار ممتدش گوش میکردیم که پیاپی میگوید: «خودخواه نباش»؛ اما بعد هشیارانه برمیگزیدیم که به سازش برقصیم یا نه. مثلاً میگفتیم: «ممنونم، منظورت رو میفهمم. اگه دوست داری بمونی بمون؛ ولی من به قضاوت مدارهای مغزیِ بالغم گوش میدم که تعیین کنه آیا واقعاً دارم به کسی آسیب میزنم یا دارم نیازهای مشروع خودم رو برآورده میکنم.»
ساغر
هیچکس نمیتواند در شخص دیگری ایجاد انگیزه کند. انسان حتی نمیتواند انگیزه را به خودش تحمیل کند. بهترین رویکردی که میتوان در پیش گرفت، بردباریِ مشفقانه است. ظرفیت تحمل شکست نیز جزئی از بردباریِ مشفقانه است. اندرو ویل دربارهٔ تغییر عادات ناسالم یا ایجاد عادات سالم مینویسد: «اینکه موفق بشوید یا شکست بخورید از خود تلاشکردن کماهمیتتر است.»
ساغر
مقایسه با سایر کودکان، آلرژیها در کودکان مبتلا به ایدی (اچ) دی شایعترند
غزل
حجم
۴۰۵٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۷۶ صفحه
حجم
۴۰۵٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۷۶ صفحه
قیمت:
۱۱۵,۰۰۰
۵۷,۵۰۰۵۰%
تومان