
بریدههایی از کتاب به وقت عشق
نویسنده:اروین د. یالوم، بنجامین یالوم
مترجم:سمیرا قاسم زاده
انتشارات:نشر قطره
دستهبندی:
امتیاز
۳.۰از ۳۲ رأی
۳٫۰
(۳۲)
در طول سالها یاد گرفتهام که نباید در ستایش خساست به خرج دهیم، نه برای بیماران، نه دوستان و نه همکاران. اگر از شصت سال آشنایی با کشمکشهای درونی افراد چیزی یاد گرفته باشم این است که ظاهر بیرونی پراعتمادبهنفس و موفق افراد اغلب ارتباط کمی با احوال درونی آنها دارد. هیچوقت نمیدانی چه کسی واقعاً تشنهٔ شنیدن تأیید یا محبت است.
aitan
صمیمیت واقعی میتواند برای کسانی که چنین زخمهایی دارند شمشیر دولبه باشد. ما بهدنبال نزدیکی و صمیمیتیم، اما درعینحال از آن هراس داریم، چراکه قبلاً آسیب دیدهایم، رها شدهایم یا نادیده گرفته شدهایم.
aitan
«اگه این اشکها میتونستن حرف بزنن چی میگفتن؟» این سؤالْ عصای جادویی است!
محدثه ناطقی
«من بدون اشتباه نمینوازم ـ هرکسی میتواند بدون اشتباه بنوازد ــ اما من با احساسی شگفتانگیز مینوازم.»
zahra
هرکسی تو موقعیت تو، با تجربهای که از سر گذروندی، همون خشمی رو خواهد داشت که تو داری. داری بیشازحد خودت رو بد قضاوت میکنی.
خورشید
ما بهدنبال نزدیکی و صمیمیتیم، اما درعینحال از آن هراس داریم، چراکه قبلاً آسیب دیدهایم، رها شدهایم یا نادیده گرفته شدهایم.
خورشید
کاملاً واضح بود که حس میکرد در شغل دولتی ناامیدکننده و پیشپاافتادهای گرفتار شده است، شغلی که روح و روانش را در جوانی فرسوده و پژمرده میکرد
zahra
چقدر عجیب است که احساس شدیدی نسبت به کسی داشته باشید و علتش را به خاطر نیاورید!
خورشید
کسی که هستی صرفاً اون کسی نیست که درحال حاضر وجود داره. همهٔ ما از تجربهها، خاطرهها و رؤیاهای خودمون ساخته شدیم و مغز و سیستم عصبیمون یه راهی دارن که این تجربهها رو توی خودشون نگه دارن. بنابراین، درحالیکه ممکنه بتونیم این افکار رو از آگاهیمون بیرون کنیم، اما این تروماهای گذشته یه راهی برای نفوذ پیدا میکنن.
aitan
این واقعیت مهم به من یادآوری میکند که درمانگران بیماران زیادی دارند، درحالیکه بیماران فقط یک درمانگر دارند. این یک نابرابری ذاتی است که گاهی اوقات میشود از آن به نفع درمان استفاده کرد ــ یعنی ما میخواهیم در ذهن بیمار مهم باشیم، بهطوریکه کلمات و تجربیاتی که در درمان به اشتراک میگذاریم میتوانند تأثیر تحولآفرین قدرتمندی داشته باشند. از طرف دیگر، یک آسیب احتمالی را برای کسی تصور کنید که اهمیت زیادی به تأیید درمانگرش بدهد و خودش را بهطور کامل فراموششده بیابد.
