جملات زیبای کتاب به وقت عشق | طاقچه
تصویر جلد کتاب به وقت عشق

بریده‌هایی از کتاب به وقت عشق

۲٫۹
(۲۶)
در طول سال‌ها یاد گرفته‌ام که نباید در ستایش خساست به خرج دهیم، نه برای بیماران، نه دوستان و نه همکاران. اگر از شصت سال آشنایی با کشمکش‌های درونی افراد چیزی یاد گرفته باشم این است که ظاهر بیرونی پراعتمادبه‌نفس و موفق افراد اغلب ارتباط کمی با احوال درونی آن‌ها دارد. هیچ‌وقت نمی‌دانی چه کسی واقعاً تشنهٔ شنیدن تأیید یا محبت است.
aitan
صمیمیت واقعی می‌تواند برای کسانی که چنین زخم‌هایی دارند شمشیر دولبه باشد. ما به‌دنبال نزدیکی و صمیمیتیم، اما درعین‌حال از آن هراس داریم، چراکه قبلاً آسیب دیده‌ایم، رها شده‌ایم یا نادیده گرفته شده‌ایم.
aitan
«اگه این اشک‌ها می‌تونستن حرف بزنن چی می‌گفتن؟» این سؤالْ عصای جادویی است!
محدثه ناطقی
کسی که هستی صرفاً اون کسی نیست که درحال حاضر وجود داره. همهٔ ما از تجربه‌ها، خاطره‌ها و رؤیاهای خودمون ساخته شدیم و مغز و سیستم عصبی‌مون یه راهی دارن که این تجربه‌ها رو توی خودشون نگه دارن. بنابراین، درحالی‌که ممکنه بتونیم این افکار رو از آگاهی‌مون بیرون کنیم، اما این تروماهای گذشته یه راهی برای نفوذ پیدا می‌کنن.
aitan
کاملاً واضح بود که حس می‌کرد در شغل دولتی ناامیدکننده و پیش‌پاافتاده‌ای گرفتار شده است، شغلی که روح و روانش را در جوانی فرسوده و پژمرده می‌کرد
zahra
«من بدون اشتباه نمی‌نوازم ـ هرکسی می‌تواند بدون اشتباه بنوازد ــ اما من با احساسی شگفت‌انگیز می‌نوازم.»
zahra
تو باید راه خودت رو ازطریق احساساتت پیدا کنی و اولویت‌های واقعی خودت رو به افکار وسواسی ترجیح بدی.
| Atiyeh |
هرچی پشیمونی از نحوهٔ زندگی کمتر باشه، اضطراب از مرگ هم کمتر می‌شه.
| Atiyeh |
این واقعیت مهم به من یادآوری می‌کند که درمانگران بیماران زیادی دارند، درحالی‌که بیماران فقط یک درمانگر دارند. این یک نابرابری ذاتی است که گاهی اوقات می‌شود از آن به نفع درمان استفاده کرد ــ یعنی ما می‌خواهیم در ذهن بیمار مهم باشیم، به‌طوری‌که کلمات و تجربیاتی که در درمان به اشتراک می‌گذاریم می‌توانند تأثیر تحول‌آفرین قدرتمندی داشته باشند. از طرف دیگر، یک آسیب احتمالی را برای کسی تصور کنید که اهمیت زیادی به تأیید درمانگرش بدهد و خودش را به‌طور کامل فراموش‌شده بیابد.
محدثه ناطقی
امیدوارم نصیحت من رو با جون‌ودل بپذیری. درحال حاضر هدف من اینه که بهت کمک کنم تا از پشیمونیِ اون زمانی جلوگیری کنی که بدون تلاش برای تبدیل شدن به اون چیزی که می‌تونستی باشی به نقطهٔ پایان زندگی‌ت برسی.»
zahra
اما من آموخته‌ام که به‌طور متناقضی آرامش بیش‌ازحد در ظاهرْ نشان‌دهندهٔ انکار مشکلات عمیق‌تر است. چنین موقعیتی می‌تواند یک استراتژی اجتنابی قوی باشد
zahra
صحبت کردنِ صادقانه دربارهٔ خودم به‌عنوان انسانی عادی، ناکامل و فناپذیر ـ کسی که خودش نیز گرفتار تردیدها و اضطراب‌هایش است ــ هم باعث عادی‌سازی مشکلات بیمار می‌شود و هم مانند عاملی برای ایجاد صمیمیت و اعتمادی که برای تغییر لازم است عمل می‌کند
zahra
همهٔ ما در جهانی سرشار از عدم قطعیت زندگی می‌کنیم و با واقعیت‌های اجتناب‌ناپذیری روبه‌روییم که من آن‌ها را به این چند دسته تقسیم می‌کنم: مرگ (فقط وقتی می‌توانیم زندگی کاملی را برای خودمان رقم بزنیم که از ناگزیری مرگ آگاه باشیم)، آزادی (آزادی‌های بسیاری به ما داده شده است و درنهایت خودمان در قبال انتخاب‌هایمان پاسخگوییم)، تنهایی (ما تنها به این دنیا می‌آییم و تنها خواهیم مرد، اما درعین‌حال طالب صمیمیت و پیوندیم) و پوچی (ما در دنیای گیج‌کننده‌ای زندگی می‌کنیم که در آن هیچ نظام ارزشی مطلقی وجود ندارد، اما همچنان خواهان زندگی‌های معناداریم).
