جملات زیبای کتاب جاودانه | طاقچه
تصویر جلد کتاب جاودانهsubscriptionAvailable

کتاب جاودانه

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
عبید زاکانی
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
sorena
۲۵
عقل با روح خودستایی کرد، عشق با هر دو پادشایی کرد... عقل را دانشی و رایی نیست. بهتر از عشق رهنمایی نیست.
sorena
۲۰
فرهاد را که با لب شیرین تعلق است رغبت به نوشدارو و حاجت به قند نیست
sorena
۱۶
عبید همه را محکوم می‌کند. عبید به صراحت تمام نشان می‌دهد که می‌داند که هر ملتی لایق همان حکومتی است که دارد، حکومت بی‌خود پا به عرصه وجود نمی‌گذارد و تا ملت زمینه را آماده ننماید، اجامرو اوباش مجال تسلط بر او را نمی‌یابند. اگر حکام کثیف و فاسدند مردم نیز به همان اندازه در کثافت غوطه می‌زنند.
sorena
۱۴
من از تو بوسه تمنی کجا توانم کرد چو گرد کوی توأم زهره گدائی نیست به سعی دولت وصلت نمی‌شود حاصل محقق است که دولت بجز عطائی نیست عبید پیش کسانی که عشق می‌ورزند شب وصال کم از روز پادشائی نیست
sorena
۱۱
درویش که می‌خورد به میری برسد ور روبهکی خورد به شیری برسد گر پیر خورد جوانی از سرگیرد ور زانکه جوان خورد به پیری برسد
ادریس
۷
دل در پی عشق دلبران است هنوز وز عمر گذشته در گمان است هنوز گفتیم که ما و او به هم پیر شویم ما پیر شدیم و او جوان است هنوز
Mahsa Bi
۶
جفا مکن که جفا رسم دلربائی نیست جدا مشو که مرا طاقت جدائی نیست مدام آتش شوق تو در درون من است چنان که یک دم از آن آتشم رهائی نیست وفا نمودن و برگشتن و جفا کردن طریق یاری و آئین دلربائی نیست
amirali Esmaeilpour
۱
قزوینی تابستان از بغداد می‌آمد گفتند آنجا چه می‌کردی گفت عرق