
٪۷۰
کتاب جادوی بزرگ، زندگی خلاقانه با غلبه بر ترس
انتشارات:
نشر نوین٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
sara.m.shzi
۵۳
آنچه که مطرح است این نیست که شما به چه چیزی علاقه دارید؟ این است به چه کاری آنقدر علاقه دارید که بتوانید ناخوشایندترین جنبههای آن را تحمل کنید؟
sara.m.shzi
۲۰
همه ما مخازنی از گنجینههای مدفون متحرک هستیم
sara.m.shzi
۲۰
گر بر سر خلاقیت داد بزنید و بگویید «تو باید برای من پول دربیاوری» مثل این است که سر گربه داد بزنید؛ او اصلاً درک نمیکند شما در مورد چه صحبت میکنید و همه این کارها فقط موجب میشود که او از ترس فرار کند، زیرا سروصدای زیادی به راه انداختهاید و صورتتان در هنگام انجام این کار عجیبوغریب به نظر میرسد
آنا جمشیدی
۱۸
به نظر من کمالگرایی، نسخه بسیار باکلاسِ ترس است. کمالگرایی همان ترس است که لباس مبدل، کفشهای فانتزی و کت خز پوشیده است و وانمود میکند که بسیار زیبا و برازنده است، درحالیکه وحشتزده است. زیرا در زیر این پوشش زرقوبرقدار کمالگرایی، چیزی بیش از احساس وحشت و نگرانی عمیق نیست که همیشه میگوید «من به اندازه کافی خوب نیستم و هرگز خیلی خوب نخواهم بود.»
sara.m.shzi
۱۴
«ما باید برای یافتن خوشیها ریسک کنیم، باید سرسختی لازم برای پذیرش خوشحالی، در کوره بیرحمانه این جهان را داشته باشیم.»
sara.m.shzi
۱۴
تاریکترین صدای درونیتان از شما خواهد پرسید: فکر میکنی چه کسی هستی؟ شما باید جواب بدهید: سؤال بامزهای میپرسی. من به تو خواهم گفت که هستم. من فرزند خدا هستم همانند همه افراد دیگر. من جزئی از جهان او هستم. من حامیان نامرئی دارم که مرا باور دارند و در کنار من تلاش میکنند. اصلاً این حقیقت که من اینجا هستم خود گواه بر این است که من حق دارم اینجا باشم
sara.m.shzi
۱۴
این قانون ساده و سخاوتمندانه زندگی است که هر چیزی که تمرین کنید، در آن پیشرفت خواهید کرد
sara.m.shzi
۱۲
«خیلی از ما به کمالگرایی اعتقاد داریم که این امر موجب نابودی خیلی چیزهای دیگر میشود زیرا کمالگرایی فقط دشمن خوبی نیست بلکه دشمن واقعبینی، امکانپذیری و سرگرمی و لذت هم است.»
کمالگرایی افراد را از به اتمام رسانیدن کارشان باز میدارد و حتی بدتر، اغلب افراد را از شروع کردن کارشان باز میدارد
مهدی تمدن رستگار
۶
تعریف زندگی خلاقانه
باور دارم که تمام زندگیهای خلاقانه با این سؤال اساسی مرتبطند: آیا شجاعت پدیدار کردن گنجینههای نهفته درونت را داری؟
ببینید، نمیدانم چه چیزی در درون شما نهفته است، به هیچ طریقی نمیتوانم به آن پی ببرم، شاید خود شما هم به صراحت ندانید، اگرچه شک دارم که حتی توجه اجمالی کرده باشید.
shahabclick
۶
جهان آفرینش، جواهرات عجیبی درون همه ما مخفی میکند و سپس عقب میایستد تا ببیند آیا میتوانیم آنها را پیدا کنیم!
sara.m.shzi
۵
بعدها گفت که شهرت برایش خستهکننده شده بود، نه به این دلیل که غیراخلاقی یا فاسد باشد؛ بلکه صرفاً به این دلیل که دقیقاً همه روزها مشابه هم شده بودند.
