
بریدههایی از کتاب زندانیان نفرت
- آیا احتمال دارد رفتار ظاهراً موهن فردی (گروهی) دیگر را بد فهمیده باشم؟
- آیا تفسیرهای من بر اساس شواهد واقعی استوارند یا بر اساس پیشپنداشتهای خودم؟
- آیا تبیینهای جایگزین وجود دارد؟
- آیا بهخاطر آسیبپذیریها یا ترسهای خودم، دارم تصویرم از شخص یا گروه دیگر را تحریف میکنم؟
| Atiyeh |
اُسکار باید یاد میگرفت خودش را از معانی جدا کند، در پی یافتن معنای پنهان نباشد و بنا را بر این بگذارد که منظور افراد از گفتههایشان، همانی است که میگویند.
| Atiyeh |
پذیرش متعصبانهٔ دیدگاه گروه دربارهٔ مخالفان، اساسِ پیشداوری را شکل میدهد. در مقابل، تحمل یعنی پذیرفتنِ دیگر افراد صرفنظر از اینکه با ما موافق باشند یا مخالف
| Atiyeh |
اصلاح و بازسازیِ پایدارتر این قبیل گرایشهای ویرانگر باید معطوف به این موارد باشد: نظام باوری بدوی که قربانی را بهعنوان موجودیتی شرور چارچوببندی میکند، نظام قواعدی که دستور میدهد آنها باید تنبیه شوند و نظام باوری سهلگیرانه که از قواعد مخالف آسیبرسانی به دیگر انسانها چشمپوشی میکند.
| Atiyeh |
بزرگسالان عموماً حملات جسمی عامدانه به دیگران را بهعنوان اقداماتی غیراخلاقی برچسب میزنند. ظرفیت احساس همدلی با دیگران کمک میکند چنین چیزی در ذهن ما شکل گیرد: «این اقدام، غلط است».
| Atiyeh |
این اقداماتِ ویرانگر، نشانگر یک تناقض هستند: یهودیت، اسلام و مسیحیت، یعنی دینهایی که این افراطگرایان برای توجیه رفتار ویرانگر خود به آنها متوسل میشدند، بر مبنای عشق و صلح بنا شده و متعهد به آن هستند. ولی ستیزهجویانِ هر یک از این ادیان، اقدامات خشونتباری مانند موارد فوق را بهمثابه «کمال» ایمان خود در نظر میگیرند نه ناقض آن. جالب اینجاست که اقدامات ویرانگر آنها بهندرت سبب دستیابی به نتایج خوبی میشود که آنها تصورش را میکنند. در واقع، اقدامات خشونتبار آنها اغلب موجب تغییر نظر اکثریت جامعه بر علیهشان میشود؛ حتی اگر زیرگروههای خودشان، آنها را همچون قهرمانْ بزرگ بشمارند.
| Atiyeh |
تفکر انعطافناپذیر که در زمان تهدید، کنترل ذهن آنها را بهدست میگیرد. آنها باید بدانند که وقتی مفاهیم مطلقِ «خوب در برابر شرّ» و «مقدس در برابر نامقدس» بر تفسیرهای آنان از رفتار دیگران مسلط است، قضاوت عقلانی به کنار خواهد رفت. آنها باید بتوانند رفتار سایر گروهها را بر اساس معیارهای عینیتر ارزیابی کنند و در برابر گرایش به منتسب ساختن آنها به مقولههای مطلق (همچون بیگانه یا دشمن)، مقاومت ورزند. و مهمتر از همه، باید آگاه باشند که توصیفشان از دیگر افراد و انگیزههای آنها ممکن است بهشدت غلط باشد و اقدام بر اساس این توصیفات، اغلب به نتایج تأسفباری منجر خواهد شد.
| Atiyeh |
ادلّهای وجود ندارد که نشان دهد افراد به مخالف یا دشمن «نیاز» دارند. ادراک اشتباه دیگران بهعنوان دشمن، یک مشکل شناختی است.
