
بریدههایی از کتاب به وقت عشق
نویسنده:اروین د. یالوم، بنجامین یالوم
مترجم:سمیرا قاسم زاده
انتشارات:نشر قطره
دستهبندی:
امتیاز
۳.۱از ۲۱ رأی
۳٫۱
(۲۱)
صمیمیت واقعی میتواند برای کسانی که چنین زخمهایی دارند شمشیر دولبه باشد. ما بهدنبال نزدیکی و صمیمیتیم، اما درعینحال از آن هراس داریم، چراکه قبلاً آسیب دیدهایم، رها شدهایم یا نادیده گرفته شدهایم.
aitan
در طول سالها یاد گرفتهام که نباید در ستایش خساست به خرج دهیم، نه برای بیماران، نه دوستان و نه همکاران. اگر از شصت سال آشنایی با کشمکشهای درونی افراد چیزی یاد گرفته باشم این است که ظاهر بیرونی پراعتمادبهنفس و موفق افراد اغلب ارتباط کمی با احوال درونی آنها دارد. هیچوقت نمیدانی چه کسی واقعاً تشنهٔ شنیدن تأیید یا محبت است.
aitan
«من بدون اشتباه نمینوازم ـ هرکسی میتواند بدون اشتباه بنوازد ــ اما من با احساسی شگفتانگیز مینوازم.»
zahra
این واقعیت مهم به من یادآوری میکند که درمانگران بیماران زیادی دارند، درحالیکه بیماران فقط یک درمانگر دارند. این یک نابرابری ذاتی است که گاهی اوقات میشود از آن به نفع درمان استفاده کرد ــ یعنی ما میخواهیم در ذهن بیمار مهم باشیم، بهطوریکه کلمات و تجربیاتی که در درمان به اشتراک میگذاریم میتوانند تأثیر تحولآفرین قدرتمندی داشته باشند. از طرف دیگر، یک آسیب احتمالی را برای کسی تصور کنید که اهمیت زیادی به تأیید درمانگرش بدهد و خودش را بهطور کامل فراموششده بیابد.
محدثه ناطقی
کسی که هستی صرفاً اون کسی نیست که درحال حاضر وجود داره. همهٔ ما از تجربهها، خاطرهها و رؤیاهای خودمون ساخته شدیم و مغز و سیستم عصبیمون یه راهی دارن که این تجربهها رو توی خودشون نگه دارن. بنابراین، درحالیکه ممکنه بتونیم این افکار رو از آگاهیمون بیرون کنیم، اما این تروماهای گذشته یه راهی برای نفوذ پیدا میکنن.
aitan
... متوجه شدم که مهمترین دلیل تأثیرگذاری ملاقات ما این بود که شما از همان لحظهٔ اول با منی که کاملاً غریبه بودم اینقدر مرتبط و با حضور قلب بودید. کمتر پیش میآید که چنینچیزی را در زندگی روزمره تجربه کنم. نمیدانم آیا بقیه هم اینطورند یا نه. ممنونم.
چقدر خوشایند بود که آلارا شعارم در حرفهام را به من یادآوری کرد: «این رابطه است که درمان میکند.»
aitan
ذهنهای بزرگ هزاران سال است که روی این سؤالات بزرگ دربارهٔ زندگی و معنای آن کار کردهاند و مشاهدات آنها میتواند به افرادی که در ناامیدی به سر میبرند کمک کند. از یک سو، ارزش بیچونوچرایی در آوردن این ایدهها به رواندرمانی وجود داشت، زیرا بسیاری از این حکمتها برای کسانی که در اضطراب و نگرانیاند مفید واقع میشد. از سوی دیگر، شاید مردم هزاران سال است که روی این سؤالات کار کردهاند، دقیقاً به این دلیل که هیچکس نتوانسته به پاسخهای کافی دست یابد. شاید این سؤالاتِ حلنشدنی جاودانهاند. شاید دچار شدن به این سؤالات سرنوشت ماست، جنبهای اجتنابناپذیر از وضعیت انسانی.
aitan
امیدوارم نصیحت من رو با جونودل بپذیری. درحال حاضر هدف من اینه که بهت کمک کنم تا از پشیمونیِ اون زمانی جلوگیری کنی که بدون تلاش برای تبدیل شدن به اون چیزی که میتونستی باشی به نقطهٔ پایان زندگیت برسی.»
zahra
کاملاً واضح بود که حس میکرد در شغل دولتی ناامیدکننده و پیشپاافتادهای گرفتار شده است، شغلی که روح و روانش را در جوانی فرسوده و پژمرده میکرد
zahra
تجربهٔ من این بوده است که وقتی مردم در برابر نیروی زندگیبخش مهمی مقاومت میکنند، اغلب منجر به احساس ناامیدی شدیدی میشود. وقتی کاری وجود دارد که در اعماق درونتان میدانید که باید انجامش بدهید و درعینحال از انجام آن خودداری میکنید ـ بهخاطر ترس، شرم، تأیید والدین یا نیاز مالی ــ ممکن است عوارض روانی جبرانناپذیری به دنبال داشته باشد.
zahra
اما من آموختهام که بهطور متناقضی آرامش بیشازحد در ظاهرْ نشاندهندهٔ انکار مشکلات عمیقتر است. چنین موقعیتی میتواند یک استراتژی اجتنابی قوی باشد
zahra
حجم
۲۵۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۳۰ صفحه
حجم
۲۵۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۳۰ صفحه
قیمت:
۹۰,۰۰۰
۴۵,۰۰۰۵۰%
تومان