محدثه ناطقی
امیدوارم نصیحت من رو با جونودل بپذیری. درحال حاضر هدف من اینه که بهت کمک کنم تا از پشیمونیِ اون زمانی جلوگیری کنی که بدون تلاش برای تبدیل شدن به اون چیزی که میتونستی باشی به نقطهٔ پایان زندگیت برسی.»
zahra
اما من آموختهام که بهطور متناقضی آرامش بیشازحد در ظاهرْ نشاندهندهٔ انکار مشکلات عمیقتر است. چنین موقعیتی میتواند یک استراتژی اجتنابی قوی باشد
zahra
صحبت کردنِ صادقانه دربارهٔ خودم بهعنوان انسانی عادی، ناکامل و فناپذیر ـ کسی که خودش نیز گرفتار تردیدها و اضطرابهایش است ــ هم باعث عادیسازی مشکلات بیمار میشود و هم مانند عاملی برای ایجاد صمیمیت و اعتمادی که برای تغییر لازم است عمل میکند
zahra
تفاوت بین حافظهٔ صریح و حافظهٔ ضمنی. زمانیکه خودمان را با کارهایی مانند مطالعه برای امتحان، به خاطر سپردن اطلاعات یا چهرهها مشغول میکنیم، دست حافظهٔ صریح در کار است. این حافظه محسوستر و خودخواستهتر و هدفمندتر است. از طرف دیگر، حافظهٔ ضمنی ناآگاهانه عمل میکند. این حافظه به احساسات، حافظهٔ عضلانیحرکتی و الگوهای آشنا مانند مسیریابی در محلهای که سالها در آن زندگی کردهایم مربوط میشود.
ماهنوش
من آموختهام که بهطور متناقضی آرامش بیشازحد در ظاهرْ نشاندهندهٔ انکار مشکلات عمیقتر است. چنین موقعیتی میتواند یک استراتژی اجتنابی قوی باشد.
خورشید
صحبت کردنِ صادقانه دربارهٔ خودم بهعنوان انسانی عادی، ناکامل و فناپذیر ـ کسی که خودش نیز گرفتار تردیدها و اضطرابهایش است ــ هم باعث عادیسازی مشکلات بیمار میشود و هم مانند عاملی برای ایجاد صمیمیت و اعتمادی که برای تغییر لازم است عمل میکند.
خورشید
... متوجه شدم که مهمترین دلیل تأثیرگذاری ملاقات ما این بود که شما از همان لحظهٔ اول با منی که کاملاً غریبه بودم اینقدر مرتبط و با حضور قلب بودید. کمتر پیش میآید که چنینچیزی را در زندگی روزمره تجربه کنم. نمیدانم آیا بقیه هم اینطورند یا نه. ممنونم.
چقدر خوشایند بود که آلارا شعارم در حرفهام را به من یادآوری کرد: «این رابطه است که درمان میکند.»
aitan
ذهنهای بزرگ هزاران سال است که روی این سؤالات بزرگ دربارهٔ زندگی و معنای آن کار کردهاند و مشاهدات آنها میتواند به افرادی که در ناامیدی به سر میبرند کمک کند. از یک سو، ارزش بیچونوچرایی در آوردن این ایدهها به رواندرمانی وجود داشت، زیرا بسیاری از این حکمتها برای کسانی که در اضطراب و نگرانیاند مفید واقع میشد. از سوی دیگر، شاید مردم هزاران سال است که روی این سؤالات کار کردهاند، دقیقاً به این دلیل که هیچکس نتوانسته به پاسخهای کافی دست یابد. شاید این سؤالاتِ حلنشدنی جاودانهاند. شاید دچار شدن به این سؤالات سرنوشت ماست، جنبهای اجتنابناپذیر از وضعیت انسانی.
aitan
تجربهٔ من این بوده است که وقتی مردم در برابر نیروی زندگیبخش مهمی مقاومت میکنند، اغلب منجر به احساس ناامیدی شدیدی میشود. وقتی کاری وجود دارد که در اعماق درونتان میدانید که باید انجامش بدهید و درعینحال از انجام آن خودداری میکنید ـ بهخاطر ترس، شرم، تأیید والدین یا نیاز مالی ــ ممکن است عوارض روانی جبرانناپذیری به دنبال داشته باشد.
