
٪۷۰
کتاب گفت و گوی بعدی
کمتر بحث کنید، بیشتر حرف بزنید
انتشارات:
انتشارات میلکان٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
MrOskob
۲۰
مسئلهٔ اصلی مردم، صرفاً این نیست که چه بگویند، بلکه این است که چطور آن را بیان کنند.
MrOskob
۱۹
فهمیدم که کلمات محبتآمیز بهمراتب بیشتر از سرزنش و تندی اثر دارند.
MrOskob
۱۸
صریحبودن به معنای بیملاحظگی یا بیتوجهی به احساسات دیگران نیست، بلکه به این معناست که شما برای خود و دیگری آنقدر احترام قائلید که خواستهها و نیازهای خود را بیواهمه از واکنش دیگران، بیپرده بیان کنید.
MrOskob
۱۴
گاهی برقرارنکردن ارتباط، بهترین تصمیم است. گاهی راهحل درست، قطع ارتباط است.
MrOskob
۱۴
دشوارترین نوع آگاهی، خودآگاهی است.
MrOskob
۱۰
هیچ انسانی مطلقاً خوب نیست.
هیچ انسانی مطلقاً بد نیست.
من و تو فقط با هم موافق نیستیم.
MrOskob
۹
کلمات شما فقط برای همینحالا نیستند. آنها روی نسلهایی اثر میگذارند که شما هرگز فرصت دیدار با آنها را نخواهید داشت. بر انسانهایی که شاید حتی ندانید وجود دارند.
MrOskob
۷
اگر به دورهٔ یونان باستان بنگریم، درمییابیم که هدف از مباحثه و گفتوگو، پیروزی نبود. مباحثه، محمل جستوجوی حقیقت بود. آشکارکردن ضعفهای استدلالی طرف مقابل، نه برای نفی او، بلکه در جهت اصلاح و تقویت او صورت میگرفت
MrOskob
۶
احتمال اینکه مخاطب دیدگاه شما را چشمبسته و کامل بپذیرد صفر از ده است. اما احتمال اینکه بتوانید دیدگاه طرف مقابل را بهتر درک کنید، نُه به ده است.
MrOskob
۵
دانشکدهٔ حقوق به شما میآموزد چگونه قانون را بخوانید، اما به شما یاد نمیدهد چطور آدمها را بخوانید.
MrOskob
۴
پشت هر سخن تند و گزنده، داستانی دربارهٔ چرایی آن تندی نهفته است.
MrOskob
۴
هرچقدر یک گفتوگو مهمتر باشد، توانایی مدیریت اختلافات هم حیاتیتر است.
MrOskob
۴
در بزرگسالی معادلات عوض میشوند. مسئولیتهایتان بیشتر میشوند؛ چون دیگر فقط به خودتان فکر نمیکنید. حالا باید مراقب دیگران هم باشید مثل والدین سالخوردهتان یا فرزندانتان.
MrOskob
۴
تنها امر قطعی دربارهٔ ارتباط این است که بالاخره یک جایی شما حرف اشتباهی از دهانتان بیرون میآید. اما خبر خوب این است که این اشتباه قرار نیست تا آخر اشتباه بماند. برای همین است که اغلب گفتوگوی بعدی، مهمتر از گفتوگوی آغازین شماست.
MrOskob
۳
این کتاب دربارهٔ این است که چطور سرتان را بالا بگیرید و با اعتمادبهنفس حرفتان را بزنید و این جسارت را داشته باشید که به استقبال موقعیتی بروید که هرآنچه در دل دارید، آشکار کنید.
چطور همان چیزی را که به آن فکر میکنید، بگویید و آنچه میگویید دقیقاً همان باشد که مقصود شماست.
MrOskob
۳
وقتی به آدمها میگویید که اشتباه کردهاند، اتفاقاً بیشتر مطمئن میشوند که حق با خودشان است. وقتی کسی میگوید: «حالم خوبه.» اغلب اوقات اینطور نیست. هیچچیز کاملاً با کلیشهها مطابقت ندارد.
MrOskob
۳
سریعترین راه برای ازدسترفتن آرامش شما این است که با عصبانیت بر سر کسی داد بکشید. شکستدادن کسی در مجادله، شاید غرور و منیّت شما را سیراب کند، اما روحتان را گرسنهتر از قبل به حال خود رها میکند.
MrOskob
۳
در درون هر بحث دو مرحله وجود دارد: فاز شعلهورشدن و فاز خنکشدن.
MrOskob
۲
میگویند فرزنداولبودن ظاهراً به ثبات هیجانی، پیشگامبودن و چیزهایی ازایندست میانجامد، اما فرزنداولبودن به من آموخت که از کودکی، پایههای سخنوری و برقراری ارتباط را در وجودم محکم کنم.
MrOskob
۲
باید دربارهٔ چیزی حرف بزنم که بهتر از هرکس دیگری آن را بلدم. باید کمکشان کنم که یاد بگیرند چطور حرف بزنند و ارتباط برقرار کنند.
MrOskob
۲
سخن شما مانند امواج، پیامدهای ادامهدار و فزاینده دارد.
MrOskob
۲
پذیرفتن شکست، بخشی از مسیر رشد است. ما از اشتباهات خود درس میگیریم تا رشد کنیم و قویتر شویم.
کاربر ۵۰۵۱۲۰۴
۲
اگر نهگفتن به یک دعوت اجتماعی شبیه بستن یک در باشد، حریم گذاشتن شبیه ساختن یک دژ مستحکم با خندقی دورتادور آن است.
MrOskob
۲
گفتوگو و رابطهٔ صادقانه لزوماً شاد و راحت نیست.
احسان رضاپور
۲
صریحبودن به معنای بیملاحظگی یا بیتوجهی به احساسات دیگران نیست، بلکه به این معناست که شما برای خود و دیگری آنقدر احترام قائلید که خواستهها و نیازهای خود را بیواهمه از واکنش دیگران، بیپرده بیان کنید.
کاربر ۵۰۵۱۲۰۴
۱
و پرخاشگری آشکار میشود. ارتباط پرخاشگرانه توجهی به احترام متقابل ندارد. اما ارتباط قاطعانه، احترام را پایهٔ گفتوگو قرار
MrOskob
۱
ارزشمندترین مهارتهایی که در جایگاه فرزند ارشد آموختم، توانایی میانجیگری و حل اختلاف بود. هرگاه برادرانم بر سر خانهٔ عروسکی خواهرمان به جان هم میافتادند، من فوراً غائله را میخواباندم و از هرکدامشان میخواستم که ماجرای خود را برایم تعریف کنند. بعداز آن، داوری میکردم و میگفتم که نوبت کیست و راه سازشی پیدا میکردم که هر دو را راضی کند و جالب این است که این روش کارساز بود.
MrOskob
۱
من راهی متفاوت در پیش گرفتم. بهجای اینکه مدام خودم را تبلیغ کنم، تصمیم گرفتم بدون هیچ مزد و منتی ارزشآفرین باشم. چیزی که سودش فقط برای خودم نباشد، بلکه به کار مردم بیاید. اینبار مصمم بودم که خودِ واقعیام باشم؛ همان که همیشه بودهام
MrOskob
۱
اما اتفاقی افتاد که حسابی غافلگیرم کرد. بعداز گذشت یک ساعت، تعداد بازدیدهای ویدئوی من با عنوان چگونه بحث کنیم؟ بهطرز شگفتانگیزی به هزار و فردای همان روز به بازدید میلیونی رسید! هیچوقت فکر نمیکردم که این موفقیت ناگهانی، به این معناست که میلیونها نفر کالسکهٔ صورتیرنگ دخترم و لیوان آبخوری پسرم در صندلی عقب ماشین را میدیدند. بهعلاوه لباسی که همینطوری بدون فکر آن را پوشیده بودم. یک پیراهن پولوی بدقواره با کت رسمی!
چه کسی با این سرووضع از خانه بیرون میرود، با این تصور که قرار است میلیونها نفر او را ببینند؟
اما مردم اهمیتی نمیدادند. این بازتاب واقعی زندگی من بود. همین بیپیرایگی، باعث شده بود که احساس کنند دارم بیواسطه با آنها حرف میزنم، بدون هیچ تبلیغ یا دوزوکلکی. همهچیز واقعی بود.
MrOskob
۱
در جلسات گفتوگوی بعدی، همیشه افراد احساس راحتی بیشتری میکنند و چیزهایی میگویند که شاید در گفتوگوهای اول، از بیان آنها پرهیز میکردند؛ ازاینروست که مکالمات بعدی به حقیقت نزدیکترند.