sara.m.shzi
۵
در یونان باستان، کلمهای که برای نشان دادن نهایت درجه شادی انسان بکار میرود خوشروانی یا یودایمونیا است که اساساً به معنای خرسندی روان است که روح خلاق، کمکهای خارجی و معنوی دریافت میکند. (مفسران مدرن شاید با این حس رمز و راز الهی راحت نباشند و آن را صرفاً «اشتیاق به کار» یا «جذب شدن به فعالیت» بنامند)
sara.m.shzi
۴
من همیشه سعی میکنم به خودم یادآوری کنم که من و خلاقیت در رابطه عاشقانهای به سر میبریم و سعی میکنم آنطور که خودمان را برای کسی که میخواهیم با او رابطه عاشقانه داشته باشیم آراسته میکنیم، خودم را به نیروی الهام نشان بدهم، نه مثل کسی که به این علت که کلاً خسته و ناامید است لباس زیر شوهرش را در کل هفته در خانه پوشیده است
sara.m.shzi
۴
رماننویس بزرگ آمریکایی رابرت استون، یکبار با شوخی گفت که او دو تا از بدترین ویژگیهایی که یک نویسنده میتواند داشته باشد را داراست: او تنبل و کمالگرا است. درواقع این دو، ضروریترین عناصر رخوت و بدبختی هستند. اگر میخواهند زندگی خلاقانه و رضایتبخشی داشته باشید، نباید هیچیک از این دو ویژگی را در خودتان رشد دهید، باور کنید
شاهین
۴
من زن جوانی بودم که بهتازگی کالج را تمام کرده بودم. هنوز بخشهای تاریک و محدودکننده تصورات من بر این باور بودند که تحصیلات من تمام شده است، چون دانشگاه نیویورک به تازگی مدرک دیپلم به من اعطا کرده بود. بااینحال ملاقات با وینفرد باعث شد بفهمم تحصیلاتم به پایان نرسیده است؛ تحصیلات زمانی به پایان میرسد که شما بگویید به پایان رسیده است و وینفرد که زن سرزنده هشتادسالهای بود، با قاطعیت تصمیم گرفته بود که: تحصیلاتم هنوز به پایان نرسیده است.
آنا جمشیدی
۴
«چیزی که در مورد شما میگویند مهم نیست، مهم پاسخی است که میدهید.»
درواقع حتی زحمت پاسخ دادن را هم به خودتان ندهید.
فقط کار خودتان را انجام بدهید.
sara.m.shzi
۳
دوست دارم که شما گفتوگوهای خلاقانهتر و جالبتری با زندگیتان داشته باشید. به خاطر خدا حداقل از خودتان دفاع کنید. با تعریف کردن از خودتان بهعنوان موجودی خلاق از خودتان دفاع کنید و این امر با اعلام قصد و تصمیمتان میسر میشود.
sara.m.shzi
۳
هنر کاملاً بیمعنی است.
بااینحال عمیقاً معنادار است.
درست است این پارادوکس است، اما من فکر میکنم همه ما که داریم این کتاب را میخوانیم بزرگسال هستیم و از عهده کنترل آن برمیآییم. من فکر میکنم همه ما میتوانیم به طور همزمان دو ایده متضاد داشته باشیم بدون اینکه سرمان منفجر بشود. پس بیایید یکبار آن را انجام بدهیم. پارادوکسی که نیاز است تا بتوانید به راحتی زندگی کنید، درصورتیکه خواهان زندگی خلاقانه و خرسندکننده هستید، اینگونه است: اگر میخواهم زندگی هنرمندانهای داشته باشم و اگر میخواهم معقولانه زندگی بکنم، بیان خلاقانه من باید مهمترین چیز در دنیا برای من باشد.
sara.m.shzi
۳
موزیسینهای مشتاق جوان بسیاری را دیده بود که برای تقلید از قهرمان خود چارلی پارکر، هروئین مصرف میکردند. مک لین میگوید او شاهد جوانان علاقمند به جاز بود که وانمود میکردند معتاد به هروئین هستند (چشمان نیمه بسته، دولا و خمیده راه رفتن) حتی خود پارکر از مردم به التماس خواسته بود که تراژیکترین جنبه زندگی او را تقلید نکنند. اما شاید مصرف هروئین یا تظاهر به مصرف آن آسانتر از این است که با تمام وجود به هنرتان متعهد شوید.
اعتیاد هنرمند نمیسازد
sara.m.shzi
۳
من با اظهارات روانشناس انگلیسی آدام فیلیپس موافقم «اگر هنر به ظلم و ستم مشروعیت ببخشد، فکر میکنم که آن هنر ارزش ندارد.»
جمشید
۳
هر مانعی که شما را از رسیدن به زندگی خلاقانه بازمیدارند، از سر راه بردارید. میتوانید مشروبات الکلی را ترک کنید تا ذهن پذیرندهتری داشته باشید. میتوانید روابط سالمتری پرورش بدهید تا غمهای عاطفی زاده خیالاتتان، حواستان را پرت نکنند. میتوانید گاهی اوقات به خاطر آنچه که خلق کردهاید، ابراز شادمانی بکنید
fatima
۳
قانون طلایی خانواده من این است: اگر خودتان را از لحاظ مالی حمایت میکنید و فرد دیگری را هم به زحمت نمیاندازید، آنگاه آزادید که هر کاری که دوست دارید با زندگیتان انجام بدهید).