zahra
ذهن انسان همیشه مرا مجذوب خود کرده است
ماهنوش
«من درمورد مهارگریْ چیزهای زیادی شنیدم. دربارهٔ پناهگاه بقا. درمورد برنامههای ترک اعتیاد. دربارهٔ تمدد اعصاب و دارودرمانی. اما حتی یه کلمه هم درمورد درک خودت، دلسوزی برای خودت و چیزهایی که پشت سر گذاشتی نشنیدم. میدونم که ممکنه تعریف من از درمان یهکم غیرعادی باشه، اما فکر میکنم میتونیم هدفی بزرگتر از مهارگری داشته باشیم. دربارهٔ دستورهایی که بهت داده شده شنیدم، اما دربارهٔ چیزی که خودت دوست داشتی انجام بدی چیز زیادی نشنیدم ـ چیزی که تو، جولیا، فکر میکردی، حس میکردی، رؤیاپردازی و آرزو میکردی. پس دوباره میگم، و باور کن که کاملاً جدیام: واقعاً متعجبم از اینکه چقدر درمان واقعی ناچیزی دریافت کردی!»
خورشید
هرچی پشیمونی از نحوهٔ زندگی کمتر باشه، اضطراب مرگ هم کمتر میشه.
خورشید
وقتی مردم در برابر نیروی زندگیبخش مهمی مقاومت میکنند، اغلب منجر به احساس ناامیدی شدیدی میشود. وقتی کاری وجود دارد که در اعماق درونتان میدانید که باید انجامش بدهید و درعینحال از انجام آن خودداری میکنید ـ بهخاطر ترس، شرم، تأیید والدین یا نیاز مالی ــ ممکن است عوارض روانی جبرانناپذیری به دنبال داشته باشد.
خورشید
من مدتها بر این باور بودم که ما درمانگران زمانی بیشترین تأثیر را داریم که خودمان را بهعنوان همسفر به بیمارمان عرضه کنیم، یعنی انسانهایی که خودشان نیز باید از سختیها و ناملایمتهای زندگی و تحقیرها و مشقتهای زنده بودن رنج ببرند. این دیدگاه با موضعگیری بسیاری از افراد فعال در این حوزه، هم در گذشته و هم در اکنون، تفاوت آشکاری دارد؛ کسانی که خود را متخصصانی معرفی میکنند که آمدهاند تا بیمارانشان را اصلاح کنند
خورشید
حالا تنها کاری که میکنم این است: آنچه پشت سر است به دست فراموشی میسپارم و بهسوی آنچه پیشِ روست میشتابم.
خورشید
من معتقدم که اضطرابِ مرگ در مرکزِ بسیاری از نگرانیهایی است که مردم برای درمانشان مراجعه میکنند. غالباً این ترس وجودی در ضمیر ناخودآگاه مدفون میشود و به روشهای دیگری تجلی پیدا میکند، اغلب با بیمیل شدن به پرداختن تماموکمال به زندگی ـ چون اگر کسی واقعاً زندگی نکند، چیزی هم برای از دست دادن نخواهد داشت!
خورشید
چقدر وحشتناک است که زنها مدام احساس ناکافی بودن و شرمندگی از ظاهرشان را تجربه میکنند. این یکی از مخربترین جنبههای روانشناختی فرهنگ ماست و در دهههایی که من مشغول طبابت بودهام، بدتر هم شده است.
خورشید
در طول سالها یاد گرفتهام که نباید در ستایش خساست به خرج دهیم، نه برای بیماران، نه دوستان و نه همکاران. اگر از شصت سال آشنایی با کشمکشهای درونی افراد چیزی یاد گرفته باشم این است که ظاهر بیرونی پراعتمادبهنفس و موفق افراد اغلب ارتباط کمی با احوال درونی آنها دارد. هیچوقت نمیدانی چه کسی واقعاً تشنهٔ شنیدن تأیید یا محبت است.
خورشید
حجم
۲۵۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۳۰ صفحه
حجم
۲۵۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۳۰ صفحه
قیمت:
۹۰,۰۰۰
تومان