
ائمه
۷
لب همان به که ببندیم و حکایت نکنیم
از کسی شکر نگوییم و شکایت نکنیم...
ائمه
۶
- آن پریرو چو نیاید به در از خانه خویش
به چه افسون برمش جانب ویرانه خویش...
ائمه
۵
چندای دل فکر درد بیدوای من کنی
از برای او چه کردی کز برای من کنی
ائمه
۴
هر شب ای دل گفتگوی زلف جانان میکنی
خود پریشانی و ما را هم پریشان میکنی
ائمه
۲
کبوترنامه من برد سویش، چون کنم یارب
که نتواند به او گفتن سخنهای زبانی را