| Atiyeh |
چه چیزی خصومت را برمیانگیزد؟ اینکه در یک مواجههٔ خاص احساسِ خشم، اضطراب، غم یا شعف کنیم، عموماً به تفسیر خودمان بستگی دارد؛ به «معنایی» که به آن رویداد میدهیم. اگر قبل از واکنش نشان دادنْ مشغول تفسیر معنای رویدادها نشویم، پاسخهای هیجانی و رفتار ما تصادفی و بیارتباط با شرایط خواهد بود. وقتی اطلاعات را به شیوهٔ مناسبی انتخاب و پردازش کنیم، احتمالاً چیزی را که مرتبط با شرایط باشد انتخاب میکنیم. در نتیجه، احساسات و رفتارمان مناسب خواهد بود.
| Atiyeh |
افرادی که میخواهند تعادل را در روابط صمیمانه حفظ کنند، اغلب درمییابند باید نسبت به انبوهی از انتظارات و تفسیرهای دیگران بسیار حساس باشند. این اصل نهتنها در روابط بینفردی بلکه در روابط بینگروهی نیز کاربرد دارد.
| Atiyeh |
اساسِ انگیزهاش برای حفظ تصویر مردانگی به هر قیمتی، حس آسیبپذیری خودش است. وقتی او متوجه شد تسلیم در برابر تکانهٔ آسیب زدن به دیگران عموماً بهعنوان نشانهای از ضعف تلقی میشود نه قدرت، بیشتر انگیزه یافت تا رفتار خود را کنترل کند.
| Atiyeh |
توانایی تشخیص دوست از دشمن یا شکار از شکارچی و همچنین توانایی واکنش نشان دادن بهشکل دوقطبی (این یا آن)، در گذشتهٔ تحولی ما احتمالاً مفید بوده است. گوشبهزنگی نسبت به رفتار مزاحمِ سایر اعضای قبیله در زمانی که بقای خودمان در معرض خطر بوده، احتمالاً در آن زمان سازگارانه محسوب میشده ولی امروزه، به حاشیهٔ امنِ حاصل از این سازوکارهای منسوخ در تعاملات معمول خود نیازی نداریم.
| Atiyeh |
درد روانشناختی اغلب ضروری است تا برانگیخته شویم بر سکونِ طبیعی خود غلبه کرده و توجه را بر خطا و خطاکار متمرکز سازیم. ما واداشته میشویم کاری کنیم تا منبع درد برطرف شود؛ یا با اصلاح خطا یا با خروج از موقعیت. درد، تمام سیستم ما را بسیج میکند تا یا خلاص شویم (گریز) یا منبع درد را از میان برداریم (ستیز). تجربهٔ خشم، حمله به یک عامل خارجی را سرعت میبخشد؛ اضطراب، باعث فرار یا اجتناب ما از آن میشود.
| Atiyeh |
عمل کردن بر اساس اصلِ «پرهیز از طرد شدن»، باعث میشد کارین در اکثر برخوردهایش سرد و منفصل بهنظر برسد. ولی نیاز بیحد به نشان دادنِ عطوفت را همچنان تجربه میکرد. همین امر، سرمنشأ یک تعارض واقعی بود: تمایل فراوان به عشق، در برابر ترس شدید از طرد. در عمیقترین سطح، کارین تصویری از خودش داشت که نشان میداد او اساساً دوستداشتنی نیست. این تصویر، یک بازنمایی از خویشتن بود که در نتیجهٔ برخورد منتقدانهٔ مادر و احتمالاً فقدان پدرِ تأییدکننده پدید آمده بود.
| Atiyeh |
ممکن است اقدامی را بهاشتباه به نیّت بدخواهانه یا نقص شخصیتی فرد مقابل نسبت دهیم، درحالیکه سادهترین تبیین معمولاً این است که آن اقدام صرفاً اشتباهی اجتنابناپذیر بوده که یا بهدلیل موقعیت یا از سر شانس رخ داده است.
