همیشگیاش را تکرار کرد که: «مقتدرتر از خورشید باش و زودتر از او طلوع کن.» اما امروز حرف تازهای هم زد؛ گفت: «وانگهی برای خوابیدن وقت بسیار است. صدها هزار سال زیر خاک میخوابیم...» هستی بقیهٔ کلام مادربزرگ را که از قیام قیامت و صور اسرافیل میگفت نشنیده گرفت و اندیشید که اگر اقبال یارمان باشد، چون سبزه بر کنار جویی میروییم. اما من یکی که گِلِ کوزهگران شدن هم از سرم زیاد است. ای خیام.
nahid nikparsa