زهرا
۳
من به این باور رسیدهام که نبوغ من، خیلی صبر میکند تا ببیند آیا من برای کار کردن با او جدی هستم. گاهی اوقات احساس میکنم که نبوغم در گوشهای نشسته است و روزها و هفتهها و ماهها به من در میز کارم نگاه میکند تا اینکه مطمئن بشود من واقعاً جدی هستم و مطمئن بشود که با تمام وجود تلاش میکنم. زمانی که نبوغم متقاعد بشود که من مشغول کارهای بیهوده نیستم، ممکن است خودش را نشان بدهد و پیشنهاد همکاری بدهد. گاهی اوقات این مساعدت ممکن است دو سال پس از اینکه درگیر پروژهای هستم از راه برسد. گاهی اوقات این مساعدت بیش از دو ماه طول نخواهد کشید.
nedsalehani
۳
این قانون ساده و سخاوتمندانه زندگی است که هر چیزی که تمرین کنید، در آن پیشرفت خواهید کرد.
sara.m.shzi
۲
ایده نبوغ خارجی به کنترل نفس هنرمند کمک میکند و او را تا حدودی از فشار اعتبار یا سرزنش کامل حاصل از نتایج کارش دور نگه میدارد. اگر در کارتان موفق نشوید، تماماً تقصیر شما نخواهد بود. میتوانید بگویید «هی، تقصیر من نیست نبوغ من امروز کمکم نکرد».
درهرصورت از نفس آسیبپذیر انسان محافظت میشود.
در برابر تأثیر مخرب ستایش محافظت میشود. در برابر تأثیر فرساینده شرم محافظت میشود.
sara.m.shzi
۲
فکر میکنم زمانیکه جامعه به افرادی که دارای نبوغاند، گفت آنها نابغهاند، زیانی بزرگ به هنرمندان وارد کرد. این امر در دوره رنسانس با ظهور دیدگاه منطقی و انسانمحور اتفاق افتاد... . خدایان و رمز و رازها را نادیده گرفتیم و همه اعتبار یا سرزنشی که به خاطر خلاقیت وجود دارد را به خود هنرمندان نسبت دادیم و همه آنها را به انسانهای بسیار شکنندهای تبدیل کردیم که کاملاً مسئول بوالهوسیهای نیروی الهام هستند.
sara.m.shzi
۲
هر وقت کسی به من میگوید که میخواهد برای کمک به مردم کتابی بنویسد، به او میگویم: اوه، لطفاً این کار را نکن.
لطفاً سعی نکنید به من ایراد بگیرید.
منظورم این است که این خوبی شماست که میخواهند به مردم کمک کنید، اما لطفاً آن را به تنها انگیزه خلاقانه خود تبدیل نکنید؛ زیرا ما سنگینی نیت ثقیل شما را احساس خواهیم کرد و این موجب فشار بر ما خواهد شد. من ترجیح میدهم که شما برای سرگرمی خودتان کتابی بنویسید
sara.m.shzi
۲
تفکر من این است که اگر شما دوست دارید در زمینه خاصی به یک هنرمند تبدیل بشوید، آنگاه کنترل ناامیدی، جنبه مهمی از کارتان خواهد بود و شاید مهمترین جنبه آن باشد. ناامیدی فقط در روند کارتان ایجاد وقفه نمیکند، ناامیدی جزئی از خود روند است.
شاهین
۲
این حس عمیق علاقمندی باعث میشد حتی با اینکه موفقیت ملموسی به دست نیاورده بودم، به کارم ادامه بدهم.
و من آرام آرام پیشرفت کردم.
این قانون ساده و سخاوتمندانه زندگی است که هر چیزی که تمرین کنید، در آن پیشرفت خواهید کرد.
Lily
۲
و گنجینه فوقالعادهای درون من و شما و همه کسانی که اطراف ما هستند نهفته است و آشکار نمودن آن گنجینهها نیازمند تلاش، ایمان، تمرکز، شجاعت و ساعتها ازخودگذشتگی است. ساعت تیکتاک میکند و جهان در حال چرخش است و ما زمانی در اختیار نداریم که آنقدر کوچک فکر کنیم.
