
بریدههایی از کتاب بانوی پستچی
۳٫۴
(۲۰)
«یه روز یه نفری رو که هر روز میدیدین، دیگه نمیبینین.»
𝓝𝓮𝓰𝓪𝓻
«جنگ بر تمام انسانها واقع میشود، نفربهنفر. این واقعاً تمام چیزی است که برای گفتن دارم و برای من، اینطور بهنظر میرسد که برای همیشه در حال گفتن همین بودهام.»
𝓝𝓮𝓰𝓪𝓻
بالاخره، جعبه بهخوبی بستهبندی و مهر شد.
آیریس پرسید: «برای کجا؟»
هری گفت: «تو.»
zeynab_m91
«دیگه نمیتونستن تحمل کنن، میشنوین؟ تحمل اینکه صبر کنن تا شب به صبح برسه - بمبارون تموم بشه – نداشتن، درحالیکه دیوانهوار منتظر این بودن که «پایان» بیاد و اونا رو پیدا کنه و همونجا که شروع به راه رفتن کردن، بمیرن.»
zeynab_m91
ویل زمزمه کرد: «شش ماه. تابستون برمیگردم خونه.»
اِما قبل از اینکه برای جواب دادن دهان باز کند، خوب نگاهش کرد. چه میتوانست بگوید؟ چه چیزی میتوانست او را متوقف کند؟ او از همین الان، رفته بود. آنجا بود.
zeynab_m91
فکر کرد که کاش میتوانست زمان را میان دستانش کش بیاورد؛ مثل یک آبنبات مغزدار، آنقدر آن را بکشد تا به مغز خوشمزهاش برسد، درست پیش از ازهمگسیختن و بعد در همان نقطه زندگی کند. نقطهای در وسط زمان، نه به جلو برود و نه به عقب بنگرد.
𝓝𝓮𝓰𝓪𝓻
ن دیگر پیر شدهام؛ خسته از جوانیای که تماماً در تلاش برای کشف و افشای حقیقت گذشت،
𝓝𝓮𝓰𝓪𝓻
«رئیسجمهور قول داده و چرچیل هم گفته که لازم نیست ما پسرامون رو بفرستیم، نه امسال و نه هیچ سال دیگهای.» کلمات رئیسجمهور را از بر تکرار کرد: «و نه هیچ سال دیگهای. خودش گفت.»
آیریس شانههایش را بالا انداخت: «مجبورن بفرستن.»
𝓝𝓮𝓰𝓪𝓻
«روزی آنها اینجا بودند؛ من دیدمشان.»
𝓝𝓮𝓰𝓪𝓻
زنی که در انتهای میز نشسته بود، همچنان من را زیر نظر داشت. او که هنوز متقاعد نشده بود دارم حقیقت را میگویم، گفت: «نویسندهها... هیچوقت نمیتونیم با تموم وجود به اونا اعتماد کنیم.»
با خودم فکر کردم مهم نیست،
Tuberosa
خیلی وقت پیش، فکر میکردم که اگر به مردم فرصت داده شود، به سوی خوب بودن پیش میروند، همانطور که به سوی نور.
Tuberosa
اما وقتی شنیدیم که بریتانیاییها توپهایشان را از موزهی بریتانیا بیرون کشیدهاند و آنها را به سمت رودخانهی تیمز هل میدهند، سرمان را به نشانهی نفی تکان دادیم. حالا شانزده شب بود که بر سر لندن بمب میبارید. اتوبوسها در خیابانها متوقف شده بودند. به ما گفتند که حتی نوزادان در اثر موج انفجار از تختهای خود به بیرون پرتاب شده بودند
Tuberosa
حجم
۳۰۷٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۳۷۶ صفحه
حجم
۳۰۷٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۳۷۶ صفحه
قیمت:
۷۵,۰۰۰
تومان