| Atiyeh |
سؤالاتی مانند «چه اتفاقی افتاد؟» «چه کاری میتونست متفاوت انجام بشه؟» و «چرا نشد؟»، میتوانند به یک راهبرد اصلاحی منجر شوند که عبارت است از شناسایی توالی رویدادها و اندیشیدن به اقدامات جایگزین. این راهبرد، مؤلفهٔ مهمی از حل مسأله و «یادگیری تجربی» محسوب میشود. وقتی نتایج را با اقداماتْ مرتبط سازیم، شالودهای برای ارزیابی اقدامات خود و اقدامات دیگران بنا میکنیم. مثلاً هنگام انتخاب یک مسیر یا برنامهٔ خاص، ممکن است بخواهیم به بررسی این موضوع بپردازیم که آیا این مسیر یا برنامه در گذشته به هدف مورد نظر منجر شده و آیا کارآمدترین گزینهٔ ممکن بوده است یا نه.
| Atiyeh |
وقتی نگاهی به درون ذهنِ دشمن بیندازیم، میتوانیم تفکر و رفتار او را بهتر درک کنیم و به اصولی برای تغییر دادن آنها برسیم. خشم و خصومت، بر پایهٔ باورهای خودمحورانهٔ انعطافناپذیر و دیدگاههای سوگیرانه رشد میکنند؛ اما شکلدهی مجدد به تصاویر و باورهایی که باعث این احساسات میشوند و متعاقباً کاستن از گرایش به خشونت، امکانپذیر است. به عبارت دیگر، ارزشها و ایدئولوژیهایی که افراد را به چند دسته تقسیم کرده و باعث بیاعتمادی و دشمنی آنها نسبت به یکدیگر میشوند، قابلیت تعدیل شدن دارند.
| Atiyeh |
وقتی دیدگاه خود را گسترش داده و مردم «بیگانه» را نیز مانند خودمان بهعنوان انسان در نظر بگیریم، همدلی ما در قبال آسیبپذیری و رنج آنها میتواند برانگیخته شود.
| Atiyeh |
ما باید بر اساس درکی که از جنبهٔ روشنترِ ماهیت انسان داریم، یعنی بر اساس مؤلفههای خیرخواهانه و عقلانی، برنامههایی را تدوین کنیم. در این صورت است که میتوانیم ساختارهای جامعهیاری ایجاد و تقویت کنیم که خصومت و خشونت را بیاثر میکنند. ویژگیهای فطریِ همدلی، همکاری و منطق که درست بهاندازهٔ دشمنی، خشم و خشونتْ درونی و ذاتی هستند، میتوانند اجزاء و عناصر اصلی ساختارهای جامعهیار را فراهم آورند. درک و همدلی، خیلی راحت شامل حال اعضای گروه خودِ فرد میشوند تا شامل حال غیرخودیها؛ اما برای اینکه شامل حال تمام انسانها شوند، مانعی نیست که نتوان برطرفش کرد
| Atiyeh |
«فاصلهگیری» از دیدگاه خودمحور، به این مسأله بستگی دارد که او یک اصل را بپذیرد: با اینکه دیدگاه خودم درست و برحق بهنظر میرسد، همین دیدگاه میتواند سوگیرانه یا کاملاً اشتباه باشد. با اذعان به خطاپذیری احتمالیِ دیدگاه خود، فرد میتواند عقب بنشیند و دربارهٔ اعتبار آن دیدگاه سؤالاتی طرح کند
| Atiyeh |
فاصلهگیریِ موفقیتآمیز از ساخت خودمحورانه خویش از یک موقعیت تعارضی، ارتباط بسیار نزدیکی با «تمرکززدایی» دارد که عبارت است از چارچوببندی مجدد معنای یک موقعیت با عینیتگراییِ یک ناظر بیطرف (۹). تمرکززدایی، امکان شکلگیری درک همدلانه از دیدگاه طرف مخالف را نیز فراهم میکند.
| Atiyeh |
حجم
۷۵۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۳۸ صفحه
حجم
۷۵۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۳۸ صفحه
قیمت:
۱۹۰,۰۰۰
تومان