| Atiyeh |
تقریباً همیشه اینکه به کسی بگویم چه‌کاری انجام دهد فایدهٔ کمتری دارد تا اینکه برای غلبه بر موانع داخلی به آن‌ها کمک کنم تا بتوانند به نتایجی برسند که بهتر با ارزش‌های عمیق‌ترشان همخوانی داشته باشد.
| Atiyeh |
اعتمادم به شهود خودم نیز مهم به نظر می‌رسید. گاهی لازم بود بدون هیچ دلیل قطعی و فقط براساس احساس قدم بردارم.
| Atiyeh |
چقدر وحشتناک است که زن‌ها مدام احساس ناکافی بودن و شرمندگی از ظاهرشان را تجربه می‌کنند. این یکی از مخرب‌ترین جنبه‌های روان‌شناختی فرهنگ ماست و در دهه‌هایی که من مشغول طبابت بوده‌ام، بدتر هم شده است. ارزیابی جامعه ـ هم مردان و هم زنان ــ از ارزش زن براساس ظاهرش واقعیتی عمیقاً ریشه‌دار است.
| Atiyeh |
چرا یه چیزی به‌جای هیچی وجود داره؟
| Atiyeh |
‫... متوجه شدم که مهم‌ترین دلیل تأثیرگذاری ملاقات ما این بود که شما از همان لحظهٔ اول با منی که کاملاً غریبه بودم این‌قدر مرتبط و با حضور قلب بودید. کمتر پیش می‌آید که چنین‌چیزی را در زندگی روزمره تجربه کنم. نمی‌دانم آیا بقیه هم این‌طورند یا نه. ممنونم. ‫چقدر خوشایند بود که آلارا شعارم در حرفه‌ام را به من یادآوری کرد: «این رابطه است که درمان می‌کند.»
aitan
ذهن‌های بزرگ هزاران سال است که روی این سؤالات بزرگ دربارهٔ زندگی و معنای آن کار کرده‌اند و مشاهدات آن‌ها می‌تواند به افرادی که در ناامیدی به سر می‌برند کمک کند. از یک سو، ارزش بی‌چون‌وچرایی در آوردن این ایده‌ها به روان‌درمانی وجود داشت، زیرا بسیاری از این حکمت‌ها برای کسانی که در اضطراب و نگرانی‌اند مفید واقع می‌شد. از سوی دیگر، شاید مردم هزاران سال است که روی این سؤالات کار کرده‌اند، دقیقاً به این دلیل که هیچ‌کس نتوانسته به پاسخ‌های کافی دست یابد. شاید این سؤالاتِ حل‌نشدنی جاودانه‌اند. شاید دچار شدن به این سؤالات سرنوشت ماست، جنبه‌ای اجتناب‌ناپذیر از وضعیت انسانی.
aitan
تجربهٔ من این بوده است که وقتی مردم در برابر نیروی زندگی‌بخش مهمی مقاومت می‌کنند، اغلب منجر به احساس ناامیدی شدیدی می‌شود. وقتی کاری وجود دارد که در اعماق درونتان می‌دانید که باید انجامش بدهید و درعین‌حال از انجام آن خودداری می‌کنید ـ به‌خاطر ترس، شرم، تأیید والدین یا نیاز مالی ــ ممکن است عوارض روانی جبران‌ناپذیری به دنبال داشته باشد.
zahra
رفته‌رفته ارتباطی عمیق را شکل دادیم، چیزی که در این روند به آن می‌گوییم «اتحاد درمانی». این اتحاد، برقراری و به کار بردن آن، مهم‌ترین عامل در رویکرد درمانی من است. در سخنرانی‌ها و نوشته‌های متعددم بارها گفته‌ام که «این رابطه است که درمان می‌کند». آنچه باعث تغییر می‌شود برگه‌ای نیست که بیمار آن را پر می‌کند یا حتی سؤالات زیرکانه‌ای که درمانگر مطرح می‌کند یا تغییر رفتاری که بیمار باید روزانه آن را ثبت کند. در رویکرد من به درمان، ارتباط صادقانه بین درمانگر و بیمار درواقع ابزاری است که با استفاده از آن به کشف می‌رسیم، آگاه می‌شویم، تغییر می‌دهیم و درنهایت درمان می‌کنیم.
| Atiyeh |
دوستی نیاز به تلاش داره و گاهی هم نیاز به ریسک کردن.
| Atiyeh |

حجم

۲۵۹٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۳۰ صفحه

حجم

۲۵۹٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۳۰ صفحه

قیمت:
۹۰,۰۰۰
تومان