
بریدههایی از کتاب هملت
۳٫۰
(۱۴)
در زمینهٔ خورد و خوراک، یگانه سرور و سالار شما کرم است؛ ما همه گونه جانوران را پرورش میدهیم تا خود پروار شویم، و باز ما برای کرمهاست که خود را پروار میکنیم. شاه فربه و گدای لاغر دو خورش متفاوت بیش نیستند، دو خورش بر سر یک میز. همین و بس.
Amir
چه شاهکاری است آدمی! تا چه حد در خردمندی بزرگوار و در استعداد چه نامحدود است! در هیئت و رفتارْ چالاک و دلپسند، در عمل همپایهٔ فرشتگان و در فهم و ادراک پنداری خداست! زیبایی جهان است و گل سرسبد جانداران! و بااینهمه، این جوهرِ خاک در چشم من هیچ است. برای من مردْ گیرایی ندارد؛ نه، همچنان که زن نیز ندارد،
Amir
هوراشیو، در زمین و آسمان بسا چیزهاست که فلسفهتان به خواب ندیده.
Amir
خوشا به حال کسانی که خون و خِردشان چنان درست به هم پیوند خوردهاند که دیگر چون نی نیستند که سرانگشتان بخت هر نوایی را که بخواهد از ایشان بیرون بکشد!
Amir
تبهکاری، اگر هم خاک سراسر زمین را بر آن انباشته باشند، باز پیش چشم آدمیان سر بر میآورد.
Amir
هیچچیز به نفس خود خوب یا بد نیست، بلکه اندیشه است که آن را چنان مینماید
Amir
گیلدِنستِرن: و این خوابها بهراستی همان جاهطلبی است، چه جوهر هستی جاهطلبان سایهٔ خوابی بیش نیست.
هملت: خود خواب چیزی جز سایه نیست.
روزنکرانتْز: درست، و من جاهطلبی را چنان پوچ و ناچیز میدانم که آن را سایهٔ سایهای بیش نمیشمارم.
Amir
به صومعه برو! برای چه میخواهی گناهکارانی در دامن خود بپرورانی؟ من خود کموبیش درستکارم، و بااینهمه میتوانم خود را به چه چیزهایی متهم دارم که بهتر میبود هرگز از مادر زاده نمیشدم. من بسیار خودبینم، کینهتوزم، جاهطلبم. به یک اشارهٔ من، گناهان، بیش از آنچه اندیشه برای دریافتن و تخیل برای انگاشتن و وقت برای به انجام رساندن آن لازم است بهسوی من روی میآورند. موجوداتی مانند من که میان زمین و آسمان میخزند به چه کار میآیند؟ ما همه نابکاران گستاخی هستیم، سخن هیچیک از ما را باور مدار. سر خود گیر و به صومعه برو.
Amir
هدف نمایش از آغاز چنین بوده و هنوز هم هست که اگر بتوان گفت آیینهای در برابر طبیعت نگه دارد و چهرهٔ فضیلت و تصویر رذالت را بدانها بنماید و به زمانه و هیئت اجتماع نشان دهد بر چه رنگ و چه رسمی است.
Amir
شاهی که درگذرد، خود بهتنهایی نمیمیرد، غرقابی است که هر آنچه را در جوار خویش دارد در خود فرومیکشد؛
Amir
آخ، گرترود، گرترود! هنگامی که رنج و مصیبت به کسی روی میآورد، هیچگاه بهصورت جاسوسانی منفرد نیست، بلکه گروهگروه پیش میآید.
Amir
ها، درست گفتی. دلخوریاش بیشتر اینجاست که آن کلهگندهها بیشتر از برادرهای مسیحیشان تو این دنیا حق دارند خودشان را غرق بکنند و حلقآویز بکنند. خوب، برویم بیل بزنیم. تو این دنیا هیچ تخم و تبار بزرگی جز در میان باغبانها و مقنّیها و گورکنها نیست؛ اینها همان کسبوکار حضرت آدم را دارند.
Amir
قیصر پُر صولت، پس از آنکه مرد و خاک شد سوراخی را با آن بستند تا باد به درون نوزد؛ آه، این خاک که روزی مایهٔ وحشت جهانی بود، وصلهٔ دیواری شد که راه بر سوز زمستانی بگیرد.
Amir
حجم
۱۵۱٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۵۴ صفحه
حجم
۱۵۱٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۵۴ صفحه
قیمت:
۸۰,۰۰۰
تومان