جملات زیبای کتاب هملت | طاقچه
تصویر جلد کتاب هملت

کتاب هملت

شاهزاده دانمارک

نوع کتاب
۳.۵(از ۳۱ امتیاز)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Amir
۱۰
در زمینهٔ خورد و خوراک، یگانه سرور و سالار شما کرم است؛ ما همه گونه جانوران را پرورش می‌دهیم تا خود پروار شویم، و باز ما برای کرم‌هاست که خود را پروار می‌کنیم. شاه فربه و گدای لاغر دو خورش متفاوت بیش نیستند، دو خورش بر سر یک میز. همین و بس.
Amir
۴
هوراشیو، در زمین و آسمان بسا چیزهاست که فلسفه‌تان به خواب ندیده.
Amir
۴
چه شاهکاری است آدمی! تا چه حد در خردمندی بزرگوار و در استعداد چه نامحدود است! در هیئت و رفتارْ چالاک و دلپسند، در عمل هم‌پایهٔ فرشتگان و در فهم و ادراک پنداری خداست! زیبایی جهان است و گل سرسبد جانداران! و بااین‌همه، این جوهرِ خاک در چشم من هیچ است. برای من مردْ گیرایی ندارد؛ نه، همچنان که زن نیز ندارد،
omid
۴
هملت: دربارهٔ بزک‌هایتان هم چیزهایی شنیده‌ام. خدا به شما چهره‌ای داده است، ولی شما خودتان را به صورت دیگری درمی‌آورید. با جست‌وخیز می‌رقصید، می‌خرامید، نوک‌زبانی حرف می‌زنید، به آنچه خدا آفریده نام‌های مسخره می‌دهید، از بی‌خبری‌تان مایهٔ هرزگی می‌سازید. بروید، دیگر بیزار شده‌ام؛ همین‌هاست که دیوانه‌ام کرده.
Amir
۲
هیچ‌چیز به نفس خود خوب یا بد نیست، بلکه اندیشه است که آن را چنان می‌نماید
Amir
۲
خوشا به حال کسانی که خون و خِردشان چنان درست به هم پیوند خورده‌اند که دیگر چون نی نیستند که سرانگشتان بخت هر نوایی را که بخواهد از ایشان بیرون بکشد!
Amir
۲
شاهی که درگذرد، خود به‌تنهایی نمی‌میرد، غرقابی است که هر آنچه را در جوار خویش دارد در خود فرومی‌کشد؛
Amir
۲
ها، درست گفتی. دلخوری‌اش بیشتر اینجاست که آن کله‌گنده‌ها بیشتر از برادرهای مسیحی‌شان تو این دنیا حق دارند خودشان را غرق بکنند و حلق‌آویز بکنند. خوب، برویم بیل بزنیم. تو این دنیا هیچ تخم و تبار بزرگی جز در میان باغبان‌ها و مقنّی‌ها و گورکن‌ها نیست؛ این‌ها همان کسب‌وکار حضرت آدم را دارند.
Amir
۱
تبهکاری، اگر هم خاک سراسر زمین را بر آن انباشته باشند، باز پیش چشم آدمیان سر بر می‌آورد.
Amir
۱
به صومعه برو! برای چه می‌خواهی گناهکارانی در دامن خود بپرورانی؟ من خود کم‌وبیش درستکارم، و بااین‌همه می‌توانم خود را به چه چیزهایی متهم دارم که بهتر می‌بود هرگز از مادر زاده نمی‌شدم. من بسیار خودبینم، کینه‌توزم، جاه‌طلبم. به یک اشارهٔ من، گناهان، بیش از آنچه اندیشه برای دریافتن و تخیل برای انگاشتن و وقت برای به انجام رساندن آن لازم است به‌سوی من روی می‌آورند. موجوداتی مانند من که میان زمین و آسمان می‌خزند به چه کار می‌آیند؟ ما همه نابکاران گستاخی هستیم، سخن هیچ‌یک از ما را باور مدار. سر خود گیر و به صومعه برو.
کاربر ۱۱۸۰۳۶۳۵
۱
اوه! کاش! این تنِ سخت سخت‌جان می‌توانست بگدازد و آب شود و همچون شبنم محو گردد! یا باز، کاش پروردگار جاوید خودکشی را نهی نفرموده بود! خدایا، خدایا، چقدر امور این جهان در نظرم فرساینده و نابکار و بی‌مزه و سترون می‌نماید! تفو! تف بر این جهان باد! باغی است پر گیاه هرز که دانه‌افشان شده و چیزهای پست و ناهنجار آن را در تصرف گرفته... که کار بدین جا بکشد!
Amir
۰
گیلدِنستِرن: و این خواب‌ها به‌راستی همان جاه‌طلبی است، چه جوهر هستی جاه‌طلبان سایهٔ خوابی بیش نیست. هملت: خود خواب چیزی جز سایه نیست. روزنکرانتْز: درست، و من جاه‌طلبی را چنان پوچ و ناچیز می‌دانم که آن را سایهٔ سایه‌ای بیش نمی‌شمارم.
Amir
۰
هدف نمایش از آغاز چنین بوده و هنوز هم هست که اگر بتوان گفت آیینه‌ای در برابر طبیعت نگه دارد و چهرهٔ فضیلت و تصویر رذالت را بدان‌ها بنماید و به زمانه و هیئت اجتماع نشان دهد بر چه رنگ و چه رسمی است.
Amir
۰
آخ، گرترود، گرترود! هنگامی که رنج و مصیبت به کسی روی می‌آورد، هیچ‌گاه به‌صورت جاسوسانی منفرد نیست، بلکه گروه‌گروه پیش می‌آید.
Amir
۰
قیصر پُر صولت، پس از آنکه مرد و خاک شد سوراخی را با آن بستند تا باد به درون نوزد؛ آه، این خاک که روزی مایهٔ وحشت جهانی بود، وصلهٔ دیواری شد که راه بر سوز زمستانی بگیرد.
سروش علی‌نژاد
۰
اوه! کاش! این تنِ سخت سخت‌جان می‌توانست بگدازد و آب شود و همچون شبنم محو گردد! یا باز، کاش پروردگار جاوید خودکشی را نهی نفرموده بود! خدایا، خدایا، چقدر امور این جهان در نظرم فرساینده و نابکار و بی‌مزه و سترون می‌نماید! تفو! تف بر این جهان باد! باغی است پر گیاه هرز که دانه‌افشان شده و چیزهای پست و ناهنجار آن را در تصرف گرفته... که کار بدین جا بکشد! آن‌هم تنها دو ماه پس از مرگ پدرم،
ماهی کوچولو
۰
شاید او این دم دلباختهٔ شماست و هیچ ناپاکی و فریبی چهرهٔ شریف آرزویش را تیره نمی‌دارد. ولی، با سنجش پایگاه بلندی که دارد، شما باید از آن بترسید که اراده‌اش به دست خود نباشد، چه او فرمان‌بردار نسب والای خویش است. او نمی‌تواند مانند مردم بی‌نام‌ونشان به‌دلخواه خود رفتار کند،