جملات زیبای کتاب بازار باران | طاقچه
تصویر جلد کتاب بازار باران

کتاب بازار باران

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۱۱ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Sophie
۹
گاهی انقلاب از پسِ تغییر و از دلِ ویرانه‌ها زاده می‌شود. گاهی زندگی به تخریب و تولد مجدد نیاز دارد، نه مرمت. گاهی ماندن، جنگیدن، تخریب و تولدِ دوباره از پیِ هم حاصل می‌شوند. گاهی نور از دلِ ظلمت مطلق پدید می‌آید. گاهی تراژدیِ زیستن این‌چنین زاده می‌شود. از دلِ نبردی سرشار از شجاعت، نه مصالحه. شاید تراژدی و درام در یکی از هزاران ابعادشان، این‌چنین معنا شوند!
Ailar Ab
۵
حتی وقتی احساس می‌کنید در دنیا تنها هستید، ایمان دارم که هر یک از ما برای شخص دیگری بسیار عزیز هستیم.
Ailar Ab
۴
اگر تلاش نکنید هیچ‌وقت نمی‌فهمید کاری شدنیست یا نه.
n re
۴
چندان امیدوار نبود. می‌دانست هرچه بیشتر امیدوار باشد، ناامیدی نیز شدیدتر خواهد بود.
Ailar Ab
۳
واقعیت اینه که برای شروع رؤیاهاتون هیچ‌وقت دیر نیست. زمان حال بهترین وقت برای رو به جلو حرکت کردنه.
کاربر ۱۰۵۳۹۲۴۹
۳
«شاید این کتاب‌ها بهم‌ریخته به نظر برسن، اما من دقیقاً می‌دونم هرچیزی کجاست.»
مهديس
۲
"زمان حال" فقط یه مقطع زمانی نیست، بلکه یه هدیهٔ گرانبهاست!
کاربر ۱۰۵۳۹۲۴۹
۲
برای شروع رؤیاهاتون هیچ‌وقت دیر نیست. زمان حال بهترین وقت برای رو به جلو حرکت کردنه.
Ailar Ab
۱
گیاهان هم فصل خودشون رو دارن، سرین. بعضی گل‌ها در فصل بهار شکوفا می‌شن، در حالی که برخی دیگه منتظر تابستون یا پاییز می‌مونن. تعدادی هم تا سردترین روزهای زمستون، وقتی بقیهٔ گل‌ها منجمد می‌شن، خودشون رو نشون نمیدن. وظیفهٔ من در اینجا اینه که اونا رو با عرق و اشکی که انسان‌ها برای رسیدن به اهدافشون می‌ریزن، پرورش بدم. من مطمئن می‌شم که هر گلی در زمان خودش به زیباترین شکل شکوفا بشه.»
تی تی
۱
ماتا نفسی بیرون داد و گفت: «تو می‌دونی بعضی از انسان‌ها چطوری بدترین سختی‌ها رو پشت سر میذارن، اما بازم موفق می‌شن و رؤیاهاشون رو به واقعیت بدل می‌کنن؟ این به لطف پدر اتفاق می‌افته؛ شکارچی تسلیم شدن. اون وسوسهٔ تسلیم شدن رو از بین می‌بره. قبلاً هفت بار برندهٔ جایزهٔ بهترین دوکبی سال شده، اما ببین من چه وضعی دارم.»
تی تی
۱
پوپو جرعهٔ دیگری چای نوشید و پاسخ داد: «حتی گیاهان هم فصل خودشون رو دارن، سرین. بعضی گل‌ها در فصل بهار شکوفا می‌شن، در حالی که برخی دیگه منتظر تابستون یا پاییز می‌مونن. تعدادی هم تا سردترین روزهای زمستون، وقتی بقیهٔ گل‌ها منجمد می‌شن، خودشون رو نشون نمیدن. وظیفهٔ من در اینجا اینه که اونا رو با عرق و اشکی که انسان‌ها برای رسیدن به اهدافشون می‌ریزن، پرورش بدم. من مطمئن می‌شم که هر گلی در زمان خودش به زیباترین شکل شکوفا بشه.»
n re
۱
توصیهٔ من اینه که از سرزنش کردن خودتون دست بردارین، چون بیشتر از هرکس دیگه‌ای تحمل کردین.»
Ailar Ab
۰
«مامان، فکر می‌کنم زندگی یه جورهایی مثل یه جوراب پر از سوراخه.» مادرش با کنایه گفت: «نه بابا! نگاش کن، انگار حسابی بزرگ شدی. دیگه می‌تونی یکی دوتا چیز بهم یاد بدی. خب، چرا زندگی مثل یه جوراب سوراخ سوراخه؟» سرین با لبخند ملایمی گفت: «چون ما با عزیزانمون این سوراخ‌ها رو رفو می‌کنیم.»
تی تی
۰
«الان می‌دونم می‌خوام چی شکار کنم! وقتی یه انسان رنج می‌کشه، من خشم رو از دلش دور می‌کنم. به این ترتیب انسان‌ها می‌تونن اون دوران سخت رو تحمل کنن، درست مثل رابطهٔ صدف‌ها و مرواریدها. اینطوری انسان‌ها هم می‌تونن توی وجودشون یه مروارید زیبا بسازن!»