جملات زیبای کتاب اکنون… اینجا یا بار دیگر شرق مدیترانه | طاقچه
تصویر جلد کتاب اکنون… اینجا یا بار دیگر شرق مدیترانه

کتاب اکنون… اینجا یا بار دیگر شرق مدیترانه

نوع کتاببدون نظر
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
rezai milad
۲
گذشته گذشته است و دیوانگی است آدم اسیر آن بماند به‌خصوص اینکه زندگی از جلو رفتن باز نمی‌ماند. باید بیش از اینکه در گذشته به سر ببریم، به آینده نگاه کنیم!
rezai milad
۱
چه کاری ساخته است برای آن وطن که اکنون اسیرِ حاکمانِ ابدی است، و آن کسان که نوبت خود را برای حکومت انتظار می‌کشند وقتی که امروز اینچنین‌اند؟
rezai milad
۰
برای من مسلّم است که زندان فقط چهاردیواری نیست، فقط دژخیم یا شکنجه نیست. در درجهٔ اول، ترس و وحشت آدمی است، حتی پیش از آنکه پا به زندان بگذارد. و این درست همان چیزی است که دژخیم می‌خواهد، همان چیزی که آدم را زندانیِ همیشگی می‌کند.
rezai milad
۰
این شرقی‌ها عاطفی‌اند و زود متأثّر می‌شوند، و چه‌بسا ارواحشان وقتی که از بدن جدا می‌شود بترکد، چون شفاف است. ارواحشان به شکل بالون‌های کوچکی به رنگ آبی است...
rezai milad
۰
در کتاب بزرگی، بزرگ‌تر از این – و به کتابی که در دست داشت اشاره کرد – از زبان جهانگردی هلندی که به مشرق‌زمین سفر کرده بود خواندم، و او به چشم خود دیده بود، که موارد مرگ در آنجا همه نتیجهٔ بیماری یا سالخوردگی و یا بی‌واسطه معلول قتل نیست، چون برخی از آن‌ها به علت سلب آزادی اتفاق می‌افتد که بی‌رحمانه‌ترین مجازات است! این جهانگرد شماری از آدم‌ها را دیده بود که درست به همین علت مرده بودند. همین‌که آدم بازداشت می‌شد، ظرف مدتی که از سه روز تجاوز نمی‌کرد، او را مرده می‌یافتند!
rezai milad
۰
«شگفت نیست در گذشته کسی کار نیکی کرده باشد، یا که امروز کار نیکی بکند. مایهٔ شگفتیِ دائم این است: چگونه ممکن است آدمی پلید و ناسپاس پیدا بشود؟»
rezai milad
۰
کسی که گذشته را به غلط بخواند، در نگاه به حال و آینده نیز خطا خواهد کرد. برای همین، باید بدانیم چه گذشته تا از خطای مجدّد اجتناب کنیم، از بلاهت است که آدم تاوان یک خطا را دو بار بدهد.
rezai milad
۰
«زمانِ حال برای من اهمّیّت ندارد، ولی آینده بسیار اندوهگینم می‌کند، چون در آن شعله‌ور شدن جهان و ویرانی آن را می‌بینم، و این چیزی است که به تحسّر و مویه‌ام برمی‌انگیزد. من از آن رو سرشک می‌بارم که هیچ‌چیز را ثابت نمی‌بینم، همه‌چیز درهم‌تنیده است؛ لذّت با درد آمیخته است، دانایی با نادانی، بزرگ با کوچک، عالی با دانی. حلقه‌ای است که پیوسته اشخاصِ آن در بازیِ ایّام از پی هم می‌آیند...»
rezai milad
۰
و نباید هم تعجّب کنید که اعتقاد من به دموکراسی از آنچه بین ما متعارف بوده خیلی فراتر رفته؛ این اعتقاد برای من در زندان مسلّم شد و دیگر قابل بازنگری یا تجدید نظر نیست. و حالا، با تأمّل در همهٔ چیزهایی که جریان دارد... من به دموکراسی برای حزب یا گروه یا طبقه‌ای خاص اعتقاد ندارم، به دموکراسی برای همه و در یک سطح معتقدم، به‌جز آن‌هایی که به وطنشان خیانت می‌کنند!
rezai milad
۰
مفهوم نقدی که باید حاکم باشد آزادی من در دشنام دادن به دیگران نیست بلکه سهم من از مسئولیت خطاهایی است که صورت گرفته است، و چرا صورت گرفته، و چگونه می‌توان در آینده از آن‌ها برکنار بود.
rezai milad
۰
وقتی به وطن برگشتم و به چشمان مردم نگاه کردم و با دردشان آشنا شدم و انفاس تیره‌بخت‌ها به من خورد، آن‌وقت می‌توانم با دیگران کاری صورت دهم و موضع درست را اتّخاذ